وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

وب سایت سینما کلاسیک محفل عشاق دوبله و فیلم

تاریخچه آنلاین دوبله و فیلم های کلاسیک

تخصصی ترین انجمن فیلم و دوبله در ایران

انجمن سینما کلاسیک مرجع دوبله
بروز ترین انجمن پارسی در زمینه دوبله
نام کاربری:  
رمز عبور:     



کلمات کلیدی: چشم, انتظار, یاد, یاران,
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چشم انتظار ...... یاد یاران
نویسنده پیام
بنیانگذار و مدیرکل انجمنها
*******



وضعيت : آفلاین
ارسال ها:181
تاریخ ثبت نام:شهر ۱۳۹۴
گوینده موردعلاقه
دلنوشته من
سپاس ها 14
سپاس شده 12 بار در 66 ارسال
شماره کاربری : 2
ارسال: #16
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران
روزگارست آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
مِهر اگر آرد ، بسی بیجا و بی هنگام آرد
قهر اگر آرد ، بسی ناساز و بی هنجار دارد

(قائم مقام فراهانی)

من ابتدا برای دوستان و سروران عزیزی که با تمام ناملایمات روزگار و آدمهای روزگار به سینماکلاسیک سر میزنند و بازهم اینجا را خانه خود میدانند آرزوی سعادت ، سلامت و موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم . وقتی نام دوستان را که سالها با آنها (حتی بشکل مجازی ) دم خور بوده ایم ، با آنها خندیده ایم ، با آنها اندوهگین شده ایم ، با آنها رفته ایم و گاه برگشته ایم ، قهر کرده ایم ، اخم کرده ایم و نوشته ایم و خوانده ایم در ذیل سینماکلاسیک می بینم شادم چون اولین وجهه مثبت این شادی ایسنت که این دوستان سالمند و سلامتی نعمت بزرگی است.

کلید افتتاح محفل سینماکلاسیک را در 4 مهر 1394 (دقیقا 485 روز قبل) با دوست گرامی بروبیکر زدیم. بروبیکر بواسطه تجسس های دو دوتا چهارتای یکی از تازه واردین ریاضی دان عاشق سینمای کافه کلاسیک، متهم به آی دی سازی شده بود. اینکه در آنجا چرا این ریاضی دان نابغه از خیل آنهمه کاربر که هرکدام چندین آی دی داشتند یکراست بسراغ بروبیکر رفته بود بماند. اما اینکه منی که در آنجا کسی با من کاری نداشت دنبال بروبیکر راه افتادم و همین سیرالعباد الی المعاد منجر به تبدیل سر پرموی من به یک جمجمه بی گوشت و پوست در آنجا شد ، و اینجا هم سرم را عده ای کچل تر کردند یادگاری است که در این گنبد دوار بماند. به یکباره تمام کابران محترم و محترمه کافه که تا دیروز مرا مورد تفقد قرار میدادند با من بد شدند و حتی جواب سلامم را هم ندادند. ماند عده ای یار شفیق و عزیز و نازنین که با ما به این محفل آمدند. دوستان خوبی چون :
  • رهگذر بی نشان (که نه رهگذر بود و نه بی نشان . صاحب خانه بود و با نشان)
  • جیسون بورن ( که از آنسوی آبها دلش با ما می تپید و دستان گرمش در دستان ما بوده و هست )
  • محمد ( که آنقدر عالم و دلنازک و مهربان است که من شرمنده خودش و مرامش همیشه بوده ام و هستم)
  • پدرام ( که در عین کم سن و سال بودن ، متانت و درک و فهمش به پیرهای ادیب می ماند)
  • رابرت میچم ( یاری بی حاشیه ، بی منت ، بی تکلف و آگاه و مطلع)
  • اسپونز ( که هنوز که هنوز است قرار است چند دندان خراب مرا به مدد تجربه دندانپزشک بودنش درست کند )
  • ایرج ( که وفایش به محمد بیشتر از وفایش به هرکس دیگری بود درحالیکه یاد و خاطرش در دل ما همیشه به نیکی زنده است)
  • اکتورز ( که خود را یک عمر شاگرد ما میدانست اما در نهایت بواقع آنقدر بزرگ و متین شد که من در جایگاه شاگردی او قرار گرفتم).
  • پرشیا ( که یک خودساخته ادیب بوده و هست و حکایت صبرش حکایت صبر عیسای ناصری است. هم در زندگی شخصی و هم مجازی)
  • بن وید ( که مهرش و مهارتش در تشخیص صداها و ادبش درس عبرتی است )
  • واتسون ( که بی حاشیه بود و پرغاشیه. مهربان و متواضع)
  • لوهارپر ( که دوستی مظلوم و دوست داشتنی که صداقت و صفایش همیشه همراه اوست)
  • بولیت ( که عشق سینما بود و موسیقی. دل بود و کار. دلدار بود و دلنشین)
  • سناتور ( که در فیلم دیدن سناتور بود و تک. در محبت آدمیرال بود و تک پر)
  • جان اسنو ( که با شمشیر پنجه بلند والریائی اش بجای کشتن وایت واکرها ، دل ما را مسحور صفا و صداقتش کرد)
  • آمادئوس ( که خودش میداند چقدر دوستش دارم و چقدر بر علمش در ادب و ترجمه اجر مینهم و غریب رفتنش مرا به واقع سوزاند)
  • بهزاد ستوده ( که در عین غرور آنقدر دوست داشتنی و باوفاست که همیشه بیاد تک تک ماست در آنسوی زاینده رود)
  • (بقیه را اگر نام نبردم بخاطر جدید بودنشان بود نه اینکه مهری بر از آنها نداشته باشیم)
 در این میان دوستانی هم بوده و هستند که از من رنجیده خاطرتند. که حتما در اینگونه موارد مقصر من بوده و هستم. حتما. کسانی چون:
  • زاپاتا (دوستی قدیمی که علمش و خودش همواره مورد احترام من بوده و هست. همان نمام ها و سخن چینان گاه مرا از دست زاپاتا و گاه او را از دست من عصبی و دلخسته کرده اند. از من پیش او بد گفته اند و از او پیش من. عیبهای داشته و نداشته او را پیش من شمرده اند و عیبهای مرا پیش او. و نتیجه اینکه بدون آنکه ما حتی شماره تلفن هم را در این سالهای طولانی داشته باشیم و حتی کلمه ای باهم درد دلی واقعی کرده باشیم ، از هم دور و غریب با ذهنیاتی که دیگران از ما پیش هم ترسیم کرده اند مانده ایم. هرگاه در جمع ، من سعی در برطرف کردن این سوتفاهما کردم بلافاصله سروکله همان نمام ها پیدا شد تا اجازه ندهند سو تفاهما به حسن تفاهم ها تبدیل شود)
  • زینال بندری ( که علمش را همواره ستوده ام. و ادب و صبرش را . و حتی بی حاشیه بودنش را. در این مدت شاید من مقصر بودم که با رفتاری نادرست - که اعتراف به آن میکنم و میدانم که اعتراف به گناه خود یک امتیاز است تا نقص - باعث رنجیده خاطر شدن زینال عزیز که خیلی دوست داشتم و دارم که روزی شماره تلفنش را داشته باشم و باهم ترکی صحبت کنیم تا بداند که چقدر دلهای ما بهم نزدیک است. زینال بندری دوستی بسیار حساس است مصداق شعر سهراب سپهری که : بسراغ من اگر می آئید نرم وآهسته بیائید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهائی من . و من مقصر بودم که با تنهائی او نرم و آهسته مدارا نکردم نه او. او هرگز پشت سرم صحبتی نکرد . هرگز به من سخنی بد نگفت. هرگز مرا متهم نکرد. اگر گاهی عصبی شد و چیزی گفت یا به تحریک کسی بود یا سوتفاهم بود یا برای اصلاح و دلسوزی نقد میکرد و یا بخاطر خطای داشته و نداشته من یا بروبیکر بر ما جوشید. هدفش اصلاح بود تا تخریب و سرزدن هر روزه اش گواه این مدعاست. زحمتی که او روی دایره المعارف ها و بخصوص روی فهرست برداری و لینک دهی فیلمها کرد چیزی نیست که براحتی و با چند ابرو بالا انداختنش از یاد برود. او بی ادعاترین - اقلا پیش من - بود و هست)

هنر را به بازی گرفتن خطاست
هنرها روی پرده ی سینماست
تو گر پرده جهل را بردری
هنرها به چشم خرد بنگری
اگرچه عقب مانده کشورند
هنرمند مردان نه بازیگرند
وظیفه مرا بازی ار بوده است
عمل کرده وجدانم آسوده است
ز بازی مرا نیست ننگی و عار
چه کردی تو ، بازیگر کهنه کار
جز از پاکی دل چو بازی نبود
نصیبم بجز پاکبازی نبود
وگر باورت نیست این حرف راست
تهی دستی ام شاهد مدعاست
چو بازیم از روی جانبازی است
به هر بازی من سرافرازی است
بود حقه بازی چون در کار تو
عجب نیست گرم است بازار تو
رخ خود بپوشد به مکر و حِیَل
پس پرده بازیگر بد عمل
مرا کار بر پرده ی سینماست
نه چون تو پس پرده مکر و ریاست


(عبدالحسین سپنتا)
 

 

 

 

 

 
(آخرین ویرایش در ۲۴-۱-۱۳۹۶ ۰۷:۳۴ صبح توسط: منصور.)
۴-۱۲-۱۳۹۵ ۰۹:۵۲ صبح
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


پیام‌های داخل این موضوع
چشم انتظار ...... یاد یاران - برو بیکر - ۱۶-۹-۱۳۹۴, ۰۹:۱۲ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - منصور - ۱۶-۹-۱۳۹۴, ۱۱:۲۲ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - اکتورز - ۱۷-۹-۱۳۹۴, ۱۲:۲۱ عصر
چشم انتظار ...... یاد یاران - هایدی - ۱۷-۹-۱۳۹۴, ۰۶:۲۰ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - برو بیکر - ۱۱-۱۱-۱۳۹۴, ۱۲:۰۸ صبح
چشم انتظار ...... یاد یاران - هایدی - ۱۵-۱-۱۳۹۵, ۰۹:۳۶ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - منصور - ۱۵-۱-۱۳۹۵, ۱۰:۵۹ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - زاپاتا - ۲۰-۱-۱۳۹۵, ۰۲:۰۶ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - اسپونز - ۱۳-۲-۱۳۹۵, ۰۴:۱۲ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - سناتور - ۱۳-۲-۱۳۹۵, ۰۷:۴۰ عصر
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - اکتورز - ۲۶-۵-۱۳۹۵, ۰۲:۱۸ صبح
RE: چشم انتظار ...... یاد یاران - منصور - ۴-۱۲-۱۳۹۵ ۰۹:۵۲ صبح

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

شبکه های اجتماعیدرباره مادوستان ما
   
 
تمامی حقوق محصولات و امکانات این سایت برای سینما کلاسیک محفوظ است
وهرگونه کپی برداری و سو استفاده پیگرد قانونی دارد

پشتیبانی توسط : گروه سایت سازان برتر
MyBB © MyBB Group
دانلود آهنگ جدید
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی