<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - کارگردانان نامدار سینمای کلاسیک]]></title>
		<link>https://cinemaclassic.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - https://cinemaclassic.ir]]></description>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 15:24:56 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[سینمای وودی آلن]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%86</link>
			<pubDate>Sun, 06 Nov 2016 10:32:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%86</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://s8.picofile.com/file/8273627842/2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Caf%C3%A9_Society_(film)" target="_blank">Cafe Society</a></span>  محصول 2016 جدیدترین اثر آقای <span style="font-weight: bold;">وودی آلن</span> دوست داشتنی است.<br />
<br />
مثلث عشقی تم مورد علاقه و تقریبا همیشگی الن و نیز "انتخاب" و پیامدهای ان، پایه فیلمنامه است: بابی پسر جوانی که به هالیوود میرود تا در آژانس سینمایی دایی اش مشغول کار شود، عاشق منشی او میشود و باقی ماجرا.. شاید اصلی ترین حرف فیلم این باشد که با هر انتخابی، تردیدها همیشه پابرجایند. زخمها خوب میشوند ولی سرجایشان میمانند. و گذشته حسرتبار، پرقدرت و زنده، جلوی چشمت رژه میرود. معلوم نیست اگر انتخاب دیگری میکردی وضع بهتری داشتی. بهرحال حسرت راه نرفته همیشه با توست.<br />
<br />
خرده داستانهای فیلم نیز قابل توجهند: برادر گنگستر ، شوهر خواهر کمونیست و سربه راه، دایی و ماجراهایش... داستانهای حاشیه ای شاید از اصل مهمتر باشند. یا به تعبیری ریزه کاریها فیلم را مقبولتر کرده است. بازیها خوب و به یاد ماندنی است. مخصوصا <span style="font-weight: bold;">کریستن استوارت</span> که با نگاههای گیج و خیره به ناکجا نقش دختر سرگردان و ناتوان در تصمیم گیری را به خوبی به نمایش میگذارد. آنچه بخوبی در خاطر میماند اما فیلمبرداری و قابهای چشم نواز <span style="font-weight: bold;">ویتوریو استورارو</span> است که گویی نقاشی است که قلمش را با دوربین عوض کرده :-)<br />
<br />
از نکات دیگر فیلم روایتهای طولانی و زیادی است که در لابلای فیلم خوانده میشود. شخصا ترجیح میدادم راوی شفاهی زیاد پر حرفی نکند و داستان این ملودرام، خالصتر و سینمایی تر روایت شود. شاید نقطه ضعف فیلم همین پرگوییهایی باشد که گاه حوصله را سر میبرد.<br />
<br />
وودی آلن در دهه هشتم زندگی همچنان پرقدرت و مسلط فیلم میسازد و هر اثرش نوید دریچه ای جدید به سینما است. فیلم، شاهکار نیست ولی دیدنی است و تا مدتی ذهن بیینده مشغول ماجراهای ان خواهد بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://s8.picofile.com/file/8273627842/2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Caf%C3%A9_Society_(film)" target="_blank">Cafe Society</a></span>  محصول 2016 جدیدترین اثر آقای <span style="font-weight: bold;">وودی آلن</span> دوست داشتنی است.<br />
<br />
مثلث عشقی تم مورد علاقه و تقریبا همیشگی الن و نیز "انتخاب" و پیامدهای ان، پایه فیلمنامه است: بابی پسر جوانی که به هالیوود میرود تا در آژانس سینمایی دایی اش مشغول کار شود، عاشق منشی او میشود و باقی ماجرا.. شاید اصلی ترین حرف فیلم این باشد که با هر انتخابی، تردیدها همیشه پابرجایند. زخمها خوب میشوند ولی سرجایشان میمانند. و گذشته حسرتبار، پرقدرت و زنده، جلوی چشمت رژه میرود. معلوم نیست اگر انتخاب دیگری میکردی وضع بهتری داشتی. بهرحال حسرت راه نرفته همیشه با توست.<br />
<br />
خرده داستانهای فیلم نیز قابل توجهند: برادر گنگستر ، شوهر خواهر کمونیست و سربه راه، دایی و ماجراهایش... داستانهای حاشیه ای شاید از اصل مهمتر باشند. یا به تعبیری ریزه کاریها فیلم را مقبولتر کرده است. بازیها خوب و به یاد ماندنی است. مخصوصا <span style="font-weight: bold;">کریستن استوارت</span> که با نگاههای گیج و خیره به ناکجا نقش دختر سرگردان و ناتوان در تصمیم گیری را به خوبی به نمایش میگذارد. آنچه بخوبی در خاطر میماند اما فیلمبرداری و قابهای چشم نواز <span style="font-weight: bold;">ویتوریو استورارو</span> است که گویی نقاشی است که قلمش را با دوربین عوض کرده :-)<br />
<br />
از نکات دیگر فیلم روایتهای طولانی و زیادی است که در لابلای فیلم خوانده میشود. شخصا ترجیح میدادم راوی شفاهی زیاد پر حرفی نکند و داستان این ملودرام، خالصتر و سینمایی تر روایت شود. شاید نقطه ضعف فیلم همین پرگوییهایی باشد که گاه حوصله را سر میبرد.<br />
<br />
وودی آلن در دهه هشتم زندگی همچنان پرقدرت و مسلط فیلم میسازد و هر اثرش نوید دریچه ای جدید به سینما است. فیلم، شاهکار نیست ولی دیدنی است و تا مدتی ذهن بیینده مشغول ماجراهای ان خواهد بود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بیاد مردی که زیاد می دانست (بررسی و نقد آثار آلفرد هیچکاک)]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9</link>
			<pubDate>Wed, 18 May 2016 18:22:20 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1463595197681.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1463595197681.jpg]" /><br />
<br />
</div>
<br />
این موضوع را با کسب اجازه از محضر تمام دوستان بنام مردی آغاز می کنیم که واقعا زیاد می دانست. کارگردانی که سینما دیگر و هرگز نظیرش را نخواهد دید. سعی می کنم از مطالب تکراری که در تمام سایتها می توانید درباره <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>بیابید پرهیز نمایم. به زندگینامه اش آنطور که در تمام سایتها نوشته اند نمی پردازیم . درباره فیلمها و آثارش آنطور که در تمام سایتها نوشته اند نمی پردازیم. همچنین در مواردی نیز از راهنمائیهای یکی از بزرگترین <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>شناسهای ایرانی یعنی استاد <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> نیز سعی می کنیم کمک و راهنمائی بگیریم.<br />
<br />
وقتی دو هفته پیش خبر پخش مجدد <span style="font-weight: bold;">مجموعه آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span> را در <span style="font-weight: bold;">اخبار و رویدادهای تلویزیون ایران</span> دادم در آنجا به اعضای سایت قول دادم تا در خصوص این مجموعه اطلاعاتی را جمع آوری نمایم و در تاپیک <span style="font-weight: bold;">سریالهای قدیمی تلویزیون</span> ارسال نمایم. جناب <span style="font-weight: bold;">منصور</span> از بنده خواستند بجای ارسال آن در تاپیک سریالهای قدیمی موضوع جدیدی را بنام <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> ایجاد نمایم که جای آن در سایت <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> واقعا خالی بود و مطالبم را در آن بنویسم. همچنین محلی باشد تا در آینده هر آنچه را که از این ابر کارگردان سینمای کلاسیک جمع آوری نمودیم در آن ارسال نمائیم. بنده هم اطاعت امر نمودم.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span></span></span><br />
<br />
زمانیکه تقزیبا هیچیک از ما بدنیا نیامده بودیم  مردم آمریکا از دوم اکتبر سال 1955 هر هفته یکشنبه شب راس ساعت 9 و 30 دقیقه شب پای تلویزیون می نشستند تا از شبکه CBS سریال محبوبی را ببینند بنام <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span>. سرخوشی مردم از دیدن این سریال سراسر تعلیق و مهیج تا سال 1962 ادامه داشت. هرچند از سال 1960 پخش این سریال از شبکه NBC ادامه پیدا کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>زمانیکه ساخت این سریال را آغاز نمود تازه از ساخت فیلم متفاوت خود یعنی <span style="font-weight: bold;">دردسر هری </span>فارغ شده بود. زمانیکه <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>با این سریال میهمان خانه ها شده بود دیگر یک کارگردان کاملا شناخته شده بود. مردم از خالق <span style="font-weight: bold;">ربکا و بدنام و طلسم شده</span> انتظار بالایی داشتند. آنها بسیار خوشحال بودند که هر هفته می توانند یک بخش از سریال 25 دقیقه ای از این کارگردان بزرگ را در قاب تلویزیون خود ببینند.<br />
<br />
چیزیکه بیش از هر چیز برای مردم جذاب بود این بود که دیگر برای رو شدن دست قاتل نیازی نیست بیش از 100 دقیقه انتظار بکشند. آنها می دانستند ماجرای هر قسمت هر چه هم که پیچیده باشد نهایتا کافیست 25 دقیقه صبر کنند تا معلوم شود عامل جنایت اینهفته چه کسی بوده است. ضمن انکه نیازی نیست برای شناسایی قاتل بلیط سینما بخرند و در سالن تاریک سینما نظاره گر هنرنمایی این کارگردان بزرگ باشند. آنها در حالیکه در منزل خود شام را صرف کرده بودند می توانستند روی کاناپه دراز بکشند و در حالیکه قهوه خود را صرف می کنند شاهد هنرنمایی بزرگترین کارگردان عصر خود باشند.<br />
<br />
بر خلاف تصور همگان تمام قسمتهای مجموعه <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span> توسط <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>ساخته نمی شود. اما سایه او چنان بر این سریال خودنمایی می کند که هر بیننده ای این سایه را در طول تمام قسمتهای سریال می بیند. <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>در طول زمانیکه این سریال پخش می گردید <span style="font-weight: bold;">مردیکه زیاد می دانست و مرد عوضی و سرگیجه و شمال از شمالغربی و روانی</span> را خلق می کند. یکسال بعد از توقف پخش این سریال هیچکاک <span style="font-weight: bold;">پرندگان </span>را می سازد.<br />
<br />
این سریال تا سال 1960 هر یکشنبه شب ساعت 9 و سی دقیقه از شبکه CBS پخش می گردید. اما بعد از آن تا سال 1962 پخش این سریال در ساعت 8 و سی دقیقه روزهای سه شنبه از شبکه NBC ادامه می یابد. در طی این سالها 7 فصل از این مجموعه  در 268 قسمت به نمایش در می آید. بعد از توقف این سریال در سال 1962 مجددا در سال 1964 پخش سه فصل دیگر از سریال در 93 قسمت با نام <span style="font-weight: bold;">ساعت آلفرد هیچکاک</span> با تغییرات عمده ای به نمایش در می آید. شاید بزرگترین تغییر آن مدت زمان سریال است که از 25 دقیقه در هر قسمت به 50 دقیقه در هر قسمت افزایش می یابد.<br />
<br />
نهایتا آخرین قسمت از این سریال در فصل دهم در روز 26 ژوئن سال 1965 از تلویزیون پخش می شود. دو قسمت از این مجموعه که توسط خود <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>کارگردانی گردید نامزد دریافت جایزه امی گردید. این تاریخچه کاملی بود از این سریال مهیج. انشالله اگر فرصتی پیش آید در بخش بعدی به عوامل این سریال و موضوعات آن خواهم پرداخت. همانطور که قبلا هم عرض نمودم اگر چه شبکه چهار صدا و سیما با پخش این سریال در نوروز 1392 عاشقان <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>را غافلگیر نمود اما بازپخش این سریال اینروزها از شبکه نمایش لطف دیگری دارد.<br />
<br />
اگر دوستان بخش دوبله هم فرصت نمودند و عوامل دوبله این سریال را شناسایی نمایند بسیار سپاسگزار خواهم شد. تا جائیکه من اطلاع دارم این سریال در سال 1391 به مدیریت اقای <span style="font-weight: bold;">ناصر طهماسب</span> دوبله گردید و جناب <span style="font-weight: bold;">ناصر احمدی</span> بجای<span style="font-weight: bold;"> آلفرد هیچکاک</span> در ابتدا و انتهای سریال گویندگی نمودند. من زیاد با گویندگان آشنا نیستم و فقط چهره های معروفی که سینمای کلاسیک در ایران مدیون آنهاست را تا حدودی می شناسم. ایکاش مرحوم <span style="font-weight: bold;">عطا الله کاملی</span> در قید حیات بودند و با همان هیبتی که <span style="font-weight: bold;">کرک داگلاس </span>های کلاسیک را گویندگی نمودند بجای <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> گویندگی می کردند. صدای با هیبت او با چهره و غبغبهای <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> همخوانی عجیبی می توانست داشته باشد. (البته با کسب اجازه از اساتید دوبله در سایت )  <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>شخصیت بزرگی بود. آیا بنظر کارشناسان دوبله سایت صدایی مناسبتر از <span style="font-weight: bold;">ناصر احمدی</span> در بین گویندگان وجود نداشت؟ <br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1463595197681.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1463595197681.jpg]" /><br />
<br />
</div>
<br />
این موضوع را با کسب اجازه از محضر تمام دوستان بنام مردی آغاز می کنیم که واقعا زیاد می دانست. کارگردانی که سینما دیگر و هرگز نظیرش را نخواهد دید. سعی می کنم از مطالب تکراری که در تمام سایتها می توانید درباره <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>بیابید پرهیز نمایم. به زندگینامه اش آنطور که در تمام سایتها نوشته اند نمی پردازیم . درباره فیلمها و آثارش آنطور که در تمام سایتها نوشته اند نمی پردازیم. همچنین در مواردی نیز از راهنمائیهای یکی از بزرگترین <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>شناسهای ایرانی یعنی استاد <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> نیز سعی می کنیم کمک و راهنمائی بگیریم.<br />
<br />
وقتی دو هفته پیش خبر پخش مجدد <span style="font-weight: bold;">مجموعه آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span> را در <span style="font-weight: bold;">اخبار و رویدادهای تلویزیون ایران</span> دادم در آنجا به اعضای سایت قول دادم تا در خصوص این مجموعه اطلاعاتی را جمع آوری نمایم و در تاپیک <span style="font-weight: bold;">سریالهای قدیمی تلویزیون</span> ارسال نمایم. جناب <span style="font-weight: bold;">منصور</span> از بنده خواستند بجای ارسال آن در تاپیک سریالهای قدیمی موضوع جدیدی را بنام <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> ایجاد نمایم که جای آن در سایت <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> واقعا خالی بود و مطالبم را در آن بنویسم. همچنین محلی باشد تا در آینده هر آنچه را که از این ابر کارگردان سینمای کلاسیک جمع آوری نمودیم در آن ارسال نمائیم. بنده هم اطاعت امر نمودم.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span></span></span><br />
<br />
زمانیکه تقزیبا هیچیک از ما بدنیا نیامده بودیم  مردم آمریکا از دوم اکتبر سال 1955 هر هفته یکشنبه شب راس ساعت 9 و 30 دقیقه شب پای تلویزیون می نشستند تا از شبکه CBS سریال محبوبی را ببینند بنام <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span>. سرخوشی مردم از دیدن این سریال سراسر تعلیق و مهیج تا سال 1962 ادامه داشت. هرچند از سال 1960 پخش این سریال از شبکه NBC ادامه پیدا کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>زمانیکه ساخت این سریال را آغاز نمود تازه از ساخت فیلم متفاوت خود یعنی <span style="font-weight: bold;">دردسر هری </span>فارغ شده بود. زمانیکه <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>با این سریال میهمان خانه ها شده بود دیگر یک کارگردان کاملا شناخته شده بود. مردم از خالق <span style="font-weight: bold;">ربکا و بدنام و طلسم شده</span> انتظار بالایی داشتند. آنها بسیار خوشحال بودند که هر هفته می توانند یک بخش از سریال 25 دقیقه ای از این کارگردان بزرگ را در قاب تلویزیون خود ببینند.<br />
<br />
چیزیکه بیش از هر چیز برای مردم جذاب بود این بود که دیگر برای رو شدن دست قاتل نیازی نیست بیش از 100 دقیقه انتظار بکشند. آنها می دانستند ماجرای هر قسمت هر چه هم که پیچیده باشد نهایتا کافیست 25 دقیقه صبر کنند تا معلوم شود عامل جنایت اینهفته چه کسی بوده است. ضمن انکه نیازی نیست برای شناسایی قاتل بلیط سینما بخرند و در سالن تاریک سینما نظاره گر هنرنمایی این کارگردان بزرگ باشند. آنها در حالیکه در منزل خود شام را صرف کرده بودند می توانستند روی کاناپه دراز بکشند و در حالیکه قهوه خود را صرف می کنند شاهد هنرنمایی بزرگترین کارگردان عصر خود باشند.<br />
<br />
بر خلاف تصور همگان تمام قسمتهای مجموعه <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک تقدیم می کند</span> توسط <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>ساخته نمی شود. اما سایه او چنان بر این سریال خودنمایی می کند که هر بیننده ای این سایه را در طول تمام قسمتهای سریال می بیند. <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>در طول زمانیکه این سریال پخش می گردید <span style="font-weight: bold;">مردیکه زیاد می دانست و مرد عوضی و سرگیجه و شمال از شمالغربی و روانی</span> را خلق می کند. یکسال بعد از توقف پخش این سریال هیچکاک <span style="font-weight: bold;">پرندگان </span>را می سازد.<br />
<br />
این سریال تا سال 1960 هر یکشنبه شب ساعت 9 و سی دقیقه از شبکه CBS پخش می گردید. اما بعد از آن تا سال 1962 پخش این سریال در ساعت 8 و سی دقیقه روزهای سه شنبه از شبکه NBC ادامه می یابد. در طی این سالها 7 فصل از این مجموعه  در 268 قسمت به نمایش در می آید. بعد از توقف این سریال در سال 1962 مجددا در سال 1964 پخش سه فصل دیگر از سریال در 93 قسمت با نام <span style="font-weight: bold;">ساعت آلفرد هیچکاک</span> با تغییرات عمده ای به نمایش در می آید. شاید بزرگترین تغییر آن مدت زمان سریال است که از 25 دقیقه در هر قسمت به 50 دقیقه در هر قسمت افزایش می یابد.<br />
<br />
نهایتا آخرین قسمت از این سریال در فصل دهم در روز 26 ژوئن سال 1965 از تلویزیون پخش می شود. دو قسمت از این مجموعه که توسط خود <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>کارگردانی گردید نامزد دریافت جایزه امی گردید. این تاریخچه کاملی بود از این سریال مهیج. انشالله اگر فرصتی پیش آید در بخش بعدی به عوامل این سریال و موضوعات آن خواهم پرداخت. همانطور که قبلا هم عرض نمودم اگر چه شبکه چهار صدا و سیما با پخش این سریال در نوروز 1392 عاشقان <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>را غافلگیر نمود اما بازپخش این سریال اینروزها از شبکه نمایش لطف دیگری دارد.<br />
<br />
اگر دوستان بخش دوبله هم فرصت نمودند و عوامل دوبله این سریال را شناسایی نمایند بسیار سپاسگزار خواهم شد. تا جائیکه من اطلاع دارم این سریال در سال 1391 به مدیریت اقای <span style="font-weight: bold;">ناصر طهماسب</span> دوبله گردید و جناب <span style="font-weight: bold;">ناصر احمدی</span> بجای<span style="font-weight: bold;"> آلفرد هیچکاک</span> در ابتدا و انتهای سریال گویندگی نمودند. من زیاد با گویندگان آشنا نیستم و فقط چهره های معروفی که سینمای کلاسیک در ایران مدیون آنهاست را تا حدودی می شناسم. ایکاش مرحوم <span style="font-weight: bold;">عطا الله کاملی</span> در قید حیات بودند و با همان هیبتی که <span style="font-weight: bold;">کرک داگلاس </span>های کلاسیک را گویندگی نمودند بجای <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> گویندگی می کردند. صدای با هیبت او با چهره و غبغبهای <span style="font-weight: bold;">آلفرد هیچکاک</span> همخوانی عجیبی می توانست داشته باشد. (البته با کسب اجازه از اساتید دوبله در سایت )  <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>شخصیت بزرگی بود. آیا بنظر کارشناسان دوبله سایت صدایی مناسبتر از <span style="font-weight: bold;">ناصر احمدی</span> در بین گویندگان وجود نداشت؟ <br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آندری تارکوفسکی]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C</link>
			<pubDate>Fri, 08 Jan 2016 21:17:05 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14522872402.gif" border="0" alt="[تصویر: 14522872402.gif]" /></div>
<br />
<br />
از جناب <span style="font-weight: bold;">بروبیکر</span> سپاسگزارم که سرانجام پس از دو هفته از ارسال در خواستم و اخذ تعهد از اینجانب اجازه ایجاد و پرداختن به این کارگردان متفاوت را به حقیر دادند و منهم قول دادم تا چارچوبها و ضوابط را رعایت نمایم و برای پرداختن به آثار و زندگی این کارگردان متفاوت زیاد وارد معقوله سیاست نشوم.<br />
<br />
قبل از ورود به این بحث باید به اطلاع دوستانم برسانم که پستهایی را که در این تاپیک ارسال خواهم نمود حاصل مطالعات و تحقیقات خودم است. برخی از نوشته ها برداشتهای شخصی من است. امیدوارم برای این برداشتها حاشیه سازی نشود.<br />
<br />
دهه شصت جریانهایی در سینمای کشور حاکم بود تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را به سبک خودشان به ما معرفی کنند. <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> شاید یک اسم رمز بود . موجی به راه افتاده بود تا مردم را به <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> علاقمند کنند. بدلیل عدم وجود رسانه ها بشکل امروز و فضای بسته بنابراین <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را به سبک خودشان به ما قالب کردند. من نمی خواستم در خصوص <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> در این سایت مطلبی بنویسم. زیرا مدتها بود که دیگر از تارکوفسکی خبری نبود.<br />
اما ظاهرا باز هم اتفاقاتی در راه است تا عده ای که خود را روشنفکر هم می نامند دوباره با افکاری پوسیده سعی دارند زمزمه هایی را به راه بی اندازند.<br />
اما دقیقا ببینید چه اتفاقاتی در این ایام افتاده است.<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی</span> یکی از مشهورترین فیلمسازان روس است. نام این فیلمساز با شروع انقلاب 57 تا اواسط دهه شصت به شدت بر سر زبانها می افتد. چنان از <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> سخن می گفتند که گویی <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>و <span style="font-weight: bold;">کازان</span> و <span style="font-weight: bold;">فورد</span> اصلا کارگردان نیستند.<br />
با پایان یافتن جنگ و باز شدن پای روشنفکران به سینما کم کم نام<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی </span>هم از سر زبانها می افتد. با ورود اینترنت به زندگی مردم عده ای که بنده آنها را <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی زده</span> می نامم کاملا سکوت کردند. زیرا شما در این جادوی نوین زندگی بشری هر آنچه که بخواهید در دسترستان است.<br />
حالا اگر عده ای بخواهند <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را آنطور که بوده است بشناسند پس تکلیف نسلی که <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را جور دیگری به ما شناساندند چه می شود؟ مگر ما چند تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> داریم؟ اگر از من بپرسند من می گویم دو تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> داریم. یکی <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> ایرانی و یکی هم <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> جهانی.<br />
حالا نمیدانم که دوباره در سینمای ما چه اتفاقی افتاده است که باز می خواهند دست به دامان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> بشوند. قصد نداشتم درباره این موضوع در این سایت چیزی بنویسم و تصمیم داشتم مطلب را به وبلاگ خودم بکشانم اما دیروز در شبکه نمایش شاهد برگزاری یک نظر سنجی بودم که شک من را به یقین تبدیل نمود.<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14522872401.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14522872401.jpg]" /></div>
<br />
<br />
طی یکسال گذشته انتشار چند کتاب بطور همزمان درباره <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> من را متعجب نمود.  کتاب <span style="font-weight: bold;">عناصر سینمای تارکوفسکی</span> با سه ترجمه متفاوت توسط سه ناشر ناگهان همزمان منتشر میگردد. کتاب<span style="font-weight: bold;"> گفتگو با اندری تارکوفسکی</span> هم همزمان توسط دو ناشر منتشر می شود. جالب آنجاست که یکی از این دو ناشر چاپ دوم کتاب را نیز منتشر نمود.<br />
به همه اینها نظر سنجی جدید <span style="font-weight: bold;">شبکه نمایش</span> هم در یک اقدام بی سابقه اضافه کنید. در این نظر سنجی آمده است که کدام اثر <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>از اهمیت بیشتری برخوردار است. شبکه نو پایی که تا کنون هیچیک از آثار این کارگردان بزرگ را پخش ننموده بود  حالا از مخاطبان خود یک انتظار بزرگ دارد.<br />
شاید دوباره می خواهند ورژن دیگری از <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را راهی ذهن مردم نمایند. <br />
با تمام این وجود این تاپیک را با این مقدمه آغاز می کنم و در ادامه ضمن معرفی این فیلمساز به معرفی آثار او و نظرات منتقدان درباره او می پردازم. اگر از دوستان عزیز هم کسی درباره <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>اطلاعاتی دارد خوشحال می شوم تا این موضوع را به اتفاق به پیش ببریم.<br />
دنیای سینما  به این فیلمساز القاب زیادی داده است.<span style="font-weight: bold;"> فیلمساز اخلاقی</span> و یا <span style="font-weight: bold;">سینماگر دینی</span>. اما در ایران برداشتهای نمادگرایانه و بسیار شخصی  و تا حدودی سیاسی ذهن سینماگران ایرانی را منحرف نمود تا این فیلمساز را بصورت سفارشی بشناسند. در ایران <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> مدافعان خاصی دارد. مانند <span style="font-weight: bold;">سید محمد بهشتی</span> که در دهه شصت رئیس بنیاد سینمایی فارابی بود. این مدافعان بانین و متهمان ردیف اول نقل من هستند.<br />
عده ای هم پیروان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>هستند. <span style="font-weight: bold;">مجله فیلم </span>و نویسندگانی مانند <span style="font-weight: bold;">جمال حاج آقا محمد</span> و <span style="font-weight: bold;">بابک احمدی</span> . آنان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را استاد خود خطاب می کنند و چشم بسته به او اقتدا می کنند. عده ای هم از مخالفان<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی </span>هستند. مانند <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> و <span style="font-weight: bold;">مرتضی آوینی </span>و <span style="font-weight: bold;">بهروز افخمی.</span><br />
سعی می کنم اگر عمری باقی بود در پستهای بعدی به آثار این کارگردان و دلایل مطرح کردن او در سینمای دهه شصت بپردازم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14522872402.gif" border="0" alt="[تصویر: 14522872402.gif]" /></div>
<br />
<br />
از جناب <span style="font-weight: bold;">بروبیکر</span> سپاسگزارم که سرانجام پس از دو هفته از ارسال در خواستم و اخذ تعهد از اینجانب اجازه ایجاد و پرداختن به این کارگردان متفاوت را به حقیر دادند و منهم قول دادم تا چارچوبها و ضوابط را رعایت نمایم و برای پرداختن به آثار و زندگی این کارگردان متفاوت زیاد وارد معقوله سیاست نشوم.<br />
<br />
قبل از ورود به این بحث باید به اطلاع دوستانم برسانم که پستهایی را که در این تاپیک ارسال خواهم نمود حاصل مطالعات و تحقیقات خودم است. برخی از نوشته ها برداشتهای شخصی من است. امیدوارم برای این برداشتها حاشیه سازی نشود.<br />
<br />
دهه شصت جریانهایی در سینمای کشور حاکم بود تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را به سبک خودشان به ما معرفی کنند. <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> شاید یک اسم رمز بود . موجی به راه افتاده بود تا مردم را به <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> علاقمند کنند. بدلیل عدم وجود رسانه ها بشکل امروز و فضای بسته بنابراین <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را به سبک خودشان به ما قالب کردند. من نمی خواستم در خصوص <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> در این سایت مطلبی بنویسم. زیرا مدتها بود که دیگر از تارکوفسکی خبری نبود.<br />
اما ظاهرا باز هم اتفاقاتی در راه است تا عده ای که خود را روشنفکر هم می نامند دوباره با افکاری پوسیده سعی دارند زمزمه هایی را به راه بی اندازند.<br />
اما دقیقا ببینید چه اتفاقاتی در این ایام افتاده است.<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی</span> یکی از مشهورترین فیلمسازان روس است. نام این فیلمساز با شروع انقلاب 57 تا اواسط دهه شصت به شدت بر سر زبانها می افتد. چنان از <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> سخن می گفتند که گویی <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>و <span style="font-weight: bold;">کازان</span> و <span style="font-weight: bold;">فورد</span> اصلا کارگردان نیستند.<br />
با پایان یافتن جنگ و باز شدن پای روشنفکران به سینما کم کم نام<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی </span>هم از سر زبانها می افتد. با ورود اینترنت به زندگی مردم عده ای که بنده آنها را <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی زده</span> می نامم کاملا سکوت کردند. زیرا شما در این جادوی نوین زندگی بشری هر آنچه که بخواهید در دسترستان است.<br />
حالا اگر عده ای بخواهند <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را آنطور که بوده است بشناسند پس تکلیف نسلی که <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را جور دیگری به ما شناساندند چه می شود؟ مگر ما چند تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> داریم؟ اگر از من بپرسند من می گویم دو تا <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> داریم. یکی <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> ایرانی و یکی هم <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> جهانی.<br />
حالا نمیدانم که دوباره در سینمای ما چه اتفاقی افتاده است که باز می خواهند دست به دامان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> بشوند. قصد نداشتم درباره این موضوع در این سایت چیزی بنویسم و تصمیم داشتم مطلب را به وبلاگ خودم بکشانم اما دیروز در شبکه نمایش شاهد برگزاری یک نظر سنجی بودم که شک من را به یقین تبدیل نمود.<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14522872401.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14522872401.jpg]" /></div>
<br />
<br />
طی یکسال گذشته انتشار چند کتاب بطور همزمان درباره <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> من را متعجب نمود.  کتاب <span style="font-weight: bold;">عناصر سینمای تارکوفسکی</span> با سه ترجمه متفاوت توسط سه ناشر ناگهان همزمان منتشر میگردد. کتاب<span style="font-weight: bold;"> گفتگو با اندری تارکوفسکی</span> هم همزمان توسط دو ناشر منتشر می شود. جالب آنجاست که یکی از این دو ناشر چاپ دوم کتاب را نیز منتشر نمود.<br />
به همه اینها نظر سنجی جدید <span style="font-weight: bold;">شبکه نمایش</span> هم در یک اقدام بی سابقه اضافه کنید. در این نظر سنجی آمده است که کدام اثر <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>از اهمیت بیشتری برخوردار است. شبکه نو پایی که تا کنون هیچیک از آثار این کارگردان بزرگ را پخش ننموده بود  حالا از مخاطبان خود یک انتظار بزرگ دارد.<br />
شاید دوباره می خواهند ورژن دیگری از <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را راهی ذهن مردم نمایند. <br />
با تمام این وجود این تاپیک را با این مقدمه آغاز می کنم و در ادامه ضمن معرفی این فیلمساز به معرفی آثار او و نظرات منتقدان درباره او می پردازم. اگر از دوستان عزیز هم کسی درباره <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>اطلاعاتی دارد خوشحال می شوم تا این موضوع را به اتفاق به پیش ببریم.<br />
دنیای سینما  به این فیلمساز القاب زیادی داده است.<span style="font-weight: bold;"> فیلمساز اخلاقی</span> و یا <span style="font-weight: bold;">سینماگر دینی</span>. اما در ایران برداشتهای نمادگرایانه و بسیار شخصی  و تا حدودی سیاسی ذهن سینماگران ایرانی را منحرف نمود تا این فیلمساز را بصورت سفارشی بشناسند. در ایران <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> مدافعان خاصی دارد. مانند <span style="font-weight: bold;">سید محمد بهشتی</span> که در دهه شصت رئیس بنیاد سینمایی فارابی بود. این مدافعان بانین و متهمان ردیف اول نقل من هستند.<br />
عده ای هم پیروان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی </span>هستند. <span style="font-weight: bold;">مجله فیلم </span>و نویسندگانی مانند <span style="font-weight: bold;">جمال حاج آقا محمد</span> و <span style="font-weight: bold;">بابک احمدی</span> . آنان <span style="font-weight: bold;">تارکوفسکی</span> را استاد خود خطاب می کنند و چشم بسته به او اقتدا می کنند. عده ای هم از مخالفان<span style="font-weight: bold;"> تارکوفسکی </span>هستند. مانند <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> و <span style="font-weight: bold;">مرتضی آوینی </span>و <span style="font-weight: bold;">بهروز افخمی.</span><br />
سعی می کنم اگر عمری باقی بود در پستهای بعدی به آثار این کارگردان و دلایل مطرح کردن او در سینمای دهه شصت بپردازم.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>