<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - رادیو در سینماکلاسیک]]></title>
		<link>https://cinemaclassic.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - https://cinemaclassic.ir]]></description>
		<pubDate>Mon, 07 Sep 2026 14:34:59 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[گویندگان رادیو]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88</link>
			<pubDate>Mon, 22 Feb 2016 07:13:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #0000CD;">اساس مطالب سینما کلاسیک بر صدا استوار است. این صدا میتواند در عرصه دوبله ، یا رادیو و یا حتی خوانندگی باشد. در بخش دوبله سینماکلاسیک بشکلی کامل به این وادی از هنر پرداخته شده است. گویندگان رادیو بر گردن سینماکلاسیک به نوعی حق دارند که از آنها هم بواسطه صداهای ماندگارشان یاد شود. اکثر این هنرمندان دستی در دوبله یا سینما و تئاتر هم داشته اند. در این تاپیک به معرفی مختصر این هنروران که برخی از آنها دیگر در میان ما نیستند خواهیم پرداخت</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;"><span style="color: #ff00cc;"><span style="font-weight: bold;">علی تابش<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124635011.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124635011.jpg]" /></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">علی تابش</span> در سال 1304 بدنیا آمد . در سال 1327 (در 23 سالگی) آغاز فعالیت هنری خود را با نقش<span style="font-weight: bold;"> آرشین مالالان </span>در تئاتر فرهنگ آغاز کرد و بعدها در تئاترهای تهران ، فردوسی و پاریس ادامه داد. سپس رو به سینما آورد و در بیش از 27 فیلم سینمائی به ایفای نقش پرداخت. یکی از بیادماندنی ترین نقشهای وی در سینما بازی در نقش یک زن در <span style="font-weight: bold;">مادمازل خاله</span> بود که بعد ها <span style="font-weight: bold;">اکبر عبدی </span> آنرا در<span style="font-weight: bold;"> آدم برفی</span> اجرا کرد و بعدها کسان دیگر چنین به چنین نقشهائی روی آوردند.<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124635242.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124635242.jpg]" /><br />
<span style="color: #696969;">تابش در نقشی زنانه</span><br />
<br />
تابش سپس گام به رادیو نهاد و در اولین گام ، به گفتن آگهی های تجاری و بازرگانی همت گماشت. در سال 1335 بشکل جدی وارد نمایشهای رادیوئی شد و صدایش  را در برنامه هائی چون <span style="font-weight: bold;">قصه شب ، شما و رادیو ، زیر آسمان کبود </span>و<span style="font-weight: bold;"> گفتنی ها </span>به گوش همگان رساند.<br />
با وجودیکه تحصیلات خاصی نداشت اما در عرصه صدا آنقدر نبوغ داشت که همزمان در چندین نقش ظاهر میشد و واضح است توان بازی در چند نقش متقایل و همزمان در یک نمایش رادیویی تا چه حد مشکل و توانفرسات.<br />
پیشینیان  ما او را با شخصیتهای خاصی که در رادیو خلق کرد می شناسند. مشهورترین تیپ هائی که تابش خلق کرد عبارتند از : <span style="font-weight: bold;">خوش نقش ، غلط انداز ، دسیکا ، فلفلی ، خوش خنده ، نستعلیق</span> و <span style="font-weight: bold;">تک مضراب</span><br />
تابش در نمایش سریالی <span style="font-weight: bold;">قصه های مجید </span>که در دهه 50 از رادیو پخش میشد نقش مجید را بازی میکرد که یکی از شاهکارهای او در عرصه رادیوست.<br />
وی  از اواسط دهه 50 از عرصه هنرکناره گیری کرد اما برای مدت کوتاهی در اوایل سال 57 مجددا و با وساطت<span style="font-weight: bold;"> منوچهر نوذری</span> به رادیو برگشت.<br />
این هنرمند بزرگ عرصه صدا در نهایت در سال 1376  در نهایت گمنامی ! و سکوت رسانه ها چشم از جهان فرو بست.<br />
<br />
روحش شاد و نامش ماندگار<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124728991.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124728991.jpg]" /><br />
<span style="color: #696969;">از راست به چپ و نشسته ها : اکبر گلپایگانی - منوچهر نوذری - علی تابش - ایرج - حمید قنبری - مستجاب الدعوه - ناصر ملک مطیعی</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #0000CD;">اساس مطالب سینما کلاسیک بر صدا استوار است. این صدا میتواند در عرصه دوبله ، یا رادیو و یا حتی خوانندگی باشد. در بخش دوبله سینماکلاسیک بشکلی کامل به این وادی از هنر پرداخته شده است. گویندگان رادیو بر گردن سینماکلاسیک به نوعی حق دارند که از آنها هم بواسطه صداهای ماندگارشان یاد شود. اکثر این هنرمندان دستی در دوبله یا سینما و تئاتر هم داشته اند. در این تاپیک به معرفی مختصر این هنروران که برخی از آنها دیگر در میان ما نیستند خواهیم پرداخت</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;"><span style="color: #ff00cc;"><span style="font-weight: bold;">علی تابش<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124635011.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124635011.jpg]" /></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">علی تابش</span> در سال 1304 بدنیا آمد . در سال 1327 (در 23 سالگی) آغاز فعالیت هنری خود را با نقش<span style="font-weight: bold;"> آرشین مالالان </span>در تئاتر فرهنگ آغاز کرد و بعدها در تئاترهای تهران ، فردوسی و پاریس ادامه داد. سپس رو به سینما آورد و در بیش از 27 فیلم سینمائی به ایفای نقش پرداخت. یکی از بیادماندنی ترین نقشهای وی در سینما بازی در نقش یک زن در <span style="font-weight: bold;">مادمازل خاله</span> بود که بعد ها <span style="font-weight: bold;">اکبر عبدی </span> آنرا در<span style="font-weight: bold;"> آدم برفی</span> اجرا کرد و بعدها کسان دیگر چنین به چنین نقشهائی روی آوردند.<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124635242.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124635242.jpg]" /><br />
<span style="color: #696969;">تابش در نقشی زنانه</span><br />
<br />
تابش سپس گام به رادیو نهاد و در اولین گام ، به گفتن آگهی های تجاری و بازرگانی همت گماشت. در سال 1335 بشکل جدی وارد نمایشهای رادیوئی شد و صدایش  را در برنامه هائی چون <span style="font-weight: bold;">قصه شب ، شما و رادیو ، زیر آسمان کبود </span>و<span style="font-weight: bold;"> گفتنی ها </span>به گوش همگان رساند.<br />
با وجودیکه تحصیلات خاصی نداشت اما در عرصه صدا آنقدر نبوغ داشت که همزمان در چندین نقش ظاهر میشد و واضح است توان بازی در چند نقش متقایل و همزمان در یک نمایش رادیویی تا چه حد مشکل و توانفرسات.<br />
پیشینیان  ما او را با شخصیتهای خاصی که در رادیو خلق کرد می شناسند. مشهورترین تیپ هائی که تابش خلق کرد عبارتند از : <span style="font-weight: bold;">خوش نقش ، غلط انداز ، دسیکا ، فلفلی ، خوش خنده ، نستعلیق</span> و <span style="font-weight: bold;">تک مضراب</span><br />
تابش در نمایش سریالی <span style="font-weight: bold;">قصه های مجید </span>که در دهه 50 از رادیو پخش میشد نقش مجید را بازی میکرد که یکی از شاهکارهای او در عرصه رادیوست.<br />
وی  از اواسط دهه 50 از عرصه هنرکناره گیری کرد اما برای مدت کوتاهی در اوایل سال 57 مجددا و با وساطت<span style="font-weight: bold;"> منوچهر نوذری</span> به رادیو برگشت.<br />
این هنرمند بزرگ عرصه صدا در نهایت در سال 1376  در نهایت گمنامی ! و سکوت رسانه ها چشم از جهان فرو بست.<br />
<br />
روحش شاد و نامش ماندگار<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1456124728991.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1456124728991.jpg]" /><br />
<span style="color: #696969;">از راست به چپ و نشسته ها : اکبر گلپایگانی - منوچهر نوذری - علی تابش - ایرج - حمید قنبری - مستجاب الدعوه - ناصر ملک مطیعی</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[از صبح جمعه با شما تا جمعه ایرانی]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C</link>
			<pubDate>Wed, 04 Nov 2015 15:51:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[چقدر زود میگذره ......<br />
سالها پیش تلویزیونهای سیاه و سفید مبله شاوب لورنس و گروندیک جزئی از دکور خانه ها بود. روی تلویزیونها معمولا محل عرضه هنر قلاب بافی مادران و دختران خانه ها بود و البته محل قرار گرفتن برادر کوچک تلویزیون ، یعنی رادیو. بچه که بودیم  فیلم کلاسیک و غیر کلاسیک نمی شناختیم. همه فیلمها تو تلویزیون ما سیاه و سفید بود. اونروزا اما رادیو یه چیز دیگه بود.<br />
صبح ها این صدای رادیو بود که همه اعضای خانواده را بیدار میکرد. صدای هم زدن قاشق تویه استکان برای میل کردن چای شیرین با نان و پنیر ریتم زیبایی به برنامه تقویم تاریخ میداد. بچه های انقلاب که شروع میشد یعنی اینکه کیفها رو باید ببندیم و آماده رفتن به مدرسه بشیم : <span style="font-style: italic;">به به چه حرف خوبی .... آنشب امام ما گفت .... حرفی که خواب دشمن .... از آن سخن برآشفت .....  یا صدای دلنشین بابا ابر تندترش کن .... تند تر و تند ترش کن ....</span><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14466520681.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14466520681.jpg]" /></div>
<br />
ظهر که بر میگشتیم خونه برنامه کار و کارگر بود و اخبار ساعت 14. اما همینکه ساعت به پنج بعدازظهر نزدیک میشد موقع حکمفرمایی تلویزیون بود. استرس نشان دادن تصاویر گمشدگان ، تحملش می ارزید به دیدن برنامه باصفای کودک . اونموقع ها ساعت نه و نیم یا 10 که میشد دیگه همه تو رختخوابهاشون بودن و باز صدای دلنشین رادیو و قصه شب بود که لالایی شبهای دراز دوران کودکی می گردید. <br />
<br />
همه اینها که میگذشت جمعه از راه می رسید. اما جمعه که میشد، یه چیز دیگه بود. چه لذتی داشت پنج شنبه ها وقتی میدونستیم فردا می تونیم بیشتر بخوابیم. صبح جمعه روز رسیدن به کارهای عقب افتاده بود. و صدای بلند یکی از اعضای خانواده :<span style="font-style: italic;">درجه آبگرمکن رسیده به شصت ، کی اول میره حموم ....</span>. اما در کنار همه این کارها صدای بلند رادیو از ساعت 9 صبح به بعد بمعنای پایان یافتن خواب دلنشین روز تعطیل بود. و صد البته انتظا شنیدن شعر زیبای:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی ................ چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی</span></span><br />
<br />
و شروع برنامه ای زیبا که آنروزها شنیدنش برای ما از دیدن هر فیلم کلاسیکی لذت بخش تر و دلنشین تر بود. <span style="font-weight: bold;">صبح جمعه با شما </span>......  برنامه ایکه در دهه شصت با طنز انتقادی و اجتماعی خود لبخند را بر لبهای دلهای افسرده و جنگزده هر ایرانی می نشاند. برنامه ایکه همه را از زیر تیغ طنز خود می گذراند. از بقال سیگار فروش گرفته تا محتکرین اجناس کوپنی و روسای ادارات سفارش پذیر. و این جستار از امروز در سینمای کلاسیک استارت می خورد تا مجالی باشد برای پرداختن به تاریخچه و خاطرات دوستان از این برنامه خاطره انگیز ......<br />
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14466520682.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14466520682.jpg]" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چقدر زود میگذره ......<br />
سالها پیش تلویزیونهای سیاه و سفید مبله شاوب لورنس و گروندیک جزئی از دکور خانه ها بود. روی تلویزیونها معمولا محل عرضه هنر قلاب بافی مادران و دختران خانه ها بود و البته محل قرار گرفتن برادر کوچک تلویزیون ، یعنی رادیو. بچه که بودیم  فیلم کلاسیک و غیر کلاسیک نمی شناختیم. همه فیلمها تو تلویزیون ما سیاه و سفید بود. اونروزا اما رادیو یه چیز دیگه بود.<br />
صبح ها این صدای رادیو بود که همه اعضای خانواده را بیدار میکرد. صدای هم زدن قاشق تویه استکان برای میل کردن چای شیرین با نان و پنیر ریتم زیبایی به برنامه تقویم تاریخ میداد. بچه های انقلاب که شروع میشد یعنی اینکه کیفها رو باید ببندیم و آماده رفتن به مدرسه بشیم : <span style="font-style: italic;">به به چه حرف خوبی .... آنشب امام ما گفت .... حرفی که خواب دشمن .... از آن سخن برآشفت .....  یا صدای دلنشین بابا ابر تندترش کن .... تند تر و تند ترش کن ....</span><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14466520681.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14466520681.jpg]" /></div>
<br />
ظهر که بر میگشتیم خونه برنامه کار و کارگر بود و اخبار ساعت 14. اما همینکه ساعت به پنج بعدازظهر نزدیک میشد موقع حکمفرمایی تلویزیون بود. استرس نشان دادن تصاویر گمشدگان ، تحملش می ارزید به دیدن برنامه باصفای کودک . اونموقع ها ساعت نه و نیم یا 10 که میشد دیگه همه تو رختخوابهاشون بودن و باز صدای دلنشین رادیو و قصه شب بود که لالایی شبهای دراز دوران کودکی می گردید. <br />
<br />
همه اینها که میگذشت جمعه از راه می رسید. اما جمعه که میشد، یه چیز دیگه بود. چه لذتی داشت پنج شنبه ها وقتی میدونستیم فردا می تونیم بیشتر بخوابیم. صبح جمعه روز رسیدن به کارهای عقب افتاده بود. و صدای بلند یکی از اعضای خانواده :<span style="font-style: italic;">درجه آبگرمکن رسیده به شصت ، کی اول میره حموم ....</span>. اما در کنار همه این کارها صدای بلند رادیو از ساعت 9 صبح به بعد بمعنای پایان یافتن خواب دلنشین روز تعطیل بود. و صد البته انتظا شنیدن شعر زیبای:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی ................ چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی</span></span><br />
<br />
و شروع برنامه ای زیبا که آنروزها شنیدنش برای ما از دیدن هر فیلم کلاسیکی لذت بخش تر و دلنشین تر بود. <span style="font-weight: bold;">صبح جمعه با شما </span>......  برنامه ایکه در دهه شصت با طنز انتقادی و اجتماعی خود لبخند را بر لبهای دلهای افسرده و جنگزده هر ایرانی می نشاند. برنامه ایکه همه را از زیر تیغ طنز خود می گذراند. از بقال سیگار فروش گرفته تا محتکرین اجناس کوپنی و روسای ادارات سفارش پذیر. و این جستار از امروز در سینمای کلاسیک استارت می خورد تا مجالی باشد برای پرداختن به تاریخچه و خاطرات دوستان از این برنامه خاطره انگیز ......<br />
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14466520682.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14466520682.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه رادیویی]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C</link>
			<pubDate>Thu, 01 Oct 2015 15:41:09 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مصاحبه هایی که با دوبلورها و فعالین این وادی صورت گرفته رو معرفی کنیم</span><br />
<br />
برنامه رادیویی آوای مواج با حضور آقای <span style="color: #3333cc;"><span style="font-weight: bold;">منوچهر اسماعیلی</span></span> ....بانو <span style="font-weight: bold;">مریم شیرزاد</span>......... آقای <span style="font-weight: bold;">افشین زینوری </span>..............و حامد بهداد(نبودم زیاد مهم نبود)  به تاریخ 23 خرداد 93<br />
<span style="font-weight: bold;">مطمئن زاده ها</span> هم هستند.....<br />
مصاحبه با آقای اسماعیلی.....................177 دقیقه هستش............<br />
قصد داشتم ادیتش کنم و فقط صحبتها رو آپلود کنم...........ترجیح دادم امانتدار باشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حجم 89 مگ<br />
<br />
<a href="http://cinemaclassic.ir/up/" target="_blank"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14437151161.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14437151161.jpg]" /></a><br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">http://s5.picofile.com/file/8128701818/Avaye_Amvaaj_93_03_23_Interview_with_Manouchehr_Esmailiee.wma.html</span></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با تشکر<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مصاحبه هایی که با دوبلورها و فعالین این وادی صورت گرفته رو معرفی کنیم</span><br />
<br />
برنامه رادیویی آوای مواج با حضور آقای <span style="color: #3333cc;"><span style="font-weight: bold;">منوچهر اسماعیلی</span></span> ....بانو <span style="font-weight: bold;">مریم شیرزاد</span>......... آقای <span style="font-weight: bold;">افشین زینوری </span>..............و حامد بهداد(نبودم زیاد مهم نبود)  به تاریخ 23 خرداد 93<br />
<span style="font-weight: bold;">مطمئن زاده ها</span> هم هستند.....<br />
مصاحبه با آقای اسماعیلی.....................177 دقیقه هستش............<br />
قصد داشتم ادیتش کنم و فقط صحبتها رو آپلود کنم...........ترجیح دادم امانتدار باشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حجم 89 مگ<br />
<br />
<a href="http://cinemaclassic.ir/up/" target="_blank"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14437151161.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14437151161.jpg]" /></a><br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">http://s5.picofile.com/file/8128701818/Avaye_Amvaaj_93_03_23_Interview_with_Manouchehr_Esmailiee.wma.html</span></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با تشکر<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>