وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: خاطراتی, از, گویندگان, گویندگی,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطراتی از گویندگان و گویندگی
نویسنده پیام
بنیانگذار و مدیرکل انجمنها
*******



وضعيت : آفلاین
ارسال ها:181
تاریخ ثبت نام:شهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه
دلنوشته من
سپاس ها 14
سپاس شده 12 بار در 66 ارسال
شماره کاربری : 2
ارسال: #5
RE: خاطراتی از گویندگان و گویندگی
بهروز وثوقی در دوبله.
بخش اول
از کتاب زندگینامه بهروز وثوقی . نوشته ناصر زراعتی
--------------------------------------------------------

[تصویر: 14510607041.jpeg]

یک روز بطور کاملا اتفاقی ، دوست هم مدرسه ای سابقش ، منوچهر اسماعیلی را در خیابان می بیند. هردو خوشحال میشوند و باهم روبوسی میکنند و حال و احوال میکنند. منوچهر میپرسد : چه میکنی؟ بهروز میگوید : در وزارت دارائی مشغول کار شدم . وبعد می پرسد که او چه میکند. منوچهر میگوید : رفته ام تو کار دوبله. بهروز می پرسد : دوبله دیگر چجور کاریست؟ منوچهر برایش توضیح میدهد که در محلی به اسم استودیو صدا ، فیلمهای خارجی را به زبان فارسی برمی گردانند و او و عده ای دیگر بجای هنرپیشه ها حرف می زنند. به این کار میگویند : دوبله. 

- یک دفعه  مغزم جرقه ای زد. دیدم به هرحال ، اینکار از ایده آل من (سینما) چندان دور نیست...

میگوید: میشود من هم بیایم کار دوبله بکنم؟ خیلی دوست دارم. منوچهر میگوید : چرا نمیشود... برای بعد از ظهر یکی از روزهای بعد با هم قرار میگذارند: استودیو ایران فیلم. خیابان بهار.در آنجا منوچهر اسماعیلی همشاگردی سابق خود را به علی کسمائی (یکی از مدیران دوبلاژ آن استودیو ) معرفی میکند.

صدای بهروز را امتحان میکنند. بدشان نمی آید. با او قرار همکاری میگذارند. مدت ها می رود در استودیو می نشیند و کار دوبلورها و گوینده های دیگر را نگاه میکند. کم کم قلق کار می آید دستش.

در استودیو ، فیلم شیرهای جوان با شرکت مارلون براندو را دوبله میکنند. چنگیز جلیلوند یکی از دوبلورهای معروف آنزمان (که بعدها در چندتا از فیلمهای بروز بجای او صحبت میکند) گوینده نقش اول مارلون براندو است.

صحنه ای که سربازان را سرصف ، حاضر و غایب میکنند به بهروز میگویند که بجای یکی از سربازها یک کلمه بگوید : "حاضر".


- بار اولم بود و جلو گوینده ها و دوبلورهای حرفه ای و کارکشته کمی خجالت می کشیدم. در نتیجه ، بجای یکی دیگر از سربازها حرف زدم. همه زدند زیر خنده. ضبط را متوقف کردند و گفتند که تو باید جای آن یکی سرباز حرف میزدی. من که خجالت کشیده بودم سعی کردم و دفعه دوم درست گفتم.

کم کم راه می افتد. شب ها تا دیروقت ، تا ساعت های پس از نیمه شب کار می کنند.

معمولا از خیابان بهارپیاده راه می افتد طرف لاله زار. کنار سینما متروپل. یک ساندویچ فروشی است که گاهی می رود آنجا ساندویچی میخورد. نزدیک آنجا یک کفاشی است متعلق به آرمان هنرپیشه معروف آن زمان

- مردم می آمدند از پشت ویترین آرمان را تماشا میکردند و بعضی هم می رفتند تو و کفش می خریدند. من هم گاهی چند لحظه می ایستادم و آرمان را نگاه می کردم... بعدها با آرمان خدابیامرز چند فیلم کار کردم...

سریالی را بنام پلیس بین المللی دوبله می کنند. در این سریال تلویزیونی ، کاراگاهی نقش اول را داشته است. صدای بهروز را تست میکنند. صدایش به کاراگاه می خورد. قرار میشود نقش اول را او بگوید.

مدیر دوبلاژ این سریال مانی گوینده معروف رادیو است. همین طور که کار دوبله ادامه دارد و کم کم پیش میرود ، یک روز مانی به بهروز میگوید : بجای این پیرمرده هم تو حرف بزن. بهروز حرف می زند.

روز بعد میگوید: بجای این راننده تاکسی هم صحبت کن. بهروز صحبت میکند

همین طور در وقت ها و روزهای مختلف بهروز صدایش را عوض میکند و بجای پنج شش شخصیت فرعی دیگر حرف می زند.

در یکی از روزهای آخر دوبله وقتی می رود استودیو ، می بیند جز مانی و روبیک منصوری که کار ضبط را انجام می دهد کس دیگری در استودیو نیست. از مانی می پرسد : پس بقیه کجا هستند؟ مانی میگوید : بچه ها برای چی باید باشند؟ بهروز می پرسد: مگر ما امروز ضبط نداریم؟ مانی میگوید: چرا. منتها تمام آن نقشها ی فرعی که بجایشان حرف زده ای ، امروز توی یک صحنه دادگاه هستند. همه را باید خودت بگویی.

آنروز در ایران ، فن و صنعت دوبله آنقدر پیشرفت نکرده که صداها را تک تک و جدا جدا ضبط و بعد ادیت (تدوین) کنند.

کار را شروع میکند. بهروز ناچار بوده تند تند صدایش را عوض کند و بحای هفت هشت نفر حرف بزند. ساعت نه و نیم شب است، مانی میگوید : من باید بروم. شما تا هرجا میخواهید ضبط کنید من فردا می آیم گوش میکنم. بهروز و روبیک کار را ادامه می دهند.

- آقا یک پدری از ما در آمد که نگو و نپرس. تا ساعت یک و دو بعد از نصف شب کار کردیم تا بالاخره تمام شد. از بس صدایم را عوض کرده بودم و لحن ها و لهجه های مختلف گرفته بودم ، کار که تمام شد نمیدانستم خودم باید چطور حرف بزنم!

با علاقه و ذوق و شوق کار دوبله را ادامه میدهد. پیش خودش حساب میکند : این راهی است که شاید بالاخره به بازیگری سینما ختم شود. اصلا اعتقادی به این ندارد که طبق شیوه مرسوم برود پشت در استودیو های فیلمبرداری بایستد و گردن کج کند و عکس و مشخصات بدهد تا سرانجام شاید روزی بهش بگویند : باشه ، نمره تلفن و آدرست را بده خبرت می کنیم.

البته خیلی وقت پیش یکبار این کار را کرده. رفته استودیو عصر طلائی یک قطعه عکس شش در چهار ازش گرفته اند چسبانده اند توی آلبوم و گفته اند برو خبرت می کنیم. اما هیچوقت خبرش نکردند
.
هرگاه یاد این خاطره می افتد خیلی ناراحت می شود.

کار دوبله را همچنان ادامه می دهد و او سخت کار میکند. آنزمان همه ، فیلمهای فارسی را دوبله میکرده اند. بهروز در دوبله فیلمهای فارسی هم کار میکند...

(ادامه دارد)


[تصویر: 14510603441.jpg]
شیرهای جوان

------
پی نوشت:
به نظر میرسد بهروز وثوقی و ناصر زراعتی در قید نمودن اسم منوچهر اسماعیلی در کتاب خود اشتباه کرده اند . چراکه این منوچهر والی زاده بود که بهروز وثوقی را به عالم دوبله برد و من در مصاحبه ای که بزودی با منوچهر والی زاده خواهیم داشت از جزئیات ورود بهروز وثوقی به دوبله (توسط ایشان) خواهم پرسید
در شماره 145 ماهنامه فیلم (پرونده دوبله) به نقل از مرحوم کسمائی بدین خاطره اشاره شده است که در دختر بنفشه فروش ، این منوچهر والی زاده بود که بهروز وثوقی را برای اولین بار به دوبله آورد. (والی زاده در آن فیلم نقش دیگری داشت و بهروز وثوقی در نقشی که باید یک جمله را روی کسی میگفت که چون صحنه به روی جمعیت قطع میشد بهروز در تطبیق صدا چندین بار اشتباه کرده که موجبات ناراحتی کسمائی را فراهم و در نهایت آنرا اجرا کرده است) پاسخ این تناقض با خاطره فوق الذکر را در مصاحبه آتی ما با منوچهر والی زاده خواهید خواند


.
(آخرین ویرایش در ۵-۱۰-۱۳۹۴ ۰۹:۰۵ صبح توسط: منصور.)
۴-۱۰-۱۳۹۴ ۰۷:۵۵ عصر
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
RE: خاطراتی از گویندگان و گویندگی - منصور - ۴-۱۰-۱۳۹۴ ۰۷:۵۵ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی