وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: سکانس, آخر,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سکانس آخر ......
نویسنده پیام
مدیر بازنشسته سایت
*****



وضعيت : آفلاین
ارسال ها:325
تاریخ ثبت نام:شهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه زوج جلال مقامی و همسرش+همه
دلنوشته من به کسی که غواصی آموختم ، عاقبت مرا غرق کرد
سپاس ها 20
سپاس شده 26 بار در 198 ارسال
شماره کاربری : 3
ارسال: #5
سکانس آخر فیلم ساعت بیست و پنجم
[تصویر: 14467582637.jpg]


نام فیلم : ساعت بیست و پنجم
کارگردان: هانری ورنوی
محصول : سال 1966
هنرپیشه های اصلی : آنتونی کوئین ، ویرنا لیزی


در اواسط دهه شصت هنگامیکه سالهای اولیه دوران متوسطه تحصیل خود را می گذراندم فیلمی را در پایگاه بسیج محلمون با دستگاه ویدئوی تی سون دیدم که تا هفته ها تحت تاثیر آن قرار گرفته بودم. بویژه سکانس پایانی فیلم که به اندازه کل فیلم به روی اعصاب و روانم تاثیر گذاشته بود. نمی دانم چند نفر از دوستان این فیلم را دیده اند اما دیدن این فیلم آنهم در شرایطی که خودمون درگیر یک جنگ خانمانسوز بودیم تاثیری مضاعف بر روحیه مخاطب می گذاشت. ساعت بیست و پنجم از جمله فیلمهایی است که پایانی بسیار تحسین برانگیز و ماندگاری دارد. بی شک توانایی های آنتونی کوئین در زیبائی های این فیلم بی تاثیر نبود.
یوهان موریتس یک کشاورز ساده روستایی اهل روستای فونتا ما در رومانی است. او صاحب دو فرزند است و زیبایی همسرش سوزانا برای او دردسر ساز می شود. سر کمیسر روستا وقتی با مقاومت سوزانا در برقراری رابطه مواجه می شود یوهان را یک یهودی معرفی می کند و او را بازداشت و به اردوگاه کار اجباری می فرستند. تلاشهای یوهان برای اثبات اینکه او یک مسیحی است و یهودی نیست بی فایده است تا اینکه از اردوگاه فرار می کند و به مجارستان می گریزد. اما آنجا توسط آلمانها دستگیر و مجددا به اردوگاه کار اجباری دیگری فرستاده می شود. سوزانا به هر دری میزند تا شوهرش را برگرداند. از طرفی طی مدتی که تنها زندگی میکند اجازه تعرض هیچ مردی را به خود نمی دهد.

   


[تصویر: 14467582632.jpg]





در آنجا یوهان توسط یکی از کارشناسان علم ژنتیک کشف می شود و آلمانها اعلام می کند او گونه ای نادر از نژاد آریایی اصیل می باشد. عکس یوهان بعنوان یک آلمانی اصیل با یونیفورم ارتش آلمان به روی تمام نشریات و روزنامه های اروپا چاپ می شود. آلمان در حال شکست خوردن در جنگ است که یوهان مجددا فرار می کند و اینبار اسیر کمپ متفقین می گردد و یکسال و نیم در آنجا بسر می برد.
یوهان سرنوشت تلخی داشت. او در برزخی گرفتار بود که تحملش برای هر بیننده ای سخت بود چه برسد به خود او. یوهان مسیحی بود اما مسیحیان می گفتند یهودیست. وقتی از کمیته کمک به یهودیان برای اعزام به آمریکا کمک می خواست آنها می گفتند تو یهودی نیستی. به هر کجا که می گریخت زندان و کار اجباری در انتظارش بود. از طرفی همسرش سوزانا با دو فرزندش روزگار سختی را در روستا می گذراندند و در انتظار یوهان بودند.

   


   


[تصویر: 14467582621.jpg]





سربازان متجاوز به رومانی به سراغ سوزانا می روند و در یک شب او را به زور با خود می برند و به او مشروب می دهند و لباسهایش را پاره می کنند و او را مورد تجاوز قرار می دهند. در نتیجه این تجاوز او صاحب فرزند دیگری می شود.
سرانجام برای یوهان دادگاهی توسط متفقین تشکیل می شود و او را به جرم آنکه آلمانها وی را بعنوان نژاد برتر دانسته اند محاکمه می کنند. اما وکیل مدافع او نامه همسر یوهان را در دادگاه قرائت می کند. نامه ای که در آن سوزانا شرح حال خود از تجاوز را برای یوهان شرح داده بود و در آن اظهار شرمساری نموده بود و نوشته بود که اگر بخاطر فرزندانش نبود قطعا خودکشی میکرد. وکیل مدافع   از ظلمی که در طول هشت سال جنگ بر یوهان و خانواده اش گذشته است پرده بر می دارد و یوهان آزاد می شود تا به نزد خانواده اش برگردد.

    


[تصویر: 14467582633.jpg]





سکانس آخر:
قطار صلیب سرخ در ایستگاه توقف می کند و یوهان مات و مبهوت از قطار پیاده می شود تا پس از هشت سال خانواده خود را ببیند. در ایستگاه سوزانا با چهره ای شکسته همراه با سه فرزندش در انتظار یوهان است. دوفرزند اصلی یوهان با چهره ای شرقی و کودکی دو ساله با موهای بور و چهره ای غربی ( که حاصل تجاوز بود) در ایستگاه منظر یوهان بودند. یوهان آرام آرام به آنها نزدیک می شود. چهره سوزانا کاملا شرمسار و خجالت زده است. در همین لحظه خبرنگار روزنامه نیز که در پی چاپ مطالبی علیه محکومین دادگاه نورنبرگ است نیز از راه می رسد و تصمیم به ثبت این لحظه تاریخی دارد.

   


[تصویر: 14467582634.jpg]





او از یوهان می خواهد در کنار خانواده اش بایستد تا از آنها عکس بگیرد. یوهان و سوزانا کاملا نسبت به یکدیگر احساس غریبی می کنند. خبرنگار از یوهان می خواهد دستش را به دورکمر سوزانا بیاندازد و  نیز می خواهد تا فرزند نامشروع سوزانا را در بغل بگیرد و به  یوهان می گوید بخند...... لطفا لبخند بزنید ........ بخند ......... اینطوری نه ........ از ته دل بخند........  بخند  صدای خبرنگار با جمله بخند در موزیک فیلم گم می شود. چهره یوهان با بازی بینظیر و بدون نقص آنتونی کوئین لرزه بر اندام مخاطب می اندازد. واقعا یوهان چه احساسی داشت از اینکه بعد از هشت سال بازگشته بود و اکنون در کنار همسر خود فرزند شخص دیگری را در آغوش گرفته است؟
این سکانس سالهای سال ذهن مرا به خود مشغول نمود. سال 67 جنگ ایران و عراق به پایان می رسد و سه سال بعد اسرای ایرانی به وطن خود بازگشتند. آیا می دانید .......... ؟
سکانس پایانی فیلم ساعت بیست و پنجم بنظر من یک شاهکار بود.

   


   
[تصویر: 14467582635.jpg]






آنتونی کوئین یک بازی بی نظیر در این فیلم داشت. به میمیک صورت او دقت کنید و قتی خبرنگار فریاد میزند .. بخند .... لطفا لبختد بزنید ....... اینطوری نه ...... بخند.....  همچنین گویندگی استادمنوچهر اسماعیلی در این فیلم شعف مظاعفی از دیدن فیلم به شما منتقل می کند. این فیلم را اگر ندیده اید حتما ببینید . قطعا سکانس پایانی این فیلم هر مخاطبی را تحت تاثیر می گذارد.


[تصویر: 14467582636.jpg]
۱۵-۸-۱۳۹۴ ۱۲:۵۶ صبح
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
سکانس آخر ...... - برو بیکر - ۳-۷-۱۳۹۴, ۰۹:۲۳ عصر
سکانس آخر فیلم ساعت بیست و پنجم - برو بیکر - ۱۵-۸-۱۳۹۴ ۱۲:۵۶ صبح
سکانس آخر فیلم مرد سوم - برو بیکر - ۱۷-۹-۱۳۹۴, ۰۷:۰۳ عصر
RE: سکانس آخر ...... - برو بیکر - ۲۴-۹-۱۳۹۴, ۱۱:۱۵ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی