وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: خاطراتی, از, گویندگان, گویندگی,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطراتی از گویندگان و گویندگی
نویسنده پیام
بنیانگذار و مدیرکل انجمنها
*******



وضعيت : آفلاین
ارسال ها:181
تاریخ ثبت نام:شهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه
دلنوشته من
سپاس ها 14
سپاس شده 12 بار در 66 ارسال
شماره کاربری : 2
ارسال: #1
خاطراتی از گویندگان و گویندگی
ماجرای محبوس شدن مدیر دوبلاژ

در زندگی انسان لحظاتی وجود دارد که همیشه در خاطر می ماند. یکی از آنها از این قرار است: سالن استراحت استودیو الوند وسیع و مستطیل شکل بود. اکثر اتاقها از جمله دو اتاق فرمان در یک سمت قرار داشت.دفتر ارباب رجوع ، هر دو سالن دوبلاژ را از هم جدا میکرد. دو اتاق موویلا و یک اتاق فنی هم در دو طرف سالن استراحت قرار گرفته بودند. در آن دوره بخاطر کثرت کار تمام روزهای هفته را تا ظهر جمعه کار میکردیم. کمتر پیش می آمد که حتی آخر هفته هم استودیو تعطیل باشد. یک روز عصر پنجشنبه به دلیل سرماخوردگی شدید ایرج ناظریان که مشغول دوبله فیلم 300 محصول 1962 فوکس قرن بیستم به کارگردانی رودولف ماته بود ، استودیو تا صبح شنبه تعطیل شد. افراد فنی هم به همراه دوبلورها خداحافظی کرده و رفتند.

این بهترین فرصت برای من بود که میتوانستم سری به محله قبلی مان (جوادیه) زده و ساعاتی در کنار دوستانم باشم. با عجله و شتابی که عادت همیشگی ام بود و هست ، تمام کارهای استودیو را انجام دادم و درها را نیز قفل کردم. غافل از اینکه زنده یاد عطاالله کاملی (مدیر دوبلاژ) داخل اتاق دوبلاژ پشت میز گویندگان مشغول بررسی کلاکت و جمع آوری تکست های روی میز دوبلاژ است. مرحوم کاملی بعد از پایان کار آماده رفتن میشود ولی می بیند در سالن دوبلاژ قفل است. هرقدر تلاش و داد و فریاد میکند نمیتواند خود را نجات دهد. در نتیجه تا صبح شنبه در همان اتاق که تمام در و دیوارش آکوستیک بود ، تشنه و گرسنه ، بدون هیچگونه وسایل بهداشتی ، دو شب و یک روز را با ناراحتی و عصبانیت حبس میشود. خانواده و اطرافیانش همه جا را برای یافتن او زیرپا میگذارند اما نتیجه ای نمیگیرند و تا روز شنبه با ناراحتی و خاطری پریشان لحظه ها را سپری میکنند.

وقتی روز شنبه - ساعت شش صبح - درب سالن دوبلاژ را باز کردم با منظره عجیبی روبرو شدم که خدا دیگر آن روز را نیاورد... روز بدی بود. بخصوص برای من که از ترس در گوشه ای کز کرده بودم و از فرط شرمندگی نمیدانستم چه کاری انجام بدهم تا اندکی جبران مافات شود.  تمام خوشیهای روز جمعه زهرم شده بود. هرکس از در وارد میشد و از موضوع اطلاع پیدا میکرد هاج و واج می ماند. صحبت های درگوشی ، خنده های پنهانی ، نصیحت های بی نتیجه و دیرهنگام مانند نوشداری پس از مرگ سهراب ، تاثیری در وضعیت بوجود آمده نداشت. اما آن مرحوم عمل نابخشودنی مرا نادیده گرفت و با بزرگواری تمام مرا بخشید. روحش شاد.


از کتاب یک روستایی در لاله زار . نوشته ایوب شهبازی. ص 139 و 140

[تصویر: 14460608951.jpg]
(آخرین ویرایش در ۶-۸-۱۳۹۴ ۱۱:۰۵ عصر توسط: منصور.)
۶-۸-۱۳۹۴ ۱۱:۰۰ عصر
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
خاطراتی از گویندگان و گویندگی - منصور - ۶-۸-۱۳۹۴ ۱۱:۰۰ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی