وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: پیرامون, درست, نوشتن,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیرامون نوشتن و درست نوشتن
نویسنده پیام
کاربر فعـال
***



وضعيت : آفلاین
ارسال ها:49
تاریخ ثبت نام:مهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه سیاوش مینویی
دلنوشته من
سپاس ها 16
سپاس شده 23 بار در 46 ارسال
شماره کاربری : 11
ارسال: #5
RE: پیرامون نوشتن و درست نوشتن
دو ویراستارنما بدون اطلاع بنده تغییراتی در متنم ایجاد کردند و کتاب به همان شکل منتشر شد. بعد از انتشار کتاب و دیدن متن، غلط های دستوری و ویرایشی آنها را برای ناشر فرستادم.
شاید تقابل جملات برای بعضی از دوستان جالب باشد. متن اول متن تغییریافته و حاصل قلم ویراستاران است و متن دوم متن اولیه و ویرایش نشدۀ من.

ویراستار: (ابتدای کتاب، ص 5): « می‌گویند خیزران‌های یک کُنده در تاریخی می‌شکفند و در تاریخی می‌میرند، هر قدر هم محل کاشتشان در جهان از هم فاصله داشته باشد.»

من: «گفته می‌شود که خیزران‌های یک کُنده در یک تاریخ می‌شکفند و در یک تاریخ می‌میرند، هر قدر هم محل کاشتِ آنها در جهان از هم فاصله داشته باشد.»
(توضیح: در جملۀ ویراستار معنی عوض شده است. «در یک تاریخ» یعنی همزمان، اما «در تاریخی» یعنی در تاریخی نامشخص.)


ویراستار: (ص 15): اولین طبیعتاً واکنشم این بود که به خودم شک کنم.
من: اولین واکنشم طبیعتاً این بود که به خودم شک کنم.

ویراستار: (ص 21 انتهای صفحه): آن‌گاه به خودم گفتم، تو می‌توانی در هر شش اتاقت یک دوربین بگذاری و صفحه‌ی مانیتورت را به تعداد پنجره تقسیم کنی
من: آنگاه به خودم گفتم، تو می‌توانی در هر یک از شش اتاق‌ خود یک دوربین بگذاری و صفحه‌ی مانیتور را به همان تعداد پنجره تقسیم کنی
(توضیح: ویراستار واژۀ «همان» را حذف کرده و به معنای جمله لطمه زده است.)

ویراستار: (ص 22): لابد مرا یک آدم وسواسی و یا یک‌جانشینی افسرده تلقی می‌کردند
من: لابد مرا آدمی وسواسی و یا یکجانشینی افسرده تصور می‌کردند
(ویراستار متن را مبهم‌تر کرده است. در ضمن، استفاده از «یک» برای نکره کردن اسم متأثر از دستور زبانهای خارجی است. یکجانشینی= فردی یکجانشین و نه یک جانشین!)

ویراستار: (ص 23 انتهای صفحه): موقت پنجره‌ی «آشپزخانه» را بستم.
من: پنجره‌ی «آشپزخانه» را روی صفحه موقتاً بستم
(موقت صفت است و نه قید. این متن دیالوگ محاوره‌ی کوچه و بازار نیست)

ویراستار: ( ص 26): مانند یک جنگجوی نینجا که ناگهان و بی‌صدا در جای خاصی ظاهر می‌شود و به همان شکل از آنجا ناپدید می‌شود.)
من: مانند یک جنگجوی نینجا که ناگهان و بی‌صدا در یک جای خاص ظاهر و یا با همان روش از آنجا ناپدید می‌شود.
(توضیح: من «می‌شود» اول را به قرینۀ لفظی حذف کرده بودم. ویراستار محترم، با تکرار «می‌شود» از زیبایی و فصاحت جمله کاسته است. )
ویراستار: (ص 26): چفت پنجره را انداختم و برای خودم قسم خوردم که هر روز صبح ببینم پنجره‌ها بسته شده
من: چفت پنجره را زدم و قسم خوردم هر روز صبح ببینم که پنجره‌ها بسته‌اند
(توضیح: به نظرم ساختارِ « برای خودم قسم خوردم» فارسی نیست که ویراستار محترم اضافه کرده است. در چنین مواردی می گویند « با خودم عهد کردم/ نذر کردم».


ویراستار: (ص 28): گذشته‌ام از شکاف‌های پنهان سرریز می‌کند
من: گذشته‌ام از شکافهای پنهان جاری می‌شود
(توضیح سرریز کردن برای شکاف درست نیست، برای ظرف مناسب است. «رخنه کردن»،« تراوش کردن» بهتر بود. یا همان جاری شدنی که در متن اصلی آمده است)

ویراستار: (ص 28): هیچ دیوار گذری نمی‌توانست به خود امتیاز ویژه دهد.
من: هیچ دیوارگذری نمی‌توانست به خود امتیاز ویژه‌ بدهد
(توضیح: دیوارگذر یک کلمه است و باید مثل متن اصلی چسبیده نوشته شود. یعنی: کسی که می‌تواند شبح‌وار از دیوارها بگذرد.)

ویراستار: (ص 29): یک بِنتو خریدم که بسته‌ای آلوچه‌ی نمک‌سود و دو تا کیرین در آن بود تا همکارانم که موقع استراحت می‌رفتند تفریح کنند، ناهارم را تنها بخورم.
من: یک بِنتو، یک بسته آلوچه‌ی نمک‌سود و دو کیرین از مغازه‌ی فَمِلی مارتِ پایین ِ خانه‌ام برای خودم خریده بودم‌ تا وقتی همکاران در وقت استراحت می‌رفتند تفریح کنند، به تنهایی ناهار بخورم.
(توضیح: ویراستار نه تنها از خودشان به متن اضافه کرده‌اند و دو کیرین را درون بستۀ آلوچه گذاشته‌اند، بلکه با تغییرِ ادامۀ جمله آن را مبهم کرده‌اند.)


ویراستار: (ص 31) چطور تصور می‌کردم که پس از انداختنش توی تله، حالا سعی داشتم پیش از بسته شدنِ در، او را از آن بیرون بکشم؟
من: خودم چطور می‌توانستم تصور کنم که پس از انداختنِ او در تله، حالا سعی داشتم پیش از بسته شدنِ در، او را از آن بیرون بکشم؟
( توضیح: سؤال دربارۀ نحوۀ تصور نیست که بگوییم: چطور تصور می‌کردم... ؟ بلکه سؤال دربارۀ چرایی انجام این کار است. به نظرم جملۀ ویرایش شده مبهم‌تر از اصلی است)

ویراستار: (ص 32): آن‌طور که بعداً از تماس تلفنی یک بازرس فهمیدم، مأموران دیدند در خانه‌ام بسته بود.
من: آنطور که بعداً از تماس تلفنی یک بازرس فهمیدم، مأموران درِ خانه‌ام را بسته یافته بودند.
(توضیح: ویراستار با تغییر ساختار جمله، عبارتی را جایگزین کرده است که غلط است و مطابق با نحوِ زبان فارسی نیست. ما در فارسی افعال جملات پایه و پیرو را مثل انگلیسی و فرانسوی تطبیق نمی‌دهیم. مثلاً اگر بخواهیم همین عبارت را به فارسی بگوییم، می‌گوییم: مأموران دیدند در خانه‌ام بسته است.)


ویراستار: (ص32 خط آخر و 33) محض احتیاط(...)گشتند(....)کمدِ تشک‌ها، پیدا کرد.
من: در متن اصلی افعال ماضی بعید است: گشته بودند...پیدا کرده بود.
(توضیح: این قسمت از متن روایت راوی است نه گفتۀ بازرس. همین زمان فعل نشان می‌دهد که این قسمت روایت است نه ادامۀ گزارش)

ویراستار: (ص 34): باید از این حالتِ بهت‌زدگی بیرون می‌آمدم که با حزن و اندوهم آلیاژ عجیبی را شکل می‌داد
من: لازم بود خودم را از این حالت بُهت‌زدگی که به همراهِ حزن و اندوهم آلیاژ عجیبی را شکل می‌داد، جدا کنم

ویراستار: (ص 36): درآمدش که قطع شده بود اجاره‌نامه‌اش را فسخ کرد.
من: با قطع شدنِ درآمدش اجاره‌نامه‌ی آپارتمانش را فسخ کرده بود.
(توضیح: تمام افعال این پاراگراف ماضی بعید است و ویراستار با آوردن فعل ماضی جمله را از زمانی گذشته‌تر به زمانی نزدیک تر در گذشته آورده است و این فعل با فعل بعدی که باز هم ماضی بعید است همخوانی ندارد.)


ویراستار: (ص 39): با این همه کم کم احساس نزدیکی بیشتری کرده و به خودش سخت نمی گرفت.
من: با این وجود کم کم احساس نزدیکی بیشتری کرده و به خودش سخت نگرفته بود.
(توضیح: در متن اصلی هر دو فعل ماضی بعید است و «بود» اول به قرینۀ لفظی حذف شده است. ویراستار ضمنِ تغییر زمان فعل دوم- که کار درستی نبوده -، فراموش کرده است فعلِ معین جملۀ اول را بنویسد.)

ویراستار: (ص 39): در اوشیره را باز می‌کند و داخلش را بررسی می‌کند.
من: در اوشیره‌ را باز و داخلش را بررسی می‌کند.
(توضیح: فعل معین « می‌کند» در متن من به قرینۀ لفظی حذف شده است. ویراستار آن را تکرار کرده و از شیوایی متن کاسته است.)

قسمت دوم
ویراستار:ص 41: به عنوان هواشناس برای حوادث آسمانی حافظه‌ی خوبی را می‌پروراندم
من: به عنوان یک هواشناس، حافظه‌ی خوبی برای حوادث آسمانی پرورش می‌دادم
(توضیح: فعل جمله نیازی به «را» ندارد.)

ویراستار: ص 47: این زن بیش از یک سال به طورِ مخفیانه در آن‌جا زیسته و فقط گاهی به دو آپارتمان دیگری نقل مکان می‌کرد که به طور ناشناس آنجا می‌ماند.
من: این زن بیش از یک سال به صورت مخفیانه در آنجا زیسته و فقط گاهی به دو آپارتمان دیگری که برخی اوقات به صورت ناشناس در آنها می‌ماند، نقل مکان کرده بود.
(توضیح: در فارسی حذف فعل معین از فعل ماضی بعید بدون قرینۀ لفظی ( یعنی به قرینۀ معنوی) غلط است. در جملۀ اصلی قرینۀ لفظی وجود دارد و به همین دلیل «بود» از «زیسته بود» حذف شده است. ویراستار محترم با تغییر زمان فعل دوم از ماضی بعید به ماضی استمراری (که این هم اشتباه است) فعل جملۀ اول را دچار نقص کرده است.)
نکته: ویراستار فعل‌های معین ( است، بود، شد...) را از تمام فعل‌های ماضی نقلی حذف کرده است، که البته آوردن فعل به این صورت اشتباه نیست. اما این نوع نوشتن برای متن‌های عامیانه‌تر و خودمانی مناسب است. من ترجیح می‌دهم در متونی که لحن و ساختار نوشته، ادبی است و یا لااقل خودمانی و محاوره‌ای نیست فعل را به صورت کامل ( گفته است، رفته است، آمده بود و ....) بیاورم. ای کاش ویراستاران عزیز، به این تصمیم من احترام می‌گذاشتند و سعی نمی‌کردند این ترجمه را شبیه ترجمه‌های خودشان و اغلب ترجمه‌های موجود کنند.

ویراستار: ص 50: روز نهم، باد بمب دوم را هم به طرف دیگر اتاقش پرت می‌کند
من: روز نهم، بادِ بمب دوم او را به سوی دیگرِ اتاقش پرت می‌کند.
(توضیح: بادِ بمب، او را پرت می‌کند. نه اینکه باد، بمب دوم را پرت می‌کند!!!)

ویراستار: ص 50: آخرین آهنگی که ازآن‌جا شنیده می‌شد، ترجیع آشنایی برای تمام هم‌نسلانم بود که تا خانه بدرقه‌ام کردند.
من: و آخرین آهنگی که از آن مکان بیرون می‌آمد و ترجیعی آشنا برای تمام هم‌نسلان من بود، تا درون منزل بدرقه‌‌ام کردم
( فعل درست «کرد» است، زیرا فاعل آهنگ است.آهنگ بدرقه‌اش کرد، نه هم‌نسلانش. متأسفانه در جملۀ من اشتباه تایپی وجود دارد. اما ویراستار با کمی دقت می توانست بفهمد فاعل کیست و یا می‌توانست بپرسد.)
ویراستار: ص 50: دنده‌ی خلاص بود
من: دنده خلاص بود
( با این تلفظِ راننده‌ها : دندهْ خلاص بود..مثلِ دنده یک، دنده دو....)

ویراستار:ص 51 بلکه فراموشیِ تمام وجودم که ناگهان برهنگی و خشکی‌اش بر من عیان می‌شد. مدت‌ها بود که هیچ گونه بلندپروازی‌ای در آن تجلی نمی‌کرد
من: هیچ‌ گونه بلندپروازی‌ای در آن نمو نمی‌کرد
(توضیح: علت استفادۀ نویسنده از فعل «نمو/رشد کردن» که مربوط است به گیاهان مشخص است: او فرد را به درختی برهنه و خشک تشبیه کرده است. «تجلی کردن» فعل بدی نیست، ولی همان چیزی نیست که نویسنده می‌خواسته است بگوید. به این کارِ ویراستار می‌گویند خیانت در امانت)

ویراستار:ص 54: امشب باران نمی‌بارد تا نگذارد چشمم را ببندم، چیز دیگری است
من: امشب باران نیست که نمی‌گذارد چشمم را ببندم، چیزِ دیگری است
(توضیح: در متن ویراستار معنی عوض شده است، گویی که راوی می‌خواهد بگوید کاش باران می‌بارید و نمی‌گذاشت چشمم را ببندم.)
ویراستار:ص 54: نه به خاطر این که موفق‌اند، به این خاطر که
من: نه به خاطر اینکه موفقند، به این دلیل که
(توضیح: تکرار واژه‌های «خاطر» جمله را زشت کرده است)

ویراستار: ص 54: من، به هر قیمت یعنی پایان کار آدم.
من: من به هرقیمت یعنی پایان کارِ انسان.
( این ویرگول تمام معنی جمله را زیر رو رو کرده است. معنی جمله این است: من به هر قیمت= پایان کارِ انسان.)

ویراستار:ص 58: نمی‌دانستند که با دور انداختن محصولاتی که تازه تاریخ مصرفشان به پایان رسیده، سیرم می‌کردند.
من: آنها بی‌آنکه بدانند با دور انداختنِ محصولاتی که تازه تاریخِ مصرفشان به پایان رسیده بود، مرا سیر می‌کردند
(توضیح: حذف فعل معین ماضی بعید به قرینۀ معنوی غلط دستوری است.)

ویراستار: ص :65 یک ماه است که فقط توی امروز زندگی می‌کنم
من: یک ماه است که فقط برای امروز زندگی می‌کنم
(توضیح: مگر روز عمق دارد که کسی تویش زندگی کند؟ نیت راوی این است که به امید آن روز زندگی کرده است، برای آن روز.)

ویراستار: ص 66: در درازمدت که آزاد شوم سردم خواهد شد.
من: در درازمدت وقتی که آزاد شوم سردم خواهد شد
(توضیح: معنی متن در نوشتۀ ویراستار عوض شده است. انگار که آزاد شدن فرد در دراز مدت است. در صورتی که نیت این است: پس از آزادی، در دراز مدت.... اینطور می‌بایست ویرایش می‌شد: وقتی که آزاد شوم در درازمدت سردم خواهد شد)

ویراستار: ص 68: اتاقی را که هشت سال نخستِ زندگی‌اش در آن سپری شد می‌دید
من: اتاقی را که هشت سال نخست زندگی‌اش را در آن گذرانده بود می‌دید
(در جملۀ ویراستار زمان فعل از ماضی بعید به ماضی ساده ( سپری کرد) تغییر داده است و این جمله مشکل زمانی دارد. ویراستار محترم می‌توانست جمله را به این صورت ویراش کند: اتاقی را می‌دید که هشت سال نخست زندگی‌اش را در آن گذرانده بود .)

ویراستار: ص68: گفت زندگی همین است؛ زندگی و او زده بود زیر گریه.
من: گفته بود زندگی این است، زندگی، و او زده بود زیرِ گریه
(توضیح: با ویراستار تغییر علائم نگارشی خواندن و فهم جمله را دشوار کرده است)

ویراستار: ص 72 سطر اول: (بسته) کاغذی که قبل از نشستن پشت این میز خریده بود به نظر وحشتناک سفید می‌آمد.
من: دسته‌ی کاغذهای نامه‌ای که قبل از نشستن پُشتِ این میز خریده بود به طرز وحشتناکی سفید به نظرش می‌آید
(توضیح: نویسنده برای شرح اتفاقی در گذشته از فعل مضارع استفاده کرده است. او از این تکنیک برای ملموس کردن واقعۀ گذشته استفاده کرده است. اما ظاهراً ویراستار تشخیص داده است که بهتر است ماجرا با فعل ماضی روایت شود !!! دیگر اینکه «وحشتناک» صفت است نه قید. و این نوع استفاده از وحشتناک، اخیراً بین نسل جوان رایج شده است. همان عبارت قبلی بهتر بود. می‌توانست به جای «به طرز وحشتناکی» از « بیش از حد» استفاده کند.)
تغییرِ زمان افعال در جملات قبل و بعد نیز اتفاق افتاده و هارمونی متن را به هم زده است.

ویراستار: ص 72: می‌خواهم مرا ببخشید که این همه به شما زیان زدم
من: از شما می‌خواهم مرا ببخشید که این‌همه ضرر به شما رساندم

(به اعتقاد من «زیان زدن» غلط است. احتمالاً از ضربه زدن تقلید کرده‌اند. از فرهنگ دهخدا: («زیان» با لفظ کردن و آوردن و خوردن و دیدن و افتادن مستعمل است)

ویراستار: ص73: بهترین زمان برای یادگیری خوابیدن زیر سقف آسمان بود، یاد گرفتم.
من: بهترین زمان برای این بود که یاد بگیرم زیر سقف آسمان بخوابم، و یاد هم گرفتم

(ویراستار محترم هنرمندانه جمله را دشوار کرده است)
۱۵-۷-۱۳۹۴ ۰۷:۱۰ عصر
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
RE: پیرامون نوشتن و درست نوشتن - آمادئوس - ۱۵-۷-۱۳۹۴ ۰۷:۱۰ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی