وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از کافه راندوو تا سینما کلاسیک
نویسنده پیام
کارشناس کارگروه دوبله
****


کارشناس کارگروه دوبله

وضعيت : آفلاین
ارسال ها:58
تاریخ ثبت نام:مهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه منوچهر والی‌زاده+بهرام زند
دلنوشته من
سپاس ها 8
سپاس شده 17 بار در 29 ارسال
شماره کاربری : 8
ارسال: #7
RE: از کافه راندوو تا سینما کلاسیک
مسعود فراستی در ابتدای نقد فیلم سینمایی سرب (1368) توصیف جالبی از افرادی که برای تماشای فیلم به سالن سینما آمده‌اند ارائه می‌کند، توصیفی جالب از تقابل پیران و جوانان:

«سرب را اول بار چند هفته‌ای قبل از جشنواره در نسخۀ کامل دیدم؛ در یک نمایش خصوصی. بسیاری از مشتاقان هنر و هنرمندان سینما دوست آمده بودند؛ جوان‌ها و قدیمی‌ها. سالن انتطار سینما پر بود از هم‌نسلان‎ فیلمساز و عده‌ای پیرترها و جوان‌ترها. قدیمی‌ها با خستگی و پیری‌شان و با نگاه‌ها و سلام و علیک آرامشان آمده بودند و به هم دلداری می‌دادند که «بله،جوانی گذشت»، «چه روزهایی بود!»، «عجب پیر شده‌ای!»، «موهایت یکدست سفید شده»، «کار تازه چه کرده‌ای؟»، «مدت‌هاست گه کار نمی‌کنی» و یادها و یادها از گذشته‌های دور و زنده‌باد نوستالژی‌ها.

میانسال‌ها، قدیمی‌ها [را] نگاه می‌کردند. بعضی‌هایشان ادای پیرتر را در می‌آوردند، با خستگی و پیری زودرسشان. بقیه جدی‌تر و مشتاق‌تر می‌نمایاندند. جوان‌ها حیرت زده در گوشه‌هایی به بقیه می‌نگریستند و به سر و وضعشان. مرتب آدم‌های بزرگ و معروف از کنارشان رد می‌شدند، بله این فلان نویسنده، بهمان شاعر یا نقاش نامی است. فیلمسازان، بازیگران و بسیاری از اهل سینما و اکثر روشنفکران و منقدان آمده بودند. بعضی از جوان‌ها ذوق زده، لحظه‌ای در کنار یک قدیمی سرشناس می‌ایستادند و احساس بزرگی می‌کردند.

اقلیتی هم که معلوم بود یا بزرگان را نمی‌شناسند یا اهلش نیستند، در گوشه‌ای ایستاده بودند و بیگانه با این جماعت و حرف‌ها و یادها و حسرت‌هاشان...»

 
سروش شماره 480، تیر 68
 
۲۰-۵-۱۳۹۵ ۰۸:۳۶ صبح
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
RE: از کافه راندوو تا سینما کلاسیک - شهرزاد - ۲۳-۱-۱۳۹۵, ۰۵:۵۳ عصر
RE: از کافه راندوو تا سینما کلاسیک - جیسون بورن - ۲۰-۵-۱۳۹۵ ۰۸:۳۶ صبح

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی