وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: پیرامون, درست, نوشتن,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیرامون نوشتن و درست نوشتن
نویسنده پیام
در انتظار تایید

وضعيت : آفلاین
ارسال ها:15
تاریخ ثبت نام:خرد ۱۳۹۵
گوینده موردعلاقه ژاله کاظمی، ناصر طهماسب
دلنوشته من تنها صدا است که می ماند!
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
شماره کاربری : 154
ارسال: #14
RE: پیرامون نوشتن و درست نوشتن
به نظر من داستان به این سادگی ها نیست. اگر واژه های بیگانه را از زبان شیرینِ فارسی  [پارسی] حذف کنید چیزی از این زبان باقی نمی ماند. زبان فارسی زبان گل و بلبل است و توانایی حمل مفاهیم ثقیل علمی و عقلی را ندارد. یکی از مشکلات اساسی ما با عاشقان زبان فارسی همین است که تصور می کنند احترام به زبان فارسی یعنی بیرون راندنِ تمام واژه های بیگانه؛ چنین کاری نه شدنی است و نه معقول است! 

شما هرگز نمی توانید معادلی برای واژه ی «فوتبال» پیدا کنید و مردم را مجبور کنید که از آن استفاده کنند. حتی عرب ها هم با این که واژه ی «کُره القدم» را به عنوان معادل فوتبال استفاده می کنند اما در مکالمات خود، همچنان، از واژه ی «فوتبال» هم سود می برند.

میرجلال الدین کزازی عزیز هم با این که سعی وافری بر حفظ سره گویی دارند- مثلاً به عارف می گویند «درون آگاه»- اما باز هم از واژه ی «یعنی» که عربی است، استفاده می کنند. بنده کار ایشان را بی نتیجه می دانم. همچنین کار استاد «ادیب سلطانی» بزرگوار را!

من می پذیرم که باید به زبان احترام گذاشت، ولی این کار صرفاً با بیرون کردن واژه های بیگانه و ایجاد یک نگاهِ گرامری به زبان امکان پذیر نیست. واژه های بیگانه اگر از زبان فارسی بیرون بروند همه ی ما الکن خواهیم شد. آمادئوس عزیز می فرمایند: «مردم گاهی چنان از زبان مادری خود فاصله می گیرند و چنان مجذوب و مسحور واژه های بیگانه می شوند که بی هیچ تأملی کلمات نوظهور غربی و شرقی را به عاریت می گیرند، غافل از اینکه زبان خودی نیازی به این وام واژه ها ندارد.» این اصلاً درست نیست. چه کسی چنین ادعایی دارد؟ اندیشه و زبان رابطه ای تنگاتنگ دارند. اندیشه ی یک آلمانی ممکن است مفاهیمی را پرورش دهد که در زبان فارسی اصلاً قابل ترجمه و معادل گذاری نباشد. دشواری در ترجمه ی برخی از عبارات و اصطلاحاتِ بیگانه آن قدر هویدا است که نمی توان انکار کرد. رمان های بزرگ دنیا سرشار از لطایف و آرایه های ادبی اند که اغلب فقط در همان زبان قابل فهم است. آثار کلاسیک ادبی و فکریِ جهان پُر است از نمونه هایی برای اثبات این ادعا.
وقتی نویسنده می گوید: «I can see nobody» شما همیشه نمی توانید این طور ترجمه کنید که «من هیچ کس را نمی بینم». اگر نویسنده در ادامه بگوید: «nobody چه کسی است که او را می بینی؟» شما چه می کنید؟ چطور ترجمه می کنید؟ نویسنده با این کارش با زبان بازی کرده است اما این بازی در زبان ما قابل انعکاس نیست. [نگاهی به آلیس در سرزمین عجایب بیاندازید] 

به غیر از بحث آرایه های ادبی، بحث ترجمه ی واژه ها هم هست که واقعاً بحث دشواری است. هر واژه ای ثمره ی اندیشه ای است و چه بسا این اندیشه برای ما بی معنا باشد؛ بنابر این، آن واژه را نمی توان ترجمه کرد و باید اصلش را به کار برد. همه جای دنیا همین طور است. در زبان انگلیسی جهاد را همان جهاد «Jihad» می گویند چون این اندیشه را نداشتند و معادلی هم برای آن ندارند. قرار نیست ما برای هر واژه ای معادل بسازیم؛ اصلاً شدنی نیست، کُشنده است.


 بحث من اصلاً این نیست که آیا می توان برای تمام واژه های بیگانه معادل مناسب یافت یا نه، بحث این است که این مسئله اصلاً شدنی نیست و اگر هم، به فرض محال، میسر شود عرصه را آن قدر تنگ می کند که شما از انتقال دیدگاه های خود به دیگران عاجز خواهید شد.

باز هم تکرار می کنم: زبان فارسی، به تنهایی، زبانی کهنه و فرسوده است که فقط به درد عوالم شاعری و گل و بلبل می خورد؛ این زبان ابداً نیازهای علمی و عقلی را برآورده نمی کند و ساختن واژه های مصنوعی و بی روح هم دردی را دوا نمی کند. من هم موافقم که باید زبان فارسی را پاس داشت، اما نه با بیرون کردن واژه های بیگانه! این مسئله به غایت دشوار است و نیاز به کارشناسی دارد.

از دلسوزی شما برای زبان فارسی آگاهم؛ نگاه من بیشتر متوجه بحثِ «معادل گذاری» بود. همیشه با مهر

ضمناً استفاده از واژه های متنوع، برای زیباسازی متن، خوب و گاهی ضروری است. بنابر این، می توان از واژه ی «می باشد» هم در جای خودش سود برد؛ مثلاً در شعر و نثر! بنابر این، «می باشد» دست کم برای شعرا و کسانی که به نثر زیبا قائل اند محترم است. هیچ واژه ای بدون نیاز وارد هیچ زبانی نشده است و نخواهد شد!


     
هزارم درد می باشد که می‌گویم نهان دارم
لبم با هم نمی‌آید چو غنچه روز بشکفتن «سعدی»
 
خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می باشد
بحق آنکه در ذکرت زبانم ریش می باشد «امیر خسرو دهلوی»
 
دیده‌ی زنده دلان اشک فشان می باشد
آب از قوت سرچشمه روان می باشد «صائب»
  

 
۲۶-۳-۱۳۹۵ ۰۴:۲۶ عصر
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
RE: پیرامون نوشتن و درست نوشتن - کاربر حذف شده5 - ۲۶-۳-۱۳۹۵ ۰۴:۲۶ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی