<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - مصاحبه های اختصاصی سایت سینما کلاسیک با عوامل دوبله]]></title>
		<link>https://cinemaclassic.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن سینما کلاسیک - https://cinemaclassic.ir]]></description>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 06:47:34 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه اختصاصی انجمن سینما کلاسیک با بانو نوشابه امیری (فروردین ماه 1395)]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-1395</link>
			<pubDate>Wed, 20 Apr 2016 13:23:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-1395</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;">در اسفند ماه سال 94 من تصمیم گرفتم </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"> مصاحبه‌ای اختصاصی به شکل مکاتبه با این بانوی بزرگ دوبله، خانم </span></span></span><span style="color: #FF0000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;">نوشابه امیری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"> برای سایت خودمان انجام دهم و درخواست مصاحبه را به ایشان منتقل کردم و ایشان با روی باز پذیرفتند و حتی لینک سایت را برای ایشان فرستادم و ایشان از سایت بازدید کردند. و من هرچه از متانت و مهربانی این بانوی دوبله بگویم کم گفته‌ام و واقعا از مصاحبت با ایشان لذت بردم. </span></span><br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1461158298341.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1461158298341.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متن مصاحبه</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1. یک بیوگرافی کلی از خودتان بگویید.</span><br />
<br />
من متولد ١٣٣١ هستم. از بچگی در برنامه كودک راديو ايران گوينده بودم و از ١٧ سالگی هم دوبله رو شروع كردم. ليسانس روزنامه‌نگاری، فوق‌ليسانس جامعه شناسی دارم و فعلا هم در حال كار روي پايان‌نامه دكترا هستم. از ١٩سالگی كار روزنامه‌نگاری رو در روزنامه كيهان شروع كردم و هم‌چنان مشغول همين كارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2. از نحوه ورود خود به دوبله بگوئید و اینکه چه کس یا کسانی در این خصوص نقش داشتند؟</span><br />
<br />
شانزده هفده ساله و دبیرستانی بودم که به دوبله رفتم. به <span style="font-weight: bold;">استودیو تلویزیون فیلم </span>که یکی از مدیران دوبلاژش آقای </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">محمد مانی</span></span><span style="color: #000000;"> گوینده رادیو بود.من ایشان را از رادیو می‌شناختم .اقای </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مانی</span></span><span style="color: #000000;"> معلم و پدری مهربان بود و تحت نظر او دوبله را آموختم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3. شما در اوایل دهه 40 وارد رادیو شدید و کار خودتون رو با برنامه کودک شروع کردید. در اون زمان چه کسانی در این برنامه حضور داشتند و آیا بعدها در تلویزیون هم در بخش کودک و نوجوان فعالیتی داشته‌اید؟</span><br />
<br />
مدیران وقت برنامه کودک خانم </span><span style="color: #006400;"><span style="font-weight: bold;">عاطفی</span></span><span style="color: #000000;">، خانم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #b22222;">هما احسان</span></span><span style="color: #000000;"> و مدتی هم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000ff;">فریدون فرخزاد</span></span><span style="color: #000000;"> بودند. بعدها در تلویزیون هم با بخش کودک آن همکاری کردم که البته در قالب دوبله فیلم‌های عروسکی و برنامه‌های کودک بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4. از مهم‌ترین نقش‌هائی که قبل از دهه 50 در سینمای کودک گفتید کدام را به یاد می‌آورید؟</span><br />
<br />
خیلی یادم نیست ولی در سریال‌ها و فیلم‌هایی مثل <span style="font-weight: bold;">باغچه گیاهان</span>، <span style="font-weight: bold;">دختری از سویل</span>، <span style="font-weight: bold;">توسن</span>،<span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span> ... و  <span style="font-weight: bold;">می‌رم بابا بخرم </span>[نقش </span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;">] گویندگی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5. شما در دهه 50 گوینده ثابت </span></span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام ثمینی‌پور </span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;">(بازیگر خردسال سینمای ایران) بودید و از سال 52 تا 56 که ایشان در سینما در نقش‌های کودکانه حضور داشتند در بیش از 20 فیلم به جای ایشان صحبت کردید. از </span></span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;"> بگوئید و اینکه چطور شد به جای وی انتخاب شدید  و آیا کس دیگری در دوره‌ای که شما گوینده ثابت او بودید به جای وی صحبت کرد؟ درحال حاضر از او خبر دارید؟</span></span><br />
<br />
<span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"> در سوئد زندگی می‌کند ولی من جز یک ارتباط فیس بوکی با همسر او، ارتباط دیگری با وی ندارم. آقای </span><span style="color: #008000;"><span style="font-weight: bold;">منوچهر اسماعیلی</span></span><span style="color: #000000;"> مرا برای گویندگی نقش </span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"> انتخاب کردند و یک بار هم در توضیح علت دادن این نقش به من گفتند: صدای تو، صدای بچه‌های مرفه لوس است!!! نقش بچه‌های فقیر به صدایت نمی‌خورد. نمی‌دانم والا!<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">6. در سینمای غیرایرانی آیا شما گوینده ثابت بازیگری خاص بوده‌اید که در بیش از 3 فیلم به جای وی صحبت کرده باشید؟</span><br />
<br />
یادم نمی‌آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7. با وجود توانایی منحصر به فرد در سینمای کودک، چرا در زمینه مدیریت دوبلاژ و به خصوص مدیریت فیلم‌های کودکان و انیمیشن ، پس از انقلاب به این کار اقدام کردید؟ از کارهای خود در زمینه مدیریت دوبله کارتون و فیلم‌های پس از انقلاب بگوئید</span>.<br />
<br />
بالاخره سن که بالا می‌رود و سال‌ها کار در یک زمینه ، دنبال تجربه‌های تازه می‌روید. ضمن اینکه من خیلی به تکرار صداها معتقد نیستم و فکر می‌کنم در رگ‌های هرکاری باید مرتب خون تازه وارد شود.البته با برنامه‌ریزی و آموزش. براین اساس کار مدیر دوبلاژی را با تلویزیون شروع کردم و بعد به عنوان اولین کار سینمایی فیلم <span style="font-weight: bold;">سفر جادویی </span>را دوبله کردم. این را هم ذکر کنم که در فیلم‌هایی که مدیریت دوبلاژ انها با من بود، خودم هرگز گویندگی نکردم، چون هم به تقسیم کار معتقدم و هم اینکه باید در کار تمرکز داشت. در همین ارتباط وقتی فیلم <span style="font-weight: bold;">مریم و میتیل</span> را دوبله می‌کردم ، به رغم اصرار تهیه‌کننده و کارگردان نقش را به خانم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #008000;">مژگان</span></span><span style="color: #000000;"> دادم و کار هم خیلی خوب از آب درآمد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8. شما علاوه بر مدیریت دوبله فیلم‌های کودک ، در مدیریت فیلم‌های بزرگسالان و مهم فیلم‌های ایرانی و خارجی هم فعال بودید؟ بطور مثال مدیریت دوبله فیلمهای ایرانی چون مردی در آیینه ، تبعیدی‌ها و شتاب‌زده از کارهای خوب شما در سینمای ایران است.</span><br />
<br />
بله. این فیلم‌ها من دوبله کرده‌ام.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">9. شما با توانائی منحصر به فرد خود ثابت کردید که می‌توان در سینمای غیرکودک هم درخشید. از گویندگی‌های خود در این بخش بگوئید.</span><br />
<br />
من هميشه جای بچه ها حرف زدم. چه فيلم مخصوص كودكان چه فيلم‌های بزرگسالان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10. گویندگانی چون </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">توان گویندگی به جای دختر و پسر را داشته‌اند. چرا شما در اغلب نقش‌هایی که در سینمای کارتون و جدی ایفا کردید ترجیح می‌دادید بجای پسربچه‌ها صحبت کنید تا دختربچه‌ها؟ آیا در آن سال‌ها صرفا از خانم‌ها برای گویندگی به جای پسربچه‌ها استفاده می‌شد یا بودند مردها یا پسرهائی که در این قالب دوبله کنند؟</span><br />
<br />
معمولا مدیران دوبلاژ هستند که گویندگان را برای کار دعوت می‌کنند و در نتیجه براساس تشخیص آنها، فیلم‌ها دوبله می‌شود. به عبارت دیگر ربط چندانی به ترجیح من نداشت. البته جای دخترها هم صحبت کرده‌ام [از جمله سریال <span style="font-weight: bold;">بادبزن سویل</span>] ولی شاید از دید مدیران دوبلاژ در صدایم شیطنتی بوده که بیشتر برای نقش پسرا انتخاب می‌شدم. در آن زمان </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">امیر زندی </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">بود و بعد هم اقای </span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">گرایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> [متأسفانه اسم کوچک‌شان را فراموش کرده‌ام] و همین طور آرشاک. ولی غالبا این‌طور بود که دخترها جای پسر بچه‌ها حرف می‌زنند شاید برای اینکه در سنین زیر نوجوانی، صدای پسرها خیلی تغییر نکرده. در مورد خودم شاید به خاطر شیطنت صدا. واقعا نمی‌دانم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11. دو نقش فوق العاده شما در بخش کارتون که با دوره کودکی و نوجوانی ما عجین شد و امروزه بیش از هر نقش دیگری از شما در یادهاست ، گویندگی بجای شخصیت شکننده و حساس لوسین (در بچه‌های کوه آلپ) و شخصیت دوست‌داشتنی و مهربان استرلینگ (در رامکال) بود. از این دو نقش چه خاطراتی دارید؟</span><br />
<br />
دوبله این دو سریال خیلی طول کشید، به گونه‌ای که دیگر برایم به صورت موجوداتی غیر کارتونی درآمده بودند به خصوص <span style="font-weight: bold;">استرلینگ</span> که <span style="font-weight: bold;">رامکال</span> را دوست داشت، همون‌طور که من حیوانات را دوست دارم. از هر دو که دوبله‌شان به سال هم کشید بسیار لذت بردم و همه لحظاتش خاطره بود. یکی از خاطراتی که در ذهنم حک شده. صحبت مادرم بعد از دیدن گریه‌های <span style="font-weight: bold;">لوسین</span> بود. گفت:مادر الهی بمیرم آن‌قدر گریه کردی!!<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/146115829843.jpg" border="0" alt="[تصویر: 146115829843.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12. از کسانی که پیش از شما در بچه‌گویی سینما نقش‌آفرینی می‌کردند بگوئید و اینکه چه تفاوتی است بین صدای گویندگان حرفه‌ای که در بچه‌گوئی با تیپ‌سازی‌های خاص ادای بچه‌ها را در می‌آورند با گویندگانی مثل شما که صداها عمدتا بر پایه صدای اصلی آنهاست.</span><br />
<br />
همکاران مختلفی بودند از </span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ثریا حمیدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> تا </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;">شهرام شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> و </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;">امیر زند</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">. تفاوت هم در میزان باور پذیری صداست. به نظرم هرچه صدا از صدای کودکی دورتر باشد، میزان تصنعی بودن آن هم بیشترست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13. آیا در دوبله فیلم‌ها و کارتون‌ها تیپ‌سازی خاصی هم کردید؟</span><br />
<br />
نه یادم نمی‌آید تیپ‌سازی کرده باشم. البته در برنامه کودک رادیو پیش می‌آمد که مثلا نقش بچه‌ای لات را بگویم و خودم هم از خودم تعجب کنم! در بعضی فیلم‌ها هم با لهجه حرف زده ام مثل سریال <span style="font-weight: bold;">گل پامچال</span> اما تیپ‌گویی به طور مشخص نکرده‌ام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14. پس از مسابقه نام‌ها و نشانه‌ها  در اواخر دهه 60 ، مسابقه هفته با اجرای مرحوم </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نوذری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> روی آنتن شبکه 1 رفت. ظاهرا شما از عوامل پشت صحنه تولید این برنامه هم بوده‌اید. از این کار و خاطرات خود با مرحوم </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نوذری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> بگوئید.</span><br />
<br />
این موضوع درست نیست. لابد کس دیگری را با من اشتباه گرفته‌اید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15. در همان سال‌ها به یاد دارم در برنامه‌ای که اکبر عالمی در پخش و تحلیل فیلم‌های کلاسیک اجرا می‌کرد به عنوان مهمان حضور داشتید. در زمینه نقد فیلم چه فعالیت‌هایی داشتید؟ و این برای ما جالب است که شما تنها گوینده تاریخ دوبلاژ ایران هستید که در نقد فیلم هم دستی داشته اید.</span><br />
<br />
بله من سال‌ها، به علت ممنوعیت کار در روزنامه در مجله سینمایی گزارش فیلم کار می‌کردم و نقد هم می‌نوشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16. در سال‌های نه چندان دور شما با هنرمندان سینمای ایران گفتگوهایی خاص داشتید که مهم‌ترین آنها گفتگو با </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بهرام بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> است که در کتابی با عنوان جدال با جهل چاپ شد. با توجه به علاقه </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> به شخصیت زن در آثارش بدیهی بود که یک زن در این خصوص علاقه نشان دهد که به درونیات ذهنی </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> رسد. آیا شما در این مصاحبه به آن‌چه در ذهن خود داشتید رسیدید؟</span><br />
<br />
بله مصاحبه‌های زیادی در این زمینه کردم و در مورد خاص اقای </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، فکر می‌کنم هدف، معرفی دیدگاه او بود نه رسیدن به ذهنیتی خاص. در پایان مصاحبه که دو روز هم طول کشید </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> را بهتر می شناختم و نگاهش و پس زمینه نگاهش برایم کاملا روشن شده بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17. شما از فعالان عرصه فیلمنامه‌نویسی سینما هم بوده‌اید. از آثار خود در این بخش یاد کنید.</span><br />
<br />
بله در این عرصه هم کار کردم اما نه زیاد، از میان کارها می‌توانم به <span style="font-weight: bold;">دره شاپرک‌ها</span> اشاره کنم و <span style="font-weight: bold;">گوزن زرد</span>. اولی به فیلم در‌آمد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18. بدون اغماض و بی هیچ شائبه بفرمائید علاقه اصلی شما دوبله است یا خبرنگاری؟ کدام را ماندگار می‌دانید؟ آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید که 100 سال بعد دیگران شما را با دوبله به یاد خواهند آورد یا فعالیت در مطبوعات؟  از نظر من هیچ فعالیتی در ماندگاری ، توان رقابت با هنر را ندارد. چرا هنر سرشار خود در دوبله را رها کردید و به حرفه‌ای رو آوردید که (اگرچه از علائق اصلی شماست) اما ماندگاری خاصی در تاریخ بشری ندارد؟ قبول کنید آن‌چنان که حوادث تاریخ بشر مشهور و در یادهاست ، افرادی که در اطراف و اکناف این رویدادها بوده اند و آنرا روایت یا تفسیر کرده‌اند هرگز و آن‌چنان که انتظارش را داشته‌اند در یادها نمانده‌اند.</span><br />
<br />
من از نوجوانی یک آرزو داشتم: </span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اوریانا فالاچی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> بشوم. یک روزنامه‌نگار زن ایتالیایی که لابد می‌شناسید. حالا بعد از این همه سال نمی‌توانم بگویم گویندگی را بیشتر دوست داشتم یا روزنامه‌نگاری را اما می‌دانم که عاشق هر دو حرفه بودم و البته قبول دارم که در سرزمین سیاست‌زده ما، احتمالا آنچه که بیشتر به یادها می‌ماند صداست. ضمنا من دوبله را رها نکردم، همیشه به موازات روزنامه‌نگاری، گویندگی هم می‌کردم ولی در سال اخری که ایران بودم، اجازه این کار را هم به من ندادند.این را هم بگویم که در روزنامه‌نگاری قرار نیست، روزنامه‌نگار در تاریخ بماند، گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست که می‌ماند حتی اگر نام روزنامه‌نگار در خاطر کسی نباشد. فکر می‌کنم کسانی که امروز حوادث ایران را دنبال می‌کنند، فراموش نخواهند کرد که من در پاریس با آقای خمینی مصاحبه کردم و از او سؤالاتی پرسیدم که امروز هم رجوع به آنها ضرورت دارد.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">19. من زمانی از </span></span></span><span style="color: #800080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">داوود رشیدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> (که تحصیلات وی در سیاست بوده است) شنیدم  وقتی مصاحبه‌گر از او پرسید چرا سیاست را رها کردید و به هنر (بازیگری) روی آوردید گفت: در سیاست انسان همه چیز می‌داند اما کاری از دستش ساخته نیست در حالی‌که اگر در بازیگری ، چیزی هم ندانید دست و بالتان برای هرعملی و ارائه هر نبوغی آزاد است. شخص شما چقدر با این گفته موافقید؟ و اگر نیستید فکر می‌کنید توانسته‌اید با این سبقه سیاسی محبوبیتی بین همه مردم (تأکید می‌کنم بین همه مردم و نه قشری خاص) کسب کنید؟</span><br />
<br />
نه خیلی موافق نیستم. بستگی دارد که شما دنبال چه نوع تأثیری باشید. این نوع تأثیرات دراز مدت‌اند. اما درباره محبوبیت:من هرگز به این موضوع فکر نکردم و برایم مهم نبوده. محبوبیت‌ها می‌آیند و می‌روند. آثارست که می‌مانند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20. بین خانم‌ها </span></span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">شیوا گورانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">، </span></span></span><span style="color: #800080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مهوش افشاری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ،</span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نادره سالارپور</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #4B0082;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">فریبا شاهین مقدم</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #8B4513;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">رزیتا</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> و </span></span></span><span style="color: #8B4513;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">آزیتا یاراحمدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #2F4F4F;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">منيژه نویدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ،  </span></span></span><span style="color: #DAA520;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مینو غزنوی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">زهره شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #00FF00;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">شوکت حجت</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #000080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مژگان عظیمی</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> و البته خودتان ، کدام را بهترین و با استعدادترین گوینده بچه‌گوی ایران می‌دانید و چرا؟</span><br />
<br />
همه خوب بودند ولی </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، به گفته دوستی، گوگوش دوبله است.صدایش همان است که می‌شنوید و استعدادی غریزی دارد. البته بقیه هم همین‌طورند ولی به طور مثال خانم </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;">شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، صدایش بزرگ شد، </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> اما هم‌چنان در همان صدا باقی ماند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21. از بهترین مدیران دوبلاژی که با آنها کار کرده‌اید یادی کنید و عکس‌العمل گویندگان بزرگ ما در تقابل با بچه‌گوها در استودیوهای دوبله چگونه بود؟</span><br />
<br />
خیلی‌ها بودند و اسم بردن شاید سخت باشد اما آقایان </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اسماعیلی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> و </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">محمد مانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> در ذهن من بیشتر حک شده‌اند، شاید برای این‌که با آقای </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> دوبله رو شروع کردم و با آقای </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اسماعیلی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> کار در سینمای فارسی را. رفتارشان با بچه‌گوها، همیشه مهربان بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22. خوشحال می‌شویم به سه خاطره جالب از دنیای دوبله و گویندگان که سال‌ها در آن عرق ریختید و از خود یادگار به جا گذاشتید برای ما بگوئید.</span><br />
<br />
اما خاطره. حالا چرا سه تا؟!! واقعا خاطره‌گویی برایم آسان نیست، خیلی چیزها را فراموش کرده‌ام ولی نمی‌دانم چرا از بین همه، گویندگی در سریال <span style="font-weight: bold;">برادران شیردل </span>بیشتر به خاطرم مانده و این‌که با همه وجود حرف می‌زدم.دیگری هم مربوط به ناریشن‌گویی در مجموعه <span style="font-weight: bold;">قصه‌های ملل</span> بود، وقتی همسرم زندان بود و من می‌دانستم او پای تلویزیون نشسته، برای همین  از آزادی کبوترها که می‌گفتم، داشتم از واقعیت صحبت می‌کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23. شما تألیف‌ها و دست نوشته‌های متعددی در بخش خبرنگاری و سیاست از خود به جا گذاشته‌اید. آیا تاکنون به ذهن شما خطور نکرده است که از تاریخ دوبلاژ ایران و یادها و یادگارها در این بخش هم اثری از خود به جا گذارید و کتابی تحقیقی و مؤثر در این خصوص به یادگار نهید؟</span><br />
<br />
راستش گرفتاری‌های روزمره فرصت زیادی برایم باقی نگذاشته. همین حالا یک کتاب ناتمام در دست دارم درباره سال‌های انقلاب و یک پایان‌نامه دکترا که درباره مشروطه و مشروعه است. آرزو می‌کنم این‌ها را تمام کنم. پس شاید وقتی دیگر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24. چرا هرگز در بازیگری سینما تلاشی نکردید؟ ظاهرا شما زمانی در تئاتر هم دستی داشته اید.</span><br />
<br />
نه هرگز کاری در تئاتر نکردم. بازیگری را هم دوست نداشتم چون اصولا بودن روی صحنه را دوست ندارم. آن وقت‌ها که جوان بودم و پیشنهاد کار در سینما هم می‌شد، همیشه برایم عجیب بود. پشت سینما را بیشتر دوست دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25. از گویندگان دوبله در ایران کدام را می پسندید؟ از فیلمهائی که دوبله آنها را در تاریخ دوبلاژ ایران فاخر می‌دانید یاد کنید.</span><br />
<br />
دوبله ایران پر از ستاره بوده، واقعا نمی‌توانم یکی را اسم ببرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">26. هم‌اکنون با کدام ‌یک ار گویندگان در ارتباط هستید؟</span><br />
<br />
عملا با هیچ‌کدام در ارتباط نیستم، گاه گاه روی فیس بوک، سلامی می‌کنیم اما مهرمان در جای خود باقیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27. با توجه به اینکه شما به جای </span></span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">جولی هرود</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> (دختربچه) در فیلم تنها در تاریکی (تا تاریکی هوا صبر کن) صحبت کرده‌اید کمی در مورد این فیلم بگویید. آیا خاطره‌ای از این فیلم به یاد دارید؟</span><br />
<br />
حتی یادم نمی‌آید که در این فیلم حرف زده باشم!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28. هم‌چنین شما به جای </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مهراوه شریفی‌نیا </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">در فیلم دزد عروسک‌ها صحبت کردید. کمی نیز از این فیلم و دوبله آن بگویید.</span><br />
<br />
این یکی به یادم مانده چون برای اولین بار بود که پس از انقلاب، زن تک‌خوانی می‌کرد. ولی خوشبختانه جنس صدا باعث شد این خطر از سر فیلم بگذرد، خودم هم از خواندن ذوق‌زده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29. آخرین کارتان قبل از خداحافظی از دوبله چه نام داشت؟</span><br />
<br />
واقعا یادم نمی‌آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30. اگر امکانش باشد دوست دارید مانند خانم </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نادره سالارپور</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> که یک شبکه مخصوص کودکان خارج از کشور راه‌اندازی کردند، شما هم راه‌اندازی کنید و مجددا کار دوبله را از سر بگیرید؟</span><br />
<br />
راه‌اندازی شبکه که نه ولی دلم برای دوبله خیلی تنگ شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31. و سؤال آخر (که البته باید اول می‌پرسیدم) ... چرا اسم شما نوشابه است؟ و چه کسی این اسم را برای شما انتخاب کرده؟</span><br />
<br />
این اسم را پدرم انتخاب کرد و به یاد دختر دوستش که در تصادف کشته شده بود. البته مثل بقیه هم‌نسلان، یک اسم اسلامی هم دارم که عمه‌ام گذاشته و آن حمیده است. بدین ترتیب در صفحه اول قرآن خانوادگی به دستخط پدرم نوشته شده: حمیده ملقب به نوشابه.<br />
<br />
<span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"><img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1461158403481.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1461158403481.jpg]" /><br />
<br />
<br />
ممنون از همکاری شما، خانم امیری</span></span></span></span></span><br />
<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;">در اسفند ماه سال 94 من تصمیم گرفتم </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"> مصاحبه‌ای اختصاصی به شکل مکاتبه با این بانوی بزرگ دوبله، خانم </span></span></span><span style="color: #FF0000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;">نوشابه امیری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"> برای سایت خودمان انجام دهم و درخواست مصاحبه را به ایشان منتقل کردم و ایشان با روی باز پذیرفتند و حتی لینک سایت را برای ایشان فرستادم و ایشان از سایت بازدید کردند. و من هرچه از متانت و مهربانی این بانوی دوبله بگویم کم گفته‌ام و واقعا از مصاحبت با ایشان لذت بردم. </span></span><br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1461158298341.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1461158298341.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متن مصاحبه</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1. یک بیوگرافی کلی از خودتان بگویید.</span><br />
<br />
من متولد ١٣٣١ هستم. از بچگی در برنامه كودک راديو ايران گوينده بودم و از ١٧ سالگی هم دوبله رو شروع كردم. ليسانس روزنامه‌نگاری، فوق‌ليسانس جامعه شناسی دارم و فعلا هم در حال كار روي پايان‌نامه دكترا هستم. از ١٩سالگی كار روزنامه‌نگاری رو در روزنامه كيهان شروع كردم و هم‌چنان مشغول همين كارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2. از نحوه ورود خود به دوبله بگوئید و اینکه چه کس یا کسانی در این خصوص نقش داشتند؟</span><br />
<br />
شانزده هفده ساله و دبیرستانی بودم که به دوبله رفتم. به <span style="font-weight: bold;">استودیو تلویزیون فیلم </span>که یکی از مدیران دوبلاژش آقای </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">محمد مانی</span></span><span style="color: #000000;"> گوینده رادیو بود.من ایشان را از رادیو می‌شناختم .اقای </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مانی</span></span><span style="color: #000000;"> معلم و پدری مهربان بود و تحت نظر او دوبله را آموختم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3. شما در اوایل دهه 40 وارد رادیو شدید و کار خودتون رو با برنامه کودک شروع کردید. در اون زمان چه کسانی در این برنامه حضور داشتند و آیا بعدها در تلویزیون هم در بخش کودک و نوجوان فعالیتی داشته‌اید؟</span><br />
<br />
مدیران وقت برنامه کودک خانم </span><span style="color: #006400;"><span style="font-weight: bold;">عاطفی</span></span><span style="color: #000000;">، خانم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #b22222;">هما احسان</span></span><span style="color: #000000;"> و مدتی هم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000ff;">فریدون فرخزاد</span></span><span style="color: #000000;"> بودند. بعدها در تلویزیون هم با بخش کودک آن همکاری کردم که البته در قالب دوبله فیلم‌های عروسکی و برنامه‌های کودک بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4. از مهم‌ترین نقش‌هائی که قبل از دهه 50 در سینمای کودک گفتید کدام را به یاد می‌آورید؟</span><br />
<br />
خیلی یادم نیست ولی در سریال‌ها و فیلم‌هایی مثل <span style="font-weight: bold;">باغچه گیاهان</span>، <span style="font-weight: bold;">دختری از سویل</span>، <span style="font-weight: bold;">توسن</span>،<span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span> ... و  <span style="font-weight: bold;">می‌رم بابا بخرم </span>[نقش </span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;">] گویندگی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5. شما در دهه 50 گوینده ثابت </span></span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام ثمینی‌پور </span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;">(بازیگر خردسال سینمای ایران) بودید و از سال 52 تا 56 که ایشان در سینما در نقش‌های کودکانه حضور داشتند در بیش از 20 فیلم به جای ایشان صحبت کردید. از </span></span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;"> بگوئید و اینکه چطور شد به جای وی انتخاب شدید  و آیا کس دیگری در دوره‌ای که شما گوینده ثابت او بودید به جای وی صحبت کرد؟ درحال حاضر از او خبر دارید؟</span></span><br />
<br />
<span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"> در سوئد زندگی می‌کند ولی من جز یک ارتباط فیس بوکی با همسر او، ارتباط دیگری با وی ندارم. آقای </span><span style="color: #008000;"><span style="font-weight: bold;">منوچهر اسماعیلی</span></span><span style="color: #000000;"> مرا برای گویندگی نقش </span><span style="color: #0000cd;"><span style="font-weight: bold;">شهرام</span></span><span style="color: #000000;"> انتخاب کردند و یک بار هم در توضیح علت دادن این نقش به من گفتند: صدای تو، صدای بچه‌های مرفه لوس است!!! نقش بچه‌های فقیر به صدایت نمی‌خورد. نمی‌دانم والا!<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">6. در سینمای غیرایرانی آیا شما گوینده ثابت بازیگری خاص بوده‌اید که در بیش از 3 فیلم به جای وی صحبت کرده باشید؟</span><br />
<br />
یادم نمی‌آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7. با وجود توانایی منحصر به فرد در سینمای کودک، چرا در زمینه مدیریت دوبلاژ و به خصوص مدیریت فیلم‌های کودکان و انیمیشن ، پس از انقلاب به این کار اقدام کردید؟ از کارهای خود در زمینه مدیریت دوبله کارتون و فیلم‌های پس از انقلاب بگوئید</span>.<br />
<br />
بالاخره سن که بالا می‌رود و سال‌ها کار در یک زمینه ، دنبال تجربه‌های تازه می‌روید. ضمن اینکه من خیلی به تکرار صداها معتقد نیستم و فکر می‌کنم در رگ‌های هرکاری باید مرتب خون تازه وارد شود.البته با برنامه‌ریزی و آموزش. براین اساس کار مدیر دوبلاژی را با تلویزیون شروع کردم و بعد به عنوان اولین کار سینمایی فیلم <span style="font-weight: bold;">سفر جادویی </span>را دوبله کردم. این را هم ذکر کنم که در فیلم‌هایی که مدیریت دوبلاژ انها با من بود، خودم هرگز گویندگی نکردم، چون هم به تقسیم کار معتقدم و هم اینکه باید در کار تمرکز داشت. در همین ارتباط وقتی فیلم <span style="font-weight: bold;">مریم و میتیل</span> را دوبله می‌کردم ، به رغم اصرار تهیه‌کننده و کارگردان نقش را به خانم </span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #008000;">مژگان</span></span><span style="color: #000000;"> دادم و کار هم خیلی خوب از آب درآمد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8. شما علاوه بر مدیریت دوبله فیلم‌های کودک ، در مدیریت فیلم‌های بزرگسالان و مهم فیلم‌های ایرانی و خارجی هم فعال بودید؟ بطور مثال مدیریت دوبله فیلمهای ایرانی چون مردی در آیینه ، تبعیدی‌ها و شتاب‌زده از کارهای خوب شما در سینمای ایران است.</span><br />
<br />
بله. این فیلم‌ها من دوبله کرده‌ام.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">9. شما با توانائی منحصر به فرد خود ثابت کردید که می‌توان در سینمای غیرکودک هم درخشید. از گویندگی‌های خود در این بخش بگوئید.</span><br />
<br />
من هميشه جای بچه ها حرف زدم. چه فيلم مخصوص كودكان چه فيلم‌های بزرگسالان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10. گویندگانی چون </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">توان گویندگی به جای دختر و پسر را داشته‌اند. چرا شما در اغلب نقش‌هایی که در سینمای کارتون و جدی ایفا کردید ترجیح می‌دادید بجای پسربچه‌ها صحبت کنید تا دختربچه‌ها؟ آیا در آن سال‌ها صرفا از خانم‌ها برای گویندگی به جای پسربچه‌ها استفاده می‌شد یا بودند مردها یا پسرهائی که در این قالب دوبله کنند؟</span><br />
<br />
معمولا مدیران دوبلاژ هستند که گویندگان را برای کار دعوت می‌کنند و در نتیجه براساس تشخیص آنها، فیلم‌ها دوبله می‌شود. به عبارت دیگر ربط چندانی به ترجیح من نداشت. البته جای دخترها هم صحبت کرده‌ام [از جمله سریال <span style="font-weight: bold;">بادبزن سویل</span>] ولی شاید از دید مدیران دوبلاژ در صدایم شیطنتی بوده که بیشتر برای نقش پسرا انتخاب می‌شدم. در آن زمان </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">امیر زندی </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">بود و بعد هم اقای </span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">گرایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> [متأسفانه اسم کوچک‌شان را فراموش کرده‌ام] و همین طور آرشاک. ولی غالبا این‌طور بود که دخترها جای پسر بچه‌ها حرف می‌زنند شاید برای اینکه در سنین زیر نوجوانی، صدای پسرها خیلی تغییر نکرده. در مورد خودم شاید به خاطر شیطنت صدا. واقعا نمی‌دانم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11. دو نقش فوق العاده شما در بخش کارتون که با دوره کودکی و نوجوانی ما عجین شد و امروزه بیش از هر نقش دیگری از شما در یادهاست ، گویندگی بجای شخصیت شکننده و حساس لوسین (در بچه‌های کوه آلپ) و شخصیت دوست‌داشتنی و مهربان استرلینگ (در رامکال) بود. از این دو نقش چه خاطراتی دارید؟</span><br />
<br />
دوبله این دو سریال خیلی طول کشید، به گونه‌ای که دیگر برایم به صورت موجوداتی غیر کارتونی درآمده بودند به خصوص <span style="font-weight: bold;">استرلینگ</span> که <span style="font-weight: bold;">رامکال</span> را دوست داشت، همون‌طور که من حیوانات را دوست دارم. از هر دو که دوبله‌شان به سال هم کشید بسیار لذت بردم و همه لحظاتش خاطره بود. یکی از خاطراتی که در ذهنم حک شده. صحبت مادرم بعد از دیدن گریه‌های <span style="font-weight: bold;">لوسین</span> بود. گفت:مادر الهی بمیرم آن‌قدر گریه کردی!!<br />
<br />
<img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/146115829843.jpg" border="0" alt="[تصویر: 146115829843.jpg]" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12. از کسانی که پیش از شما در بچه‌گویی سینما نقش‌آفرینی می‌کردند بگوئید و اینکه چه تفاوتی است بین صدای گویندگان حرفه‌ای که در بچه‌گوئی با تیپ‌سازی‌های خاص ادای بچه‌ها را در می‌آورند با گویندگانی مثل شما که صداها عمدتا بر پایه صدای اصلی آنهاست.</span><br />
<br />
همکاران مختلفی بودند از </span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ثریا حمیدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> تا </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;">شهرام شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> و </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;">امیر زند</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">. تفاوت هم در میزان باور پذیری صداست. به نظرم هرچه صدا از صدای کودکی دورتر باشد، میزان تصنعی بودن آن هم بیشترست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13. آیا در دوبله فیلم‌ها و کارتون‌ها تیپ‌سازی خاصی هم کردید؟</span><br />
<br />
نه یادم نمی‌آید تیپ‌سازی کرده باشم. البته در برنامه کودک رادیو پیش می‌آمد که مثلا نقش بچه‌ای لات را بگویم و خودم هم از خودم تعجب کنم! در بعضی فیلم‌ها هم با لهجه حرف زده ام مثل سریال <span style="font-weight: bold;">گل پامچال</span> اما تیپ‌گویی به طور مشخص نکرده‌ام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14. پس از مسابقه نام‌ها و نشانه‌ها  در اواخر دهه 60 ، مسابقه هفته با اجرای مرحوم </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نوذری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> روی آنتن شبکه 1 رفت. ظاهرا شما از عوامل پشت صحنه تولید این برنامه هم بوده‌اید. از این کار و خاطرات خود با مرحوم </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نوذری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> بگوئید.</span><br />
<br />
این موضوع درست نیست. لابد کس دیگری را با من اشتباه گرفته‌اید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15. در همان سال‌ها به یاد دارم در برنامه‌ای که اکبر عالمی در پخش و تحلیل فیلم‌های کلاسیک اجرا می‌کرد به عنوان مهمان حضور داشتید. در زمینه نقد فیلم چه فعالیت‌هایی داشتید؟ و این برای ما جالب است که شما تنها گوینده تاریخ دوبلاژ ایران هستید که در نقد فیلم هم دستی داشته اید.</span><br />
<br />
بله من سال‌ها، به علت ممنوعیت کار در روزنامه در مجله سینمایی گزارش فیلم کار می‌کردم و نقد هم می‌نوشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16. در سال‌های نه چندان دور شما با هنرمندان سینمای ایران گفتگوهایی خاص داشتید که مهم‌ترین آنها گفتگو با </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بهرام بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> است که در کتابی با عنوان جدال با جهل چاپ شد. با توجه به علاقه </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> به شخصیت زن در آثارش بدیهی بود که یک زن در این خصوص علاقه نشان دهد که به درونیات ذهنی </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضائی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> رسد. آیا شما در این مصاحبه به آن‌چه در ذهن خود داشتید رسیدید؟</span><br />
<br />
بله مصاحبه‌های زیادی در این زمینه کردم و در مورد خاص اقای </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، فکر می‌کنم هدف، معرفی دیدگاه او بود نه رسیدن به ذهنیتی خاص. در پایان مصاحبه که دو روز هم طول کشید </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">بیضایی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> را بهتر می شناختم و نگاهش و پس زمینه نگاهش برایم کاملا روشن شده بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17. شما از فعالان عرصه فیلمنامه‌نویسی سینما هم بوده‌اید. از آثار خود در این بخش یاد کنید.</span><br />
<br />
بله در این عرصه هم کار کردم اما نه زیاد، از میان کارها می‌توانم به <span style="font-weight: bold;">دره شاپرک‌ها</span> اشاره کنم و <span style="font-weight: bold;">گوزن زرد</span>. اولی به فیلم در‌آمد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18. بدون اغماض و بی هیچ شائبه بفرمائید علاقه اصلی شما دوبله است یا خبرنگاری؟ کدام را ماندگار می‌دانید؟ آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید که 100 سال بعد دیگران شما را با دوبله به یاد خواهند آورد یا فعالیت در مطبوعات؟  از نظر من هیچ فعالیتی در ماندگاری ، توان رقابت با هنر را ندارد. چرا هنر سرشار خود در دوبله را رها کردید و به حرفه‌ای رو آوردید که (اگرچه از علائق اصلی شماست) اما ماندگاری خاصی در تاریخ بشری ندارد؟ قبول کنید آن‌چنان که حوادث تاریخ بشر مشهور و در یادهاست ، افرادی که در اطراف و اکناف این رویدادها بوده اند و آنرا روایت یا تفسیر کرده‌اند هرگز و آن‌چنان که انتظارش را داشته‌اند در یادها نمانده‌اند.</span><br />
<br />
من از نوجوانی یک آرزو داشتم: </span></span><span style="color: #006400;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اوریانا فالاچی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> بشوم. یک روزنامه‌نگار زن ایتالیایی که لابد می‌شناسید. حالا بعد از این همه سال نمی‌توانم بگویم گویندگی را بیشتر دوست داشتم یا روزنامه‌نگاری را اما می‌دانم که عاشق هر دو حرفه بودم و البته قبول دارم که در سرزمین سیاست‌زده ما، احتمالا آنچه که بیشتر به یادها می‌ماند صداست. ضمنا من دوبله را رها نکردم، همیشه به موازات روزنامه‌نگاری، گویندگی هم می‌کردم ولی در سال اخری که ایران بودم، اجازه این کار را هم به من ندادند.این را هم بگویم که در روزنامه‌نگاری قرار نیست، روزنامه‌نگار در تاریخ بماند، گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست که می‌ماند حتی اگر نام روزنامه‌نگار در خاطر کسی نباشد. فکر می‌کنم کسانی که امروز حوادث ایران را دنبال می‌کنند، فراموش نخواهند کرد که من در پاریس با آقای خمینی مصاحبه کردم و از او سؤالاتی پرسیدم که امروز هم رجوع به آنها ضرورت دارد.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">19. من زمانی از </span></span></span><span style="color: #800080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">داوود رشیدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> (که تحصیلات وی در سیاست بوده است) شنیدم  وقتی مصاحبه‌گر از او پرسید چرا سیاست را رها کردید و به هنر (بازیگری) روی آوردید گفت: در سیاست انسان همه چیز می‌داند اما کاری از دستش ساخته نیست در حالی‌که اگر در بازیگری ، چیزی هم ندانید دست و بالتان برای هرعملی و ارائه هر نبوغی آزاد است. شخص شما چقدر با این گفته موافقید؟ و اگر نیستید فکر می‌کنید توانسته‌اید با این سبقه سیاسی محبوبیتی بین همه مردم (تأکید می‌کنم بین همه مردم و نه قشری خاص) کسب کنید؟</span><br />
<br />
نه خیلی موافق نیستم. بستگی دارد که شما دنبال چه نوع تأثیری باشید. این نوع تأثیرات دراز مدت‌اند. اما درباره محبوبیت:من هرگز به این موضوع فکر نکردم و برایم مهم نبوده. محبوبیت‌ها می‌آیند و می‌روند. آثارست که می‌مانند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20. بین خانم‌ها </span></span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">شیوا گورانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">، </span></span></span><span style="color: #800080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مهوش افشاری</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ،</span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نادره سالارپور</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #4B0082;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">فریبا شاهین مقدم</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #8B4513;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">رزیتا</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> و </span></span></span><span style="color: #8B4513;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">آزیتا یاراحمدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #2F4F4F;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">منيژه نویدی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ،  </span></span></span><span style="color: #DAA520;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مینو غزنوی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">زهره شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #00FF00;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">شوکت حجت</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> ، </span></span></span><span style="color: #000080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مژگان عظیمی</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> و البته خودتان ، کدام را بهترین و با استعدادترین گوینده بچه‌گوی ایران می‌دانید و چرا؟</span><br />
<br />
همه خوب بودند ولی </span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید امیریان</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، به گفته دوستی، گوگوش دوبله است.صدایش همان است که می‌شنوید و استعدادی غریزی دارد. البته بقیه هم همین‌طورند ولی به طور مثال خانم </span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;">شکوفنده</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;">، صدایش بزرگ شد، </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">ناهید</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> اما هم‌چنان در همان صدا باقی ماند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21. از بهترین مدیران دوبلاژی که با آنها کار کرده‌اید یادی کنید و عکس‌العمل گویندگان بزرگ ما در تقابل با بچه‌گوها در استودیوهای دوبله چگونه بود؟</span><br />
<br />
خیلی‌ها بودند و اسم بردن شاید سخت باشد اما آقایان </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اسماعیلی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> و </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">محمد مانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> در ذهن من بیشتر حک شده‌اند، شاید برای این‌که با آقای </span></span><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مانی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> دوبله رو شروع کردم و با آقای </span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">اسماعیلی</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"> کار در سینمای فارسی را. رفتارشان با بچه‌گوها، همیشه مهربان بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22. خوشحال می‌شویم به سه خاطره جالب از دنیای دوبله و گویندگان که سال‌ها در آن عرق ریختید و از خود یادگار به جا گذاشتید برای ما بگوئید.</span><br />
<br />
اما خاطره. حالا چرا سه تا؟!! واقعا خاطره‌گویی برایم آسان نیست، خیلی چیزها را فراموش کرده‌ام ولی نمی‌دانم چرا از بین همه، گویندگی در سریال <span style="font-weight: bold;">برادران شیردل </span>بیشتر به خاطرم مانده و این‌که با همه وجود حرف می‌زدم.دیگری هم مربوط به ناریشن‌گویی در مجموعه <span style="font-weight: bold;">قصه‌های ملل</span> بود، وقتی همسرم زندان بود و من می‌دانستم او پای تلویزیون نشسته، برای همین  از آزادی کبوترها که می‌گفتم، داشتم از واقعیت صحبت می‌کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23. شما تألیف‌ها و دست نوشته‌های متعددی در بخش خبرنگاری و سیاست از خود به جا گذاشته‌اید. آیا تاکنون به ذهن شما خطور نکرده است که از تاریخ دوبلاژ ایران و یادها و یادگارها در این بخش هم اثری از خود به جا گذارید و کتابی تحقیقی و مؤثر در این خصوص به یادگار نهید؟</span><br />
<br />
راستش گرفتاری‌های روزمره فرصت زیادی برایم باقی نگذاشته. همین حالا یک کتاب ناتمام در دست دارم درباره سال‌های انقلاب و یک پایان‌نامه دکترا که درباره مشروطه و مشروعه است. آرزو می‌کنم این‌ها را تمام کنم. پس شاید وقتی دیگر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24. چرا هرگز در بازیگری سینما تلاشی نکردید؟ ظاهرا شما زمانی در تئاتر هم دستی داشته اید.</span><br />
<br />
نه هرگز کاری در تئاتر نکردم. بازیگری را هم دوست نداشتم چون اصولا بودن روی صحنه را دوست ندارم. آن وقت‌ها که جوان بودم و پیشنهاد کار در سینما هم می‌شد، همیشه برایم عجیب بود. پشت سینما را بیشتر دوست دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25. از گویندگان دوبله در ایران کدام را می پسندید؟ از فیلمهائی که دوبله آنها را در تاریخ دوبلاژ ایران فاخر می‌دانید یاد کنید.</span><br />
<br />
دوبله ایران پر از ستاره بوده، واقعا نمی‌توانم یکی را اسم ببرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">26. هم‌اکنون با کدام ‌یک ار گویندگان در ارتباط هستید؟</span><br />
<br />
عملا با هیچ‌کدام در ارتباط نیستم، گاه گاه روی فیس بوک، سلامی می‌کنیم اما مهرمان در جای خود باقیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27. با توجه به اینکه شما به جای </span></span></span><span style="color: #B22222;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">جولی هرود</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> (دختربچه) در فیلم تنها در تاریکی (تا تاریکی هوا صبر کن) صحبت کرده‌اید کمی در مورد این فیلم بگویید. آیا خاطره‌ای از این فیلم به یاد دارید؟</span><br />
<br />
حتی یادم نمی‌آید که در این فیلم حرف زده باشم!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28. هم‌چنین شما به جای </span></span></span><span style="color: #0000FF;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">مهراوه شریفی‌نیا </span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">در فیلم دزد عروسک‌ها صحبت کردید. کمی نیز از این فیلم و دوبله آن بگویید.</span><br />
<br />
این یکی به یادم مانده چون برای اولین بار بود که پس از انقلاب، زن تک‌خوانی می‌کرد. ولی خوشبختانه جنس صدا باعث شد این خطر از سر فیلم بگذرد، خودم هم از خواندن ذوق‌زده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29. آخرین کارتان قبل از خداحافظی از دوبله چه نام داشت؟</span><br />
<br />
واقعا یادم نمی‌آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30. اگر امکانش باشد دوست دارید مانند خانم </span></span></span><span style="color: #008000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">نادره سالارپور</span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;"> که یک شبکه مخصوص کودکان خارج از کشور راه‌اندازی کردند، شما هم راه‌اندازی کنید و مجددا کار دوبله را از سر بگیرید؟</span><br />
<br />
راه‌اندازی شبکه که نه ولی دلم برای دوبله خیلی تنگ شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31. و سؤال آخر (که البته باید اول می‌پرسیدم) ... چرا اسم شما نوشابه است؟ و چه کسی این اسم را برای شما انتخاب کرده؟</span><br />
<br />
این اسم را پدرم انتخاب کرد و به یاد دختر دوستش که در تصادف کشته شده بود. البته مثل بقیه هم‌نسلان، یک اسم اسلامی هم دارم که عمه‌ام گذاشته و آن حمیده است. بدین ترتیب در صفحه اول قرآن خانوادگی به دستخط پدرم نوشته شده: حمیده ملقب به نوشابه.<br />
<br />
<span style="font-style: italic;"><span style="font-weight: bold;"><img src="http://irandubleh.com/dl/uploads/1461158403481.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1461158403481.jpg]" /><br />
<br />
<br />
ممنون از همکاری شما، خانم امیری</span></span></span></span></span><br />
<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شش ساعت گفتگوی بی پرده واختصاصی انجمن سینما کلاسیک  با منو چهر والی زاده (دیماه 94)]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%87-94</link>
			<pubDate>Thu, 14 Jan 2016 20:21:04 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%87-94</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14533953082.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14533953082.jpg]" /></div>
<br />
<br />
پانزدهم دیماه نود و چهار برای تمام اعضای سایت <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> روز دیگری بود. جناب <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>با دنیایی از خاطرات و اطلاعات پشت پرده نیم قرن دوبله ایران میهمان <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> بودند. برای مردی که این روزها ، هر روز در یک استودیو مشغول گویندگی در یک فیلم هستند تخصیص وقت ارزشمندشان به ما افتخار بزرگی بود.<br />
<br />
اما در آنروز استاد <span style="font-weight: bold;">جلال مقامی</span> (پدر معنوی سایت ما) نیز خود را میزبان <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>می دانست. این دو بزرگمرد دوبله ایران گنجینه ای از خاطرات هستند. همه چیر آماده است. تیم مصاحبه سایت شامل منصور - بروبیکر و پدرام خود را اماده یک مارتن بزرگ می کنند. شش ساعت و نیم گفتگو هیچیک از ما و استاد را خسته نکرد.<span style="font-weight: bold;"> منوچهر والی زاده </span>چنان با اشتیاق به سوالات اعضای سایت پاسخ میداد که همه را به تعجب وا می داشت.<br />
<br />
مطابق معمول مصاحبه های قبلی این مصاحبه علیرغم بروز مشکلات فنی با جذابترین بخش آن آغاز گردید. پخش کلیپی از آثار استاد که عضو ارزشمند سایت <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> جناب <span style="font-weight: bold;">جیسون بورن</span> عزیز زحمت تهیه آنرا کشیده بودند به نمایش درآمد. دیدن آثار بزرگان دوبله در حضور خودشان لذتی وصف ناشدنی دارد. با دیدن هر اثر استاد حسرت خود را با زدن دست به روی پای خود ابراز می داشتند .فضایی گرم و دوستانه ای در کنار این دو بزرگمرد دوبله ایران بوجود آمده بود.<br />
<br />
روزگار  به ما آ موخت که زندگی دو مرحله ست. جوانی و پیری. اما استاد ارجمند جناب <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>به ما آموخت که زندگی در یک کلام خلاصه می شود و آن جوانیست. استاد گرامی : ما از شما آموختیم که تا گامهای معلق پیری می توان جوان بود. جوانانه حرف زد ، کار کرد و هنر مند بود.<br />
<br />
ما از شما آموختیم که می توان هم بازیگری مقتدر بود و هم گوینده ای توانا. از شما آموختیم که صدای عشق را باید از درگاهی شنید که نمونه اش را شما با صدای خود  سرشتید.<br />
<br />
و در پایان برای ما همین بس که  فرمودید خوب شد امروز کار دوبله نگرفتم و با اعضای سایت شما آشنا شدم. استاد اشتیاق و علاقه ما را از روی سوالات حس نمودند و هرگز فکر نمی کردند جایی در دنیای بزرگ وب گروهی باشند که اینگونه تخصصی دوبله را دنبال می کنند و سوالاتی متفاوت ابراز می دارند.<br />
<br />
واقعیت امر آنست که در مواجه با شخصی چون <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده</span> اصلا نیازی نیست شما از او سوال کنید. او وقتی لب به سخن باز می کند تاریخ دوبلاژ ایران را برایتان چنان با اشتیاق تعریف می کند که شما دوست ندارید کلام شیرینش را قطع کنید. او می دانست ما چه می خواهیم. او می دانست ما بدنبال چه هستیم. از او وقتی یک کلمه می پرسیدیم او پاسخ چندین سوال بعدی ما را نیز می داد. و ما مانند کودکانیکه مشتاق دانستن هستند شنیدیم و شنیدیم و شنیدیم.<br />
<br />
استاد: فراموش نکنید که به ما قول دادید باز هم در محفل حضور پیدا می کنید. وجود شما برای ما یک دنیا انگیزه ایجاد نمود. ما در مقابل شما هیچ سوالی نداریم. شما فقط سخن بگوئید . وجود شما برای ما دنیایی از پاسخ است. ما هرچقدر از قهرمانان خود بشنویم باز تشنه شنیدنیم. ما هنوز تشنه شنیدن خاطرات شما از <span style="font-weight: bold;">برادران دوستدار </span>هستیم. ما هنوز تشنه شنیدن از خصوصیات اخلاقی <span style="font-weight: bold;">ایرج ناظریان</span> هستیم. ما دریایی از شنیدیم .................<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متن کامل این مصاحبه را طی 24 ساعت آینده خواهید خواند .........</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14533953082.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14533953082.jpg]" /></div>
<br />
<br />
پانزدهم دیماه نود و چهار برای تمام اعضای سایت <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> روز دیگری بود. جناب <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>با دنیایی از خاطرات و اطلاعات پشت پرده نیم قرن دوبله ایران میهمان <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> بودند. برای مردی که این روزها ، هر روز در یک استودیو مشغول گویندگی در یک فیلم هستند تخصیص وقت ارزشمندشان به ما افتخار بزرگی بود.<br />
<br />
اما در آنروز استاد <span style="font-weight: bold;">جلال مقامی</span> (پدر معنوی سایت ما) نیز خود را میزبان <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>می دانست. این دو بزرگمرد دوبله ایران گنجینه ای از خاطرات هستند. همه چیر آماده است. تیم مصاحبه سایت شامل منصور - بروبیکر و پدرام خود را اماده یک مارتن بزرگ می کنند. شش ساعت و نیم گفتگو هیچیک از ما و استاد را خسته نکرد.<span style="font-weight: bold;"> منوچهر والی زاده </span>چنان با اشتیاق به سوالات اعضای سایت پاسخ میداد که همه را به تعجب وا می داشت.<br />
<br />
مطابق معمول مصاحبه های قبلی این مصاحبه علیرغم بروز مشکلات فنی با جذابترین بخش آن آغاز گردید. پخش کلیپی از آثار استاد که عضو ارزشمند سایت <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> جناب <span style="font-weight: bold;">جیسون بورن</span> عزیز زحمت تهیه آنرا کشیده بودند به نمایش درآمد. دیدن آثار بزرگان دوبله در حضور خودشان لذتی وصف ناشدنی دارد. با دیدن هر اثر استاد حسرت خود را با زدن دست به روی پای خود ابراز می داشتند .فضایی گرم و دوستانه ای در کنار این دو بزرگمرد دوبله ایران بوجود آمده بود.<br />
<br />
روزگار  به ما آ موخت که زندگی دو مرحله ست. جوانی و پیری. اما استاد ارجمند جناب <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده </span>به ما آموخت که زندگی در یک کلام خلاصه می شود و آن جوانیست. استاد گرامی : ما از شما آموختیم که تا گامهای معلق پیری می توان جوان بود. جوانانه حرف زد ، کار کرد و هنر مند بود.<br />
<br />
ما از شما آموختیم که می توان هم بازیگری مقتدر بود و هم گوینده ای توانا. از شما آموختیم که صدای عشق را باید از درگاهی شنید که نمونه اش را شما با صدای خود  سرشتید.<br />
<br />
و در پایان برای ما همین بس که  فرمودید خوب شد امروز کار دوبله نگرفتم و با اعضای سایت شما آشنا شدم. استاد اشتیاق و علاقه ما را از روی سوالات حس نمودند و هرگز فکر نمی کردند جایی در دنیای بزرگ وب گروهی باشند که اینگونه تخصصی دوبله را دنبال می کنند و سوالاتی متفاوت ابراز می دارند.<br />
<br />
واقعیت امر آنست که در مواجه با شخصی چون <span style="font-weight: bold;">منوچهر والی زاده</span> اصلا نیازی نیست شما از او سوال کنید. او وقتی لب به سخن باز می کند تاریخ دوبلاژ ایران را برایتان چنان با اشتیاق تعریف می کند که شما دوست ندارید کلام شیرینش را قطع کنید. او می دانست ما چه می خواهیم. او می دانست ما بدنبال چه هستیم. از او وقتی یک کلمه می پرسیدیم او پاسخ چندین سوال بعدی ما را نیز می داد. و ما مانند کودکانیکه مشتاق دانستن هستند شنیدیم و شنیدیم و شنیدیم.<br />
<br />
استاد: فراموش نکنید که به ما قول دادید باز هم در محفل حضور پیدا می کنید. وجود شما برای ما یک دنیا انگیزه ایجاد نمود. ما در مقابل شما هیچ سوالی نداریم. شما فقط سخن بگوئید . وجود شما برای ما دنیایی از پاسخ است. ما هرچقدر از قهرمانان خود بشنویم باز تشنه شنیدنیم. ما هنوز تشنه شنیدن خاطرات شما از <span style="font-weight: bold;">برادران دوستدار </span>هستیم. ما هنوز تشنه شنیدن از خصوصیات اخلاقی <span style="font-weight: bold;">ایرج ناظریان</span> هستیم. ما دریایی از شنیدیم .................<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">متن کامل این مصاحبه را طی 24 ساعت آینده خواهید خواند .........</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیام صوتی گویندگان و بزرگان سینما خطاب به اعضای انجمن سینما کلاسیک]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9</link>
			<pubDate>Wed, 16 Dec 2015 16:10:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9</guid>
			<description><![CDATA[با عرض سلام<br />
در این جستار پیامهای صوتی گویندگان بزرگ دوبله و اهالی سینما به مناسبتهای مختلف خطاب به اعضای <span style="font-weight: bold;">سایت سینما کلاسیک </span>قرار داده می شود. همانطور که پیش از این خدمت اعضای سایت عرض گردید، سیاستهای انجمن بر این پایه استوار است که ارتباط خود را با گویندگان هنر دوبله حفظ نماید. به همین منظور این جستار از امروز ایجاد میگردد تا از این پس فایلهای صوتی گویندگان عزیزمان ،که بصورت اختصاصی اعضا را مورد خطاب قرار میدهند را در اینجا داشته باشیم تا بدینوسیله دوستان نیز از آخرین وضعیت صدای گویندگان قدیمی مطلع شوند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14502819951.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14502819951.jpg]" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با عرض سلام<br />
در این جستار پیامهای صوتی گویندگان بزرگ دوبله و اهالی سینما به مناسبتهای مختلف خطاب به اعضای <span style="font-weight: bold;">سایت سینما کلاسیک </span>قرار داده می شود. همانطور که پیش از این خدمت اعضای سایت عرض گردید، سیاستهای انجمن بر این پایه استوار است که ارتباط خود را با گویندگان هنر دوبله حفظ نماید. به همین منظور این جستار از امروز ایجاد میگردد تا از این پس فایلهای صوتی گویندگان عزیزمان ،که بصورت اختصاصی اعضا را مورد خطاب قرار میدهند را در اینجا داشته باشیم تا بدینوسیله دوستان نیز از آخرین وضعیت صدای گویندگان قدیمی مطلع شوند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14502819951.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14502819951.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[با جلال مقامی از دیدنیها تا نادیدنیهای یک صدای جاویدان - 4 ساعت گفتگو آذر 1394]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-4-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-1394</link>
			<pubDate>Sun, 29 Nov 2015 13:37:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-4-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-1394</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14489192471.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14489192471.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;">در بعدازظهر روز پنجم آذر ماه در حالیکه برگهای زرد درختان زینت بخش کوچه های خلوت مهرشهر کرج بود چهار نفر از اعضای سایت<span style="font-weight: bold;"> انجمن سینمای کلاسیک</span> به درب منزل صدای خاطره ها رفتند. </div>
<br />
<div style="text-align: right;">صدایی که ما را تا اوج زیبایی تا قله مهربانی و تا قاف صفا می برد و ما را در این وادی بی هنری و نامهربانی همراه می کند. صدایی که بازی بزرگان سینما را در کنج تنهائیهایمان جلا می دهد و نقشی دیگر بر تارک سینما می زند.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">صدایی که از <span style="font-weight: bold;">دیدنیها</span> تا نادیدنیها ،<span style="font-weight: bold;"> دور از اجتماعی خشمگین</span> ، <span style="font-weight: bold;">سوار بر اسب کهر </span>از <span style="font-weight: bold;">جزایر اسرار آمیز</span> تا <span style="font-weight: bold;">دره های سرسبز</span> ما را همراهی می کند و چون<span style="font-weight: bold;"> الماسی ابدی</span> در وادی هنر و هنرمند می درخشد.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">استاد<span style="font-weight: bold;"> جلال مقامی</span> را با خود همراه نمودیم. مهربانی در وجود استاد مانند صدایش موج می زد. لحظاتی بعد ما بودیم و تاریخ مصور دوبلاژ ایران. قبل از هرچیزی با استاد به تماشای  ویدئو کلیپی که از سوی یکی از اعضای انجمن سینمای کلاسیک در خارج از کشور ساخته شده بود، نشستیم. و چه شورانگیز است تماشای بهترین لحظات فیلمهایی زیبا آنهم در کنار کسیکه با صدایش این فیلمها را برای ما زیباتر نموده است. </div>
<br />
<div style="text-align: right;">استاد به فیلمها نگاه می کردند و غرق در خاطراتشان بودند و ما به استاد.</div>
<div style="text-align: right;">اعضای <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک </span>دو هفته بود که در انتظار چنین روزی بودند و پیش از این سوالات خود را در همین سایت مطرح نموده بودند. کلیپ که تمام می شود اولین سوال ما اغاز می شود و بدنبالش 4 ساعت گفتگویی گرم در محیطی صمیمی که زیبنده سایت انجمن سینمای کلاسیک می گردد.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">متن این گفتگو  تا ساعاتی دیگر در پست بعدی این جستار قرار می گیرد. این گفتگو حاصل یک تلاش گروهی در انجمن سینمای کلاسیک می باشد.</div>
<div style="text-align: right;"><span style="font-weight: bold;">قابل ذکر است هرگونه نقل قول از این مصاحبه صرفا با ذکر منبع و آدرس سایت (<a href="WWW://CinemaClassic.ir" target="_blank">WWW://CinemaClassic.ir</a>) برای رسانه های نوشتاری و ذکر لینک سایت برای سایتهای اینترنتی بلامانع می باشد.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;">اعضای این انجمن نیز می توانند نظرات خود را در خصوص این گقتگو در ادامه همین جستار بیان دارند. ابراز محبتهای دوستان و پیامهایشان طی هفته آینده پرینت می گردد و خدمت استاد ارائه می شود.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14489192471.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14489192471.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;">در بعدازظهر روز پنجم آذر ماه در حالیکه برگهای زرد درختان زینت بخش کوچه های خلوت مهرشهر کرج بود چهار نفر از اعضای سایت<span style="font-weight: bold;"> انجمن سینمای کلاسیک</span> به درب منزل صدای خاطره ها رفتند. </div>
<br />
<div style="text-align: right;">صدایی که ما را تا اوج زیبایی تا قله مهربانی و تا قاف صفا می برد و ما را در این وادی بی هنری و نامهربانی همراه می کند. صدایی که بازی بزرگان سینما را در کنج تنهائیهایمان جلا می دهد و نقشی دیگر بر تارک سینما می زند.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">صدایی که از <span style="font-weight: bold;">دیدنیها</span> تا نادیدنیها ،<span style="font-weight: bold;"> دور از اجتماعی خشمگین</span> ، <span style="font-weight: bold;">سوار بر اسب کهر </span>از <span style="font-weight: bold;">جزایر اسرار آمیز</span> تا <span style="font-weight: bold;">دره های سرسبز</span> ما را همراهی می کند و چون<span style="font-weight: bold;"> الماسی ابدی</span> در وادی هنر و هنرمند می درخشد.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">استاد<span style="font-weight: bold;"> جلال مقامی</span> را با خود همراه نمودیم. مهربانی در وجود استاد مانند صدایش موج می زد. لحظاتی بعد ما بودیم و تاریخ مصور دوبلاژ ایران. قبل از هرچیزی با استاد به تماشای  ویدئو کلیپی که از سوی یکی از اعضای انجمن سینمای کلاسیک در خارج از کشور ساخته شده بود، نشستیم. و چه شورانگیز است تماشای بهترین لحظات فیلمهایی زیبا آنهم در کنار کسیکه با صدایش این فیلمها را برای ما زیباتر نموده است. </div>
<br />
<div style="text-align: right;">استاد به فیلمها نگاه می کردند و غرق در خاطراتشان بودند و ما به استاد.</div>
<div style="text-align: right;">اعضای <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک </span>دو هفته بود که در انتظار چنین روزی بودند و پیش از این سوالات خود را در همین سایت مطرح نموده بودند. کلیپ که تمام می شود اولین سوال ما اغاز می شود و بدنبالش 4 ساعت گفتگویی گرم در محیطی صمیمی که زیبنده سایت انجمن سینمای کلاسیک می گردد.</div>
<br />
<div style="text-align: right;">متن این گفتگو  تا ساعاتی دیگر در پست بعدی این جستار قرار می گیرد. این گفتگو حاصل یک تلاش گروهی در انجمن سینمای کلاسیک می باشد.</div>
<div style="text-align: right;"><span style="font-weight: bold;">قابل ذکر است هرگونه نقل قول از این مصاحبه صرفا با ذکر منبع و آدرس سایت (<a href="WWW://CinemaClassic.ir" target="_blank">WWW://CinemaClassic.ir</a>) برای رسانه های نوشتاری و ذکر لینک سایت برای سایتهای اینترنتی بلامانع می باشد.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: right;">اعضای این انجمن نیز می توانند نظرات خود را در خصوص این گقتگو در ادامه همین جستار بیان دارند. ابراز محبتهای دوستان و پیامهایشان طی هفته آینده پرینت می گردد و خدمت استاد ارائه می شود.</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درد دلهای اکبر منانی در مصاحبه اختصاصی با سایت انجمن سینما کلاسیک آبان 1394]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-1394</link>
			<pubDate>Tue, 10 Nov 2015 17:12:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-1394</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #ff3333;">(این مصاحبه بصورت اختصاصی توسط سایت <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> انجام پذیرفته است و انعکاس آن در سایر سایتها مشروط بر ذکر لینک منبع بلامانع است.)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">(قسمت اول )</span></span><br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #993333;">دوشنبه 10 آبان 1394</span></span><br />
<br />
در یک بعد ازظهر بارانی به منزل استاد رسیدم. به اتاق کار ایشان راهنمایی شدم.<span style="font-weight: bold;"> اکبر منانی</span>، مردی که سالها با صدایش زندگی کرده بودم در حالی که از عارضه کمر درد خانه نشین شده مشغول حل جدول بود.به گرمی از من استقبال کرد. یک اتاق کوچک با میز و صندلی باضافه دی وی دی پلیر و تلویزیون.<br />
صحبت های استاد به قدری شیرین بود که مصاحبه بیشتر به یک صحبت خودمانی تبدیل شد.دور میز کار استاد نشستیم.<br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">لطفا از بیوگرافی خودتان بگویید و این که چطور شد از اصفهان به تهران آمدید</span></span><br />
<br />
<br />
 <br />
به هر حال تهران در گذشته مرکز همه چیز بود، بخصوص کار های هنری. من خیلی علاقه مند بودم که در آغاز هنرپیشه بشوم. در مدرسه هم مثل همۀ جوان‌ها کارهای نمایش می کردیم برنامه های مذهبی صبح را انجام می دادیم. از آنجا شروع شد.<br />
<br />
بعد هم همین علاقه باعث شد ادامه دهم. آنجا موقعیت نبود. من در خیلی جاها امتحان می‌دادم بعد از دیپلم و قبول هم می شدم. خوشبختانه درس هایم بد نبود ولی خب، عشقم این طرف بود. خیلی دوست داشتم بیایم رادیو. آمدم دوره هنرپیشگی، نشد. حتی دوره کارگردانی دانشگاه را هم مدتی رفتم و اواسط کار به علت کثرت کار رها کردم. بعد اتفاقی شد.<br />
<br />
من یک روز دیدم گوینده  می گیرند در رادیو، رفتیم امتحان دادیم. خیلی ها بودند هزاران نفر بودند که دوتا گوینده یک مرد و یک زن می خواستند و حالا از اتفاق روزگار یا هرچیزی بود نمی دانم من جزو آنها شدم، قبول شدم، یعنی جزو صد نفر اول. البته هفت خوان رستم بود. از آنجا یکی یکی آمدیم جلو تا بالاخره در پایان کار دوتا، من و یک خانم به اسم خانم <span style="font-weight: bold;">امیرمعز</span> بود فکر کنم، ما دونفر قبول شدیم. که البته مدتها، یکی دو سال طول کشید. من پشت در رادیو بودم هر روز تماشا می کردم، تمرین می کردم و خب، کار شروع نمی شد تا این که بالاخره شط باز شد و  به واقع یک شب که اولین بارهم بود داشت اجرا می شد در قبل از انقلاب من وارد این کار شدم بعد ما راه شب را از آنجا شروع کردیم. <br />
<br />
برنامه ای بود به اسم <span style="font-weight: bold;">برنامه 27000 </span> به مردم کمک می کرد. هرکس مشکلی داشت تلفن می زد به  ما و ما توی رادیو کمک می خواستیم حالا چه بیمارستان چه... خلاصه از آنجا شروع شد. یک روز هم یکی دوتا تآتر بازی کردیم با بچه ها در تلویزیون قدیم.  روزی هم بچه ها گفتند جایی دوبله هست. کسی هم نمی دانست دوبله چیست؟ ما هم نمی دانستیم. خلاصه به اتفاق رفتیم وارد یک استودیویی شدیم. سی چهل نفر بودیم. گفتند همه تان بیایید همه‌مان نشستیم. <br />
<br />
خلاصه بگویم بقیه همه رفتند و تنها کسی که توی این حرفه ماند من بودم.  همان زمان شب ها رادیو بودم روزها هم کار دوبله را شروع کردم. از الف ب بسم الله دوبله شروع کردیم و تا اینجا ادامه پیدا کرد. اتفاقی بود، واقعا می توانم بگویم اتفاقی بود. علاقه داشتم ولی نه آنچنان. دوست داشتم بروم رادیو هنر پیشه بشوم ولی آمدم این طرف ضمن این که در آنجا هم امتحان‌هایی دادم، خیلی امتحان دادم و موفق هم بودم ولی شرایط جوری بود که نمی گذاشتند هرکسی برود و هر کسی وارد شود، چون من خیلی تیپ های مختلفی می گفتم، بعضی ها هم ناراحت می شدند . همیشه اینطوری بوده است. <br />
<br />
 رقیب را هیچوقت کسی دوست ندارد بالطبع. بعد استودیویی بود در وصال شیرازی مرحوم <span style="font-weight: bold;">نوذری </span>آنجا را گرفته بود با یک عده ای کارهای تلویزیونی می کردند. ما آنجا هم حاضر شدیم. برای اولین بار کارهای تلویزیونی می کردند ما آنجا آنگاژه شدیم. آنگاژه هم به این صورت بود که ماهیانه پول می گرفتیم با این که خیلی کم بود ولی آنگاژه این خاصیت را داشت که روی کار من اثر داشت چون خیلی آنجا حرف می زدم هر روز سه تا چهار تا سالن حرف می زدم تمام نقش های مختلف اول و دوم و همین باعث شد من در کارم ترقی کنم .همین. اتفاقی بود ما وارد شدیم همین اتفاق تبدیل به عشق و علاقه شد که من 24 ساعت هم تو کار دوبله مشغول فعالیت بودم و شب ها هم که توی رادیو بودم و خواب هم که نداشتم. <br />
<br />
خوابم همین لحظاتی بود که تو ماشین بودم این هم اتفاقی شد من وارد کار گویندگی شدم ولی خیلی تمرین کردم و تحقیق کردم .هر جا هر نکته ای هرکس می گفت تو کتاب می‌نوشتم. البته کتابی ننوشتم، جمع آوری آن چیزهایی بود که از افراد به دست می آوردم. آنها را جمع کردم به صورت یک کتاب جزوه چاپ کردم به اسم «<span style="font-weight: bold;">گویندگی در صدا و سیما</span>». جزوه کوچکی است برای جوان ها، آن ها که میخواهند صدای خوبی داشته باشند، صدای رسایی داشته باشند، البته اگر همت و توانش را داشته باشند، چون خیلی باید تمرین کنند تا به اوج برسند. <br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">چه رابطه ای بین دنیای رادیو و دنیای دوبله هست؟</span></span><br />
<br />
<br />
من اعتقادم این است که گویندگی هیچ فرقی نمی کند. گوینده یعنی این که همه کاری بتواند بکند. گوینده وقتی گوینده است همه جا  بتواند گویندگی کند. رادیو تلویزیون دوبله تآتر. اولین علم دنیا گویندگی است به نظر من، و من متأسفم که الان چرا در دانشگاه‌های ما، مدارس ما این علم را کنار گذاشته اند. الان شما تمام گویندگی هایی را که می بینید، توی قسمت های مختلف می بینید که چقدر ضعیف است. خیلی ها تلویزیون را نگاه نمی کنند. اگر یک گوینده خوب باشد من معتقدم نگاه می کنند، حتی بدترین برنامه هم  که باشد وقتی گوینده خوب باشد،صمیمی باشد، خوب حرف بزند، مطمئناً تماشا می کنند.<br />
<br />
الان بزرگ ترین اشکال ما چه در رادیو چه در تلویزیون گویندگی است. هرکس هر جوری دلش بخواهد گویندگی می کند. گویندگی علم است، صنعت است، هنراست، فن است آن را باید یادگرفت. یادگرفتنش هم خیلی سخت است. البته من اخیرا در یک برنامه پیشنهادی دادم. گفتم گویندگی را باید از بچگی یاد گرفت. این را من اینجا توضیح میدهم برای آن کسانی که می بینند، تا با بچه هایشان، با بچه های کوچکشان از بچگی درست حرف بزنند. نه این که بخواهند شیرینش کنند و فرم دیگری با بچه حرف بزنند. خوب بچه همان را یاد میگیرد. بچه بزرگ میشود، وقتی که بزرگ شد آن حالتها مانده. توی صدایش میماند ولی اگر از بچگی با بچه درست حرف بزنیم، سالم حرف بزنیم، صحیح حرف بزنیم، جملات، کلمات را درست بگوییم بچه یاد می گیرد، عادت می کند ولی شما الان ببینید: <br />
<br />
ورزشکار، قهرمان،سیاسی، غیر سیاسی، دولتی، هرکس حرف می زند شما وقتی گوش کنید، اگر فنی گوش کنید همه اشکال دارند. حد اقل هرکدامشان 10 تا 15 تا حرف را درست نمی توانند ادا کنند. سین شین های شان می زند، جیم نمی توانند بگویند، چ نمی توانند بگویند، و متأسفانه الان گوینده های بزرگ ما هم این اشکال را پیدا کرده اند. خیلی از حروفشان عوض شده. من تمام تلاشم این بوده که این اتفاق نیفتد دلیلش هم این است که با این حساب زبان ما دارد از بین میرود. <br />
<br />
برای اینکه وقتی دال میشود ت، میگوید میکنت، میروت. یا جیم را چ می گویند البته بعضی ها هم لهجه دارند. اما مشکل این است که اینها می خواهند یک جوری بیان را شیرین کنند بعضی کلمات، بعضی حرف ها را عوض می کنند. بعضی ها دیدید سوت می زنند میگویند سین شینش می زند، و این اشکال است، اذیت کن است. روی گوش اثر میگذارد، روی مخاطب اثر بد میگذارد، ولی صدا وقتی طبیعی باشد نه کسی تقلیدش را می تواند بکند نه هیچی. این است که این مشکلات هست و من امیدوارم واگر خدا بخواهد دارم تمام تلاشم را می کنم که اصلا گویندگی در دانشگاه ها تدریس بشود. <br />
اساتید هستند. کسانی که واردند. این کار دارد ازبین می رود و من دلم می سوزد. یک وقتی دوبله ما می دانید در دنیا اول بوده الان آخر هم نیست چون اصلا دوبله ای نیست. این دوبله نیست، روزنامه خوانی است، کتاب خوانی است. <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بزن در رو؟</span></span><br />
 <br />
واقعاً. و تأسف‌بار است. من هم یک آدم تنها هستم و هیچ کاری نمی توانم بکنم، ولی چنین برنامه هایی هم که پیش می آید گاهی واقعاً التماس میکنم که نگذارید این حرفه از بین برود. گفتم حرفه گویندگی اولین حرفۀ دنیا بوده و باتمرین و تلاش هم آدم می تواند خودش را درست کند ولی متأسفانه کمتر کسی پیدا میشود که این تلاش را داشته باشد و این فعالیت را بکند تا بتواند صدا داشته باشد. <br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">جناب منانی صدای شماانعطاف زیادی دارد از بم ترین صدا ها تا زیرترینش. این انعطافی که توی صدای شما هست حاصل چه تمرین هایی بوده؟</span></span><br />
 <br />
خب ببینید من گفتم. یک اشتباهی که شده این است که گویندگی الان با حرف زدن یکی شده. من معتقدم همه حرف می زنند. وقتی اسمش گویندگی شد یک چیز دیگر است. این یک چیز توی ذات آدمهاست، البته تمرین مؤثراست، نمی خواهم بگویم نیست، ولی یک چیزهایی هست که بیشتر توی ذات خود آدم هاست، توی شخصیت خود آدم هاست، ضمن این که تمرین هم لازم دارد.<br />
<br />
 بله من هم خودم صدای خیلی بدی داشتم، اقرار می کنم که واقعا" صدای بسیار ناهنجار و بدی داشتم. خیلی ها همان اول که میخواستم گوینده شوم میگفتند «آقا دوبلور شده می خواهد برود گوینده بشود»، حالا با آن کلماتی که می گفتند. ولی من وقتی رفتم، دیدم که می شود. آدم باید بخواهد. وقتی آدم بخواهد هرچیزی توی زندگی می آید. من توی کتابم مثال زدم که بزرگ ترین ناطق عالم <span style="font-weight: bold;">دموستن </span>بوده، ایشان اصلاً نمی توانسته است حرف بزند، لکنت داشته. می رود خود کشی کند. کنار آب می نشیند، با آب حرف می زند، از غم وغصه هایش می گوید، می بیند آب اذیتش نمی کند، عادت میشود، هر روز می آمده با این دریا حرف می زده. بعد میشود بزرگ ترین خطیب. این می رساند که تمرین خیلی مهم است . <br />
<br />
خیلی های دیگرهم بودند. هنری ، هنرپیشه معروف یکی از آن ها بوده بعد این ها میشوند بزرگ ترین ناطق ها. من یک چیزی برای شما بگویم خیلی جالب است. بزرگ ترین هنرپیشه های فعلی  در آمریکا و اروپا اول  گوینده بوده اند. از گویندگی شروع کردند. ولی خوب یک چیزهایی هم داشتند. ادامه دادند،خودمان هم داشتیم، خیلی ها آمدند گوینده شوند، نشدند. بعد رفتند هنرپیشه شدند، ولی آن مایه را هم نداشتند که در گویندگی بمانند، چون اگر داشتند می ماندند. ولی رفتند هنرپیشه شدند، آنجا موفق هم بودند. <br />
<br />
یکی از آنها  مرحوم <span style="font-weight: bold;">خسروشکیبایی</span>. خیلی های دیگر هم بودند. متأسفانه الان تنها چیزی که مطرح نیست گویندگی است. ولی من می گویم گویندگی مقداری توی ذات آدم باید باشد و تمرین می خواهد. من آدم هایی را که می دیدم، تیپ هایی را که میدیدم تمرین می کردم.  من هنوز در این سن هفتاد و پنج سالگی توی ماشین تمرین می کنم، اگر تمرین نمی کردم الان این صدا را نداشتم . تیپ هایم هم ساختگی هستند. من در مورد همین <span style="font-weight: bold;">گالیور </span>بگویم، توی کتاب هم بهش اشاره کردم که اصلاً این تیپ چرا آمد.<br />
<br />
من بچه بودم یک گدایی می آمد در خانه ما و مادرم خدا رحمتش کند ما را می ترساند. شیطونی می کردیم،می ترساند ما را، می گفت که بابا گدا می آید می بردت ،این می آمد پشت در می گفت « بده در راه خدا »، این جوری می گفت من هم وحشت می کردم، کوچک بودم، این توی ذهن من بود. زمانی که من این <span style="font-weight: bold;">گالیور </span>را دیدم، یادم آمد اوهم عین همین قیافه یک همچین حالتی داشت، ولی خب، بزرگ بود.<br />
 <br />
من این صدا را گذاشتم روی این. اصلاً این هم نبود این تیپ نبود یکی دوبار گفتم «می دونم» بچه ها می خندیدند. هنر این کار اینجاست. من وقتی می دیدم اطرافیانم خوششان می آید از این تکیه کلامی که من می گویم تکرار کردم و بعد دیدم بیرون هم خیلی مؤثر جا افتاده. یا فرض کنید <span style="font-weight: bold;">زبل خان</span> ما اگر این را اسم گذاشتیم رویش این اصلا" صدایی نداشت فیلم های اصلیش فیلمی بود مال اروپای شرقی یک چیزی بود این ور و آن ور می پرید من همین جوری وقتی این می پرید این ور می گفتم «زبل خان این جا» می پرید آن ور می گفتم «زبل خان آنجا» من دیدم بچه ها خوششان می آید، لبخند می زنند، زیرکی کار این هاست، من از همین ها می گرفتم. <br />
<br />
در کار دوبله و نقش آفرینی آدم باید نگاه کند. ساخته شود. خیلی سخت است. الان این طور نیست البته . الان هر کس می نشیند با صدای خودش نقش را می گوید. من در مورد پوآرو چون صحبت تیپ سازی هست بگویم. بجای پوآرو خیلی ها تست دادند حالا نمی خواهم اسم بیاورم خیلی ها هم گفتند ولی نشد . مرحوم <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>که آمد خدا رحمتشان کند اعتقاد خاصی به من داشت همیشه در مورد من می گفت این آکتور گویندگی است. وقتی که این فیلم را دید ، خیلی هم رویش حساسیت داشتند آن زمان. چون قصه مال <span style="font-weight: bold;">آگاتا کریستی</span> بود، هنرمند بزرگی، یک شکسپیرین در آن بازی می کرد. من گفتم باید ببینم، رفتم دنبال این.<br />
<br />
اولین کاری که کردم رفتم دنبال شخصیت <span style="font-weight: bold;">دیوید سوشه </span>دیدم او شش ماه رفته است بین مرز فرانسه و بلژیک و تمرین آن لهجه فرانسه- بلژیکی را کرده است. یا سه ماه تمرین راه رفتن و حرکات را کرده است. یک مقداری با کتاب های<span style="font-weight: bold;"> آگاتا کریستی</span> ور رفتم چندتایی را خواندم. بعد فیلم را دوسه بار گذاشتم دیدم. حالات و رفتار او را گرفتم توی بیان و این تیپ را ساختم. روز اول هم که گفتم خودم راضی نبودم ولی دیدم همه استقبال کردند و می گفتند مثل این که خودش است ! دارد فارسی حرف می زند. شما می دانید که این فیلم را در انگلیس هم دوبله کردند و آنجا خیلی از کسانی که آن را می دیدند اعتراض کرده بودند .<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472360111.jpg" width="463" height="250" border="0" alt="[تصویر: 14472360111.jpg]" /><br />
<br />
یادم هست شبی خانمی در مورد گوینده سریال پرسید گفتند والله گوینده این نقش ایران است. ما هم دوست داشتیم که بیاید و نقش را بگوید ولی نیامد. منظور این هست که بیخودی نبود. تیپ وقتی ساخته می شود که رویش کار شود. حالا یک تیپی ساخته می شود کسی می آید آن را می گوید بعد این تکرار می شود و در ذهن ها باقی می ماند ولی اغلب تیپ سازی ها مال مردم است یعنی توی اجتماع ما همین تیپ ها هستند. ما باید بگردیم پیدا کنیم. و این ها را در حافظه نگه داریم و زمانی که می خواهیم در فیلمی جای نقشی صحبت کنیم از آن ها استفاده کنیم.<br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">چه تیپ هایی را شما صحبت کردید؟</span></span><br />
<br />
<br />
من در یک فیلم سینمایی بجای یک موش حرف زدم. خود بزرگان دوبله آن زمان حیران شده بودند. خیلی از این ها بوده که من داشتم. چند تا نقش بوده که من زیاد گفتم یکی موش بوده. توی صبح جمعه نقش یک بچه با نمک بود به اسم <span style="font-weight: bold;">فلفلی. </span>من در اولین کار انیمیشنم هم بجای بچه با همین صدا حرف می زدم در فیلمی بود به اسم <span style="font-weight: bold;">کیمبا</span>. تا جایی که یادم است اولین کارتونی بود که من صحبت می کردم. بعد ها از روی آن کارهای زیادی ساخته شد مثل <span style="font-weight: bold;">شیر شاه</span>. ولی اولش همین کارتون <span style="font-weight: bold;">کیمبا </span>بود.<br />
<br />
یک آهو بود که من نقش آن را می گفتم و خانم <span style="font-weight: bold;">امیریان </span>که نقش <span style="font-weight: bold;">کیمبا </span>را می گفت. ایشان هم تازه امده بود و بچه بود. این داستان مال خیلی وقت پیش است حدود 40، 50 سال پیش که ما به جای این ها از آنجا شروع کردیم به تیپ گویی. بعد دیگر، تیپ های مختلف، مثلا <span style="font-weight: bold;">عصر حجر</span> بود من بجای <span style="font-weight: bold;">بارنی </span>حرف می زدم. من شخصیت این ها را می دیدم یک خورده با آن ها کار می کردم البته کمک اطرافیان هم بود که مثلا این خوب است یا این جایش را این طوری بگو و همین ها توی ذهن می ماند و تیپ ها ساخته می شد. تیپ سازی یک چیز شخصی است اما تقلید نباید باشد من خودم هم این کار را کرده ام. این اشتباه را داشتم. مثلا بجای <span style="font-weight: bold;">چیچو </span>من خودم گفتم. سعی کردم مثل گوینده اش صحبت کنم چون باید آن طور گفته می شد ولی خودم راضی نبودم.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بجای چه هنر پیشه هایی صحبت کرده اید؟</span></span><br />
<br />
 <br />
تقریبا هیچ هنر پیشه خارجی نبوده که من بجایش حرف نزده باشم . تقریبا بجای همه شان گفته ام هر کسی که فکر کنید. هر نقشی. در داخل هم، نه این که علاقه نداشته باشم، چون من در تلویزیون بودم و آنگاژه بودم یعنی نمی توانستیم بیرون برویم مگر این که مثلاً فرض کنید یک اتفاقاتی می افتاد اوقات بیکاری بود یا یک روز کار نبود یا برنامه خاصی بود تیپ های خاصی بود می رفتم. چند فیلم فارسی هم مربوط به گذشته خودم دوبله کردم مثل شب بیست و نهم و تعدادی سریال بود ولی ما بیشتر در کار تلویزیونی بودیم .<br />
<br />
من به خصوص درقبل از انقلاب تمام نقش های اصلی فیلم ها را می گفتم در نتیجه فرصتی نداشتم که به کار دیگری برسم. فقط گاهی در آن زمان می رفتم آگهی می گفتم که آن را هم فرض کنید موقع ناهار می رفتم یا مثلا دیر وقت شب. بیشتر این طوری بوده است. من این قدر زمان کم داشتم که متأسفانه دانشگاه را هم رهاکردم با این که شاگرد اول بودم با این که بورسیه شاملم می شد. خیلی امتیازات داشتم چون هم درس هایم خوب بود هم بیانم. <br />
<br />
هر استادی که کاری داشت به من مراجعه می کرد. این بود که خیلی موفق بودم ولی متأسفانه به خاطر همین حجم کار که خیلی زیاد بود و من خیلی درگیر بودم یعنی هم می نوشتم هم رادیو می رفتم. قبلا هم گفتم فکر نمی کنم هیچ کس به اندازه من در دنیا کار کرده باشد. من بیست سال شب نخوابیدم. فقط وقتی پشت میکروفون بودم 5 دقیقه، 10 دقیقه که استراحت بود می خوابیدم هرکس که از من پرسیده که چقدر کار کرده ای؟ گفتم من 200 سال کار کردم برای این که من در این مدت 24 ساعت کار کردم از سال 38 الان نزدیک 57 سال است که در این کارم و واقعا 24 ساعت کار کردم. لحظات بیکاری هم اگر توان داشتم چیز هایی یاد داشت می کردم. الان هم هر وقت بشود جدول حل می کنم برای اینکه دچار فراموشی نشوم . همه عشقم هم این است که گویندگی از بین نرود و نسل جوان ماواقعا گوینده های درست بار بیایند.<br />
 <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">تعدادی از نقش هایتان رابرایمان بگویید</span></span><br />
 <br />
در سریال <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی </span>که 17 سال طول کشید و هفته ای 4 قسمت پخش می شدنقش اول را می گفتم. آقای <span style="font-weight: bold;">دکتر هورتون</span>. که هنر پیشه آن <span style="font-weight: bold;">لئونارد مک ری</span> بود که هنر پیشه معروف آن زمان بود. نقش اول <span style="font-weight: bold;">بالاتر از خطر </span>بود<span style="font-weight: bold;"> پیتر گریوز</span> که نقش اصلی سریال بود. در <span style="font-weight: bold;">پیشتازان فضا</span> نقش اصلی، <span style="font-weight: bold;">لئونارد نیموی</span> – که چند وقت پیش فوت کرد -  <span style="font-weight: bold;">آقای اسپایک</span>. اولین آدم آهنی در کهکشان گفتم که برای اولین بار بود هنوز کسی نمی دانست که آدم آهنی چه جوری است؟ <br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472358121.jpg" width="269" height="207" border="0" alt="[تصویر: 14472358121.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">لئونارد نیموی در نقش آقای اسپایک در سریال پیشتازان فضا</span><br />
<br />
سریال <span style="font-weight: bold;">فراری </span>بود من نقش های کلیدی اش  را می گفتم. کلا نقش دکتر زیاد گفتم! سریالی بود به نام <span style="font-weight: bold;">صد سال دوم </span>داستان مردی بود که می رفت زیر برف بعد بیرون می آمد و نوه اش از خودش بزرگتر بود فکر کنم نامش <span style="font-weight: bold;">دکتر مورتون چیلی </span>بود. <span style="font-weight: bold;">دکتر لاولس</span> در <span style="font-weight: bold;">غرب وحشی</span>، <span style="font-weight: bold;">دکتر هورتون </span>در <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span>، سریال <span style="font-weight: bold;">پرستاران</span> نقش اصلی را می گفتم که 4، 5 سال طول کشید. چند وقت پیش هم دعوت کردند که من نرفتم .فیلم هایی که قبل از انقلاب من حرف زدم <span style="font-weight: bold;">بالاتر از خطر</span>، <span style="font-weight: bold;">پیشتازان فضا</span>، <span style="font-weight: bold;">کهکشان</span>، <span style="font-weight: bold;">فراری</span>، <span style="font-weight: bold;">فیلیپر </span>که <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span> ، <span style="font-weight: bold;">تابستان گرم و طولانی</span> که <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی </span>دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">کیمبا</span>، در دنیای والت دیزنی 12 سال بجای خود<span style="font-weight: bold;"> والت دیزنی </span>حرف زدم و توی کارتون ها و فیلمهایش خیلی نقش های مختلف گفتم.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472369261.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14472369261.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">سریال چاپارل </span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">غرب وحشی وحشی</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">قنبری </span>نقش اصلی را می گفتند، <span style="font-weight: bold;">ماشین زمان</span> یا <span style="font-weight: bold;">مسافران زمان</span> که آن وقت خیلی هم طرفدار داشت، <span style="font-weight: bold;">صد سال دوم </span>که آقای <span style="font-weight: bold;">طهماسب</span> دوبله می کرد که عرض کردم ، <span style="font-weight: bold;">عصر حجر، دختر شاه پریان، جزیره گیلیگان</span> که من و مرحوم <span style="font-weight: bold;">نوذری </span>با هم می گفتیم، <span style="font-weight: bold;">ویرجینیایی</span> بود که مدتی آقای <span style="font-weight: bold;">قنبری </span>دوبله می کرد و بعد خودم دوبله کردم.<span style="font-weight: bold;"> پری میسون</span>، <span style="font-weight: bold;">گرفتار </span>که آقای <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">مرد شش میلیون دلاری</span> نقش های زیادی برای آقای <span style="font-weight: bold;">مانی </span>گفتم، <span style="font-weight: bold;">گریف</span>، <span style="font-weight: bold;">خانواده هایدی</span>، <span style="font-weight: bold;">مک کلود</span>، <span style="font-weight: bold;">دنیای حرکت، بارتا، وودی وود پیکر، سوئیچ، ماکو و اسلحه، هامی و کامی، کوئینسی، داستان دهکده، راهب پرنده، پزشک محله، دارا و ندار، پدر عزیز، داستان پلیس، مامفی، تعقیب، کلمبو، فرستاده، سرزمین عجایب، افسونگر</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">دلیران تنگستان</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">تونل زمان، جولیا، دنیای وحشی وحشی، لنسر، روح کاپیتان کرک، حادثه جویان، خانه کوچک، زنبور عسل، تنسی تاکسیدو، دکتر گیلبرت، چاپارل، پدر عزیز، سبزیجات، دود اسلحه، پیتون پلیس، دنیا در جنگ، حس ششم، راز بقا، مک میلان و همسر، فرستاده، کارآگاه خصوصی، لئوناردو داوینچی، دکتر بن کیسی، سه کله پوک</span> که الان دوباره خودم مشغول دوبله آن هستم، <span style="font-weight: bold;">کارآگاه راکفورد، وکلای جوان، بی قرار</span>، و خیلی های دیگر.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472366001.jpg" width="255" height="221" border="0" alt="[تصویر: 14472366001.jpg]" /> <img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472367981.jpg" width="220" height="221" border="0" alt="[تصویر: 14472367981.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">سریال بالاتر از خطر - سریال فیلیپر<br />
</span><br />
<br />
این ها کارهایی بوده که در قبل از انقلاب دوبله کردم که من بعضی ها را نقش اصلی گفتم و بعضی ها را هم نقش های فرعی. تعداد فیلم هاییکه من حرف زدم اینقدر زیاد است که من فراموش کردم مثلا<span style="font-weight: bold;"> عمر مختار </span>من یادم نمی آمد که حرف زده ام ولی الان که شما گفتید یادم آمد که حرف زدم کارها اینقدر زیاد بوده که من خیلی هایشان را فراموش کرده ام . سریال <span style="font-weight: bold;">مورس</span>، <span style="font-weight: bold;">شرلوک هلمز</span>های جدید که کار بی بی سی است توی سری خیلی قدیمش هم من <span style="font-weight: bold;">دکتر واتسون</span> را می گفتم.<br />
یکی از کارهایی که دوست دارم در فیلم فارسی « <span style="font-weight: bold;">ملک سلیمان </span>» بوده است. نقش جادوگر را من گفتم که جایزه هم گرفت. توی جشنواره هم مجری گفت این جایزه را باید به گوینده نقش بدهند. من البته راضی نبودم. بعدا هم گفتم نباید این حرف را می زدی سه تا پلان می آید و می رود ولی شما ببین چی هست؟ تمام فیلم آن سه پلان است می گفتند وقتی این شروع به حرف زدن کرد سالن سینما به هم خورد. کارهای این جوری خیلی زیاد بوده اند ولی چون بیشتر تیپ است متوجه نمی شوند<br />
 <br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">از قسمت هایی از سریال پوآرو که در ایران – به هر دلیلی - دوبله نشد خبردارید که دوبله شده یا خیر؟</span></span><br />
 <br />
والله اطلاعی ندارم. فعلا در این شرایط بعید است که دوبله شود.<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">خیلی ها هم بعدا" ساخته شد</span></span><br />
<br />
بله. احتمالا بعدا" مجدد دوبله شودچون خیلی طرفدار دارد.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">نفش هایتان را خودتان انتخاب می کردید یا به اجبار مدیر دوبلاژ بوده است؟</span></span><br />
<br />
<br />
اصولا نقش به خود شخصیت بستگی داردشخصیتی که روی پرده میبینیم. البته کمتر اجرا می شود به ندرت دیدم کسی این کار را بکند. حالا یک کارهایی می شود ولی نه آن طور. دلیلش هم این است که در گذشته ما یک روز فیلم را می دیدیم بعد مدیر دوبلاژ نقش ها را معرفی می کرد. بعد از این که نقش ها معرفی می شد ما شب می آمدیم فکر می کردیم. من خودم اغلب این طوری بودم که من این را چه جوری بگویم چون من این را در ذهنم نگه می داشتم که چه طوری بگویم. <br />
<br />
اگر آدم معمولی بود که معمولی می گفتم ولی اگر یک حالات خاصی داشت مثلا یادم است سریال <span style="font-weight: bold;">24 </span>بود یک سزن آن را من می گفتم یک رئیس جمهور می گفتم . این رئیس جمهور گونه اش بالا آمده بود و صدایش می پیچید. کسی هم توجه نداشت ولی من خودم توی ضبط گونه ام را می گرفتم که حتی یکی از خانم های گوینده پرسید چرا به خودت نیشگون می گیری؟ گفتم شما خودتان باید بدانید. گفت نه یک چیزی هست. گفتم ببین این لپش این جاست. هنر گویندگی در همین است. <br />
<br />
من الان که می گویم این صدا خودش توی دهان می پیچد به خاطر این که این فشاری که می آید دهان حالت اکو پیدا می کند. گوینده خودش باید ذوق داشته باشد. البته این ها مال قدیم است الان هرکسی می گیوید قاتل همان جور است کشیش همان جور است . همه خودشانند. ولی گویندگی در دوبله عبارت از این هست که من او باشم. نه او من. الان متأسفانه او من شده است در حالی که این غلط است من باید او باشم ببینم او چه حالتی دارد؟ چه هیبتی دارد؟ چه شکلی دارد؟ چه اشکالاتی دارد؟ حتی راه رفتن خوابیدن نشستن همه این ها اثر دارد. <br />
<br />
این ها را باید در فیلم ببینید ولی اصلا نمی بینید. توی فیلم هم یکنواخت گفته شد و رفت. در گذشته هم نه همه، تعدادی که علاقه مند بودند این طوری می گفتند خیلی ها هم بودند که بی تفاوت می گفتند ولی اصول این کار این است که ما باید این شخصیت را بسازیم. شخصیت کیست؟ آن کسی که روی پرده است. ما باید ببینیم چطوری است ممکن است پایش مشکل داشته باشد بد راه برود این هیچ وقت نمی تواند مثل یک آدم که سالم است حرف بزند. فرم حرف زدنش طور دیگری است . به این خاطر است که هر شخصیتی یک حالت خاص دارد. گویندگی دوبله اگر می گویند مشکل است این جاهایش مشکل است. وگرنه خیلی ساده است هرکسی می تواند یکبار ببیند بعد خودش  بنشیند و کار کند. این چیز ها هست که به دوبله اهمیت داده که متأسفانه، متأسفانه، متأسفانه اصلا رعایت نمی شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">شما سبک خاصی را درگویندگی مستند به کار می گیرید ویژگی این نوع گویندگی چیست؟ آیا شما لحن سایر گویندگان مستند را می پسندید؟</span></span><br />
<br />
من اصلا به کسی کاری ندارم. من مستند را زنده کردم ولی تأسف می خورم که کسی توجه نکرد. مستند یعنی این که وقتی جایی که ماهی هست حرف می زنید با جایی که کوسه هست حرف می زنید خیلی فرق می کند. ماهی به آدم آرامش می دهد ولی فرض کنید این حس در مورد تمساح وحشت است. ماهی را که می بینیم دلمان می خواهد بخوابیم ولی شما می بینید که همانطور که آن جا حرف می زند همانطور این جا هم می گوید. <br />
<br />
من آمدم زندگی را وارد مستند کردم. کارهای شاخصی بود کار های <span style="font-weight: bold;">دیوید اتن برو</span> بود همه دوستان بجایش گفته بودند چندین بار صدا گذاری شده است. ولی ای کاش نقادی بود که می نشست این ها را می گذاشت و می دید که فرقش چی هست. من خیلی از خودش کمک گرفتم وقتی آنجا هیجان دارد، از مرگ حرف می زند ، مرگ مسلما زندگی نیست مرگ یک حالت دیگر دارد زندگی یک حالت دیگر. من آمدم این چیز ها را رعایت کردم کاری هم به بیرون ندارم حتی توجه خیلی از مردم جلب شد جایزه هم دادند البته جایزه را به کس دیگری دادند حالا نمی خواهم وارد این مقوله شوم من 50 برنامه بجای این حرف زدم برنامه هایش را هم دارم بگذارند و مقایسه کنند. <br />
<br />
ولی مردم عادی خیلی استقبال کردند. تلفن هایی که من داشتم محبتی که مردم داشتند واقعا بی اندازه بود. کسی بود که می گفت بچه من می گوید من  با این صدا می خواهم بخوابم. در حالی که خیلی جاها در مورد مرگ بود. فیلم <span style="font-weight: bold;">کوچ </span>هست . توی آن زندگی هست اگر مرگ هست مرگ را می بینید اگر زندگی است زندگی را می بینید اگر خوبی هست خوبی را می بینید این می شود گویندگی. و الا آن بیچاره ای که 4 سال زحمت کشیده است فیلم را ساخته است ما همین جوری بر و بر می گوییم. الان در تلویزیون همین است . من باید به آن جان بدهم 50 درصدش این است 50 درصدش هم منم. منی که می گویم منظورم گوینده است. خب حالا اگر این 50 درصد را من ندهم بیننده فقط 50 درصدش را می بینید. <br />
<br />
الان گوینده ها فقط صدا را کلفت می کنند. به اضافه این که چقدر اشکال دارد. دارد ماهی نشان می دهد گوینده درباره قورباغه حرف می زند. فقط می خواند همین. چندی پیش یک سریال کار کرده بودم راجع به جهان بود. خیلی جالب هم بود.  راجع به جنگ ها و اتفاقات بزرگ دنیا بود. قبلا یکی آن را گفته بود نپسندیدند من دوباره گفتم. شما حس می کنید واقعا توی جنگ هستید. فقط گوینده است که شما را توی جنگ می برد. من واقعا سنگ تمام گذاشتم با این که خیلی عجله ای بود. الآن اسمش یادم نیست ولی خیلی جذاب بود. چی بود؟ گویندگی داشت کار خودش را انجام می داد. <br />
<br />
خیلی دوست داشتم آن را پیدا می کردم. از آن کارهای شاخصی بوده که انجام داده ام. فکر کنم نامش «<span style="font-weight: bold;">برگ هایی از تاریخ </span>» یا « <span style="font-weight: bold;">قرن بیستم</span>»  بود. مستند های دیگری که حرف زدم <span style="font-weight: bold;">ماهی گیری در غرب، ناخدا کاستو، به سوی2000</span> که بعدها خیلی های دیگر هم خواندند، <span style="font-weight: bold;">اسرار امپراطوری های جهنمی</span>، یک سریال هم بود که مستند بود <span style="font-weight: bold;">عمر شریف</span> بازی کرده بود مال کشور ایتالیا. قرار بود آقای <span style="font-weight: bold;">مقامی </span>بگوید ولی نیامد. در گذشته کسانی که دست اندر کار بودند خیلی هم استقبال کردند. به من لطف کردند و گفتند این یک سبک نو است. ولی متأسفانه یک از اشکالات ما این است که همه دنبال اسم هستند. به اصل کار کار ندارند دنبال اسم هستند . <br />
<br />
الان شما ببینید دوبلور هر جا باشد همه فکر می کنند این شاخ شمشاد است. توی رادیو، تلویزیون همه جه او را می خواهند به این دلیل که دوبلور است در حالی که این طور نیست. توی دوبله هم یک عده ای خوب هستند و یک عده ای هم متأسفانه  اصلا اشتباه توی این حرفه آمده اند. من به جرئت می گویم و نمی ترسم. اشتباه آمده اند توی این کار. بیکار بودند این جا هم آشنایی بوده راهی بوده آمده اند. من می گویم کسی که این کار را بلد است باید بیاید و انجام بدهد. بلد بودن هم کافی نیست باید یاد بگیرد تمرین کند. ببینیم آن استعداد آن هوش را دارد یا نه؟ فقط  کافی است که صدا کلفت باشد می گویند آقا بیاید. همین! خیلی هم داریم الان. هم توی دوبله هم توی رادیو. شما در تلویزیون هم که نگاه می کنید می بینید که این مشکلات متأسفانه هست. اصلا طرف نباید پشت تلویزیون بیاید. دلیلش این است که به گوینده توجه نمی شود. من خودم مسئولیت این کار را داشتم خودم گوینده انتخاب می کردم خیلی از گوینده های خوبی که الان هستند با وجودی که من انتخاب نکردم دست رنج من بوده اند. با این که همان ها هم برایشان عادت شده و خیلی چیز ها را رعایت نمی کنند ولی باز هم نسبت به بقیه بهترند.<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بیشتر کارهای خارجی رامدیریت کرده اید یا ایرانی؟</span></span><br />
<br />
صد در صد خارجی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">دلیل خاصی داشته؟</span></span><br />
<br />
نه به خاطر این که ما درتلویزیون بودیم. بیشتر کارهای تلویزیون هم خارجی بود. داخلی هم بود ولی خیلی کم بودند. می توانم بگویم بیشتر از هزار فیلم و سریال من کار کرده ام. فرض کنید از دو، سه، چهار قسمت بوده است تا الی غیر النهایه. بیشتر کارهایم مال تلویزیون بود. مگر اتفاقی یک برنامه های خاصی بود یا بیرون دعوت می کردند کاری بود می رفتیم ولی اصولا کار من بیشتر تلویزیون بود. البته فیلم سینمایی هم بوده خیلی هم زیاد بوده ولی بیشتر کارهای تلویزیونی بوده است به خصوص سریال ها. همان فیلم هایی که قبلا بیرون دوبله شده بودند مجددا در تلویزیون هم دوبله شدند که اغلبشان را یا دوبله کردم یا توی آن ها گویندگی کرده ام. <br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">در مورد کتاب " سرگذشت دوبله و صداهای ماندگارش" چطور شد که آن را ادامه ندادید؟</span></span><br />
<br />
داستان این کتاب این طوربود که فکر کنم از سال 43، 44 بود آدم های زیادی بود که می خواستند این کتاب را بنویسند. حتی شروع هم کردند. مثل همین آقای <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>مثل آقای <span style="font-weight: bold;">مستان </span>خیلی ها بودند خیلی هایشان هم الان فوت کرده اند. این ها خیلی به دنبال این بودند که کتابی در این مورد بنویسند ولی هیچکدام ادامه ندادند. من در همان زمان ها خیلی زحمت کشیدم ولی می توانم بگم هیچکس با من همکاری نکرد. با این که من یک ورقه نوشتم از همه  خواستم که هر کسی از زندگی خودش، از کارهایی که کرده بنویسد ولی هیچکس اینکار را نکرد. <br />
<br />
من تمام مجلاتی که حتی یک کلمه درمورد دوستان نوشته بود من آن ها را می خریدم. خیلی بابت این قضیه هزینه کردم و این ها را در می آوردم و بریده بریده نگه می داشتم و یک چیزی هم پیدا کردم تولد همکارها بود این ها را با هم قاطی کردم و من فقط شمایی از این ها را نوشته ام. کسانی را هم آورده ام که خیلی ها واقعا حیران می شوند که این ها را از کجا آوردی؟ در مورد کارهای هر کدام از این ها می شود یک کتاب نوشت این را نمی شود انکار کرد ولی من در آن حد که معرفی این که چنین  کسانی بوده اند و یک سری کارهای شاخص شان را آوردم و این قضیه هم مربوط می شود به سالهای 70 به بعد  تا تقریبا 7، 8 سال پیش که چاپ شد. بعد هم این کتاب قرار شد ویراستاری شود درست باشد. من به هوای این که این کارها را ناشر انجام می دهد بودم که متأسفانه نکرد و همین باعث شد که کتاب زیاد دلچسب من نباشد به همین خاطر تحقیق هم رویش نکردم خیلی اشکالات داشت. <br />
<br />
اسم کتاب این نبوده است، اسم کتاب <span style="font-weight: bold;">دنیای بی آفتاب</span> بوده است و من نمی دانم چرا ناشر اسم این کتاب را عوض کرده است. من اسامی گویندگان را تا آن سال داشتم و البته تعدادی هم بعدا اضافه شدند که آنها را هم دارم. البته ناشر رضایت نمی دهد و گرنه تصمیم دارم در چاپ دوم  کمی تغییرات بدهم. کمی اضافات خواهد داشت. عکسها رنگی می شوند . من برای این کتاب زحمت زیادی کشیده ام ، جمله به جمله آنرا از روزنامه ها و مجلات جمع آوری می کردم. حتی از خانم گوینده ای خواهش کردم تا مشخصاتش را بگوید اما نمی گفت وبعد در روزنامه ای که لای آن سبزی پیچیده شده بود مصاحبه ای از او پیدا کردم.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472355161.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14472355161.jpg]" /><br />
<br />
روزنامه را به همان صورت نزدش بردم و نشانش دادم و گفتم من تصمیم دارم شما را ببرم داخل کتاب . به خانه های مردم می روی و مشهور می شوید. با روزنامه ای مصاحبه می کنید که آخرش در آن سبزی می پیچند و من آنرا در آشغالها پیدا کردم. اکنون او آمریکاست. من اینگونه به دنبال جمع آوری اطلاعات برای این کتاب بودم، وگرنه ادعای نویسندگی ندارم. حتی از عنوان تدوین و جمع آوری بجای نویسندگی استفاده نمودم. من چیزهایی که گویندگان می گفتند و من می دیدم بدرد می خورد را یادداشت کردم و شد کتاب گویندگی. بیشتر مطالب را نیز از روزنامه ها جمع آوری کردم . از آنان عکس گرفتم و تا حدی که درتوانم بوده تلاش کردم. زیرا کسی همکاری نمی کرد.<br />
<br />
خودم راضی نیستم اما مشتاقان زیادی دارد. حتی برخی از دوستان برای طرح روی جلد ازشهرستانها برایم طرح فرستادند و به آنها گفتم اگر خدا بخواهد برای چاپ دوم از آنها استفاده می کنم. این کتاب تاریخ دوبله است و افتخارم این است که از پاکستان با من تماس گرفتند و به من گفتند که در دانشگاه می خواهند درباره دوبله ایران بحث کنند و از من اجازه خواستند که از روی کتاب کپی بگیرند و از آن استفاده کنند. و باز افتخار می کنم که از آمریکا کسی با من تماس گرفت و گفت در بزرگترین کتابفروشی آمریکاست و کتاب شما پشت ویترین این کتابفروشی هست. یعنی این کتاب اینقدر در آنجا جذاب است. <br />
<br />
چندی پیش از صدا و سیما یک کتاب به من دادند. من آنرا خواندم و دیدم همان حرفهای من است . من آنها را 25 سال پیش نوشتم و حالا همانها را خانمی درآمریکا نوشته است که برایم جذاب بود و به آنها گفتم من این حرفها را 25 سال پیش نوشتم. الان با کمی جابجا کردن درباره دوبله کتابهای جدیدی نوشته می شود. البته اشکالی ندارد چون من دنبال هیاهو نیستم . در یکی از کتابهای معروف که دو جلد هم چاپ شده است حتی اسمی هم از من برده نشده است. عشق من اینست که کار گویندگی از بین نرود. نسل جوان باید ضمن آشنایی با گویندگی با آن آشتی کند. من پیشنهاد داده ام در دانشگاهها گویندگی بعنوان واحد درسی ارائه گردد. من بسیار پیگیر این موضوع هستم و انشالله این اتفاق خواهد افتاد. مردم باید بدانند که گویندگی چیری نیست که ما می بینیم.<br />
<br />
<span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">ارتباط شما با مدیر دوبلازهایی مانند هوشنگ لطیف پور - مرحوم کسمایی و شرافت چگونه بوده است؟</span></span><br />
<br />
من با مرحوم <span style="font-weight: bold;">کسمایی </span>اصلا کار نکردم. متأسفانه این کار گاهی بصورت باندی هدایت می شود. ایشان با عده خاصی کار میکردند که معمولا دربیرون فعالیت داشتند و در تلویزیون زیاد نبودند. ولی با مرحوم <span style="font-weight: bold;">شرافت </span>چند فیلم کار کردم ایشان به من خیلی اعتقاد داشتند اما با آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>خیلی کار کردم. من هرچه دارم از آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور</span> دارم.ایشان استاد من بودند وقتی هم از ایشان تقدیرشد خودم یک لوح یاد بود برایش بردم و از ایشان تجلیل کردم. زیرا بنظر من مدیر دوبلاژ واقعی <span style="font-weight: bold;">هوشنگ لطیف پور</span> بود. هرچند مرحوم <span style="font-weight: bold;">شرافت </span>هم خوب و با سواد بودند. فرهنگ این کار را داشتند. البته بقیه مدیر دوبلاژها هم خوب بودند اما من با آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>بیشتر کارکردم. آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>وقتی <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی </span>را کارمیکردند مرا دعوت بکار نمودند و نقش <span style="font-weight: bold;">والت دیرنی</span> را من می گفتم. ایشان با شجاعت تمام نقشهای بزرگی را به من دادند.<br />
<br />
ایشان اولین نقشی را که به من دادند در فیلم <span style="font-weight: bold;">همسایه خوب سام</span> بود که  <span style="font-weight: bold;">جک لمون</span> در آن بازی می کرد. آنجا بود که با نوذری آشنا شدم. از آنجا که ایشان علاقه زیادی به من داشتند بعداز مدتی <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی</span> را رها کردند و به من گفتند آنرا ادامه بده و من سالها مدیر دوبلاژ <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی</span> بودم. از نظر من آقای<span style="font-weight: bold;"> لطیف پور </span>اسطوره دوبله هستند.<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14518420101.jpg" width="650" height="487" border="0" alt="[تصویر: 14518420101.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">شما مدتی بکار گویندگی اخبار مشغول بودید. چرا آنرا ادامه ندادید؟</span></span><br />
 <br />
<br />
من بازنشسته شدم و تا زمانیکه بازنشست نشده بودم آنرا ادامه می دادم. خبر خواندن کار ساده ای نیست. ما فقط ظاهر آنرا می بینیم. در خبر باید زندگی جریان داشته باشد. شما وقتی در رادیو یا تلویزیون گویندگی می کنیدباید گفتار شما اثر داشته باشد. الان کدامش اثر دارد؟ هیچی ، چون گویندگی درست نیست. اگر گویندگی درست باشد اثر گذار خواهدبود. حتی بدترین مطلب هم اثر گذار می شود.<br />
<br />
یک مثال می زنم. شما باید مالیات بدهید. در ذات بشر دادن چنین پولهایی سخت است. حالا اگر یک گوینده ای بیاید بگوید مالیات بدهید و آنرا خیلی خوب و با فرمی بگوید که اثر بگذارد شما مالیات را با میل می دهید. گویندگی فقط به شکل و شمایل و تصویر نیست. هفتاد درصد گویندگی به بیان است. بیان باید اثرگذار باشد. باید درست باشد. تقلیدی نباشد. گوینده باید همه حروف را درست بیان کند. باید در بیانش صداقت داشته باشد. اوایل انقلاب که من گویندگی می کردم پیامهای امام را من می خواندم. من با قرآن آشنایی داشتم. وارد بودم . غلط نمی خواندم. الان سوای فارسی ، عربی را هم غلط می خوانند.<br />
<br />
تا زمانیکه بودم اخبار را می خواندم. تا اینکه بازنشست شدم. البته زودتر از موعد بازنشست شدم. دلایلش هم زیاد بود. خیلی فعالیت می کردم . خسته شده بودم. ضمنا" در حال نوشتن کتاب هم بودم. مدیر وقت صدا و سیما اقای <span style="font-weight: bold;">هاشمی </span>بودند. ایشان مدیر روشنی بودند و نمی گذاشتند من بازنشست شوم و می گفتند تو سرمایه اینکار هستی و من هم قول دادم که همکاری خود را ادامه بدهم. همین همکاری باعث شد تا اولین دوره گویندگی را در <span style="font-weight: bold;">زیبا کنار </span>شمال برگزار نمایم. از آن کلاس گویندگان و خبرنگاران زیادی بیرون آمدند. بعضی از آنها مدیر شدند. بعضیها الان بازنشست شده اند و بعضی هم هنوز مشغول بکارند.<br />
<br />
البته الان ماشاالله کلاسهای گویندگی زیادی برگزار می شود. طرف خودش نمی تواند حرف بزند، کلاس گویندگی هم گذاشته است. درست مثل این است که کسی پا ندارد آنوقت کلاس فوتبال هم می گذارد. من بارها هنرجویانی را دیده ام که حتی الفبای فارسی را درست بلد نیستند. 32 حرف الفبا را نمی دانند. ما با این حروف زندگی می کنیم. تمام کار ما این 32 حرف است. گوینده خوب کسی است که این 32 حرف را بتواند درست و کامل بگوید. وقتی کسی حروف را درست بگوید کلمه را درست میگوید. کسی که کلمه را درست بگوید جمله را درست می گوید. دیگرکسی نمی تواند به کار او ایراد بگیرد. آنوقت به گویندگی او گوش می دهیم و به حرفش عمل می کنیم.<br />
<br />
الان 20 کانال تلویزیونی مرتب در حال حرف زدن هستند. اما چه کسی به این حرفها عمل می کند؟ زمانی میتوان به این حرفها عمل کرد که گوینده بیانش درست باشد. یک گوینده خوب بدترین مطالب را می تواند به بهترین نحو بیان کند مشروط بر آنکه باعلم این کار آشنا باشد. متأسفانه بسیاری با علم این کار آشنا نیستند. هنرجو آمده است و می گوید من از صدای خودم بدم می آید و می خواهد گوینده هم بشود. اولین مرحله این کار اینست که گوینده باید خودش از صدای خودش خوشش بیاید.<br />
<br />
گوینده باید بکارش مسلط باشد. حتی آواز بخواند . قرآن بخواند. دهان بلندگوی انسان است. من 2 ساعت و 45 دقیقه به تنهایی و یک نفس خبر خوانده ام. گویندگان فعلی برای چنین منظوری امروز به نفس نفس می افتند. کدامیک از اجراهای امروزی درست است؟ همین <span style="font-weight: bold;">برنامه 90 </span>، فقط بخاطر فوتبال و مسابقاتش وجوایزش جوانان طرفدارش هستند. از اول تا اخرش با اِ و بله می گذارد. ما در قدیم اگر توپوق میزدیم 5 تومن جریمه می شدیم.کار خوبی هم میکردند . همین موضوع باعث میگردید که تمام وجودم دراختیار گویندگی قرار بگیرد. الآن گویندگان بی خیال هستند. کسی هم به توپوق هایشان توجه نمی کند.<br />
<br />
اینها ضعف هستند. الآن رادیوها و تلویزیونها همه جا روشن هستند.اما چه کسی گوش می کند؟ مگر چیزی که در آن منفعتی داشته باشد. دیگر جذابیتی ندارند. مثل فیلمهایی که پخش می شوند. البته موضوع فیلمهای هیجانی فرق دارد. کارگردان یکسال زحمت می کشد و یک فیلم می سازدبعد ما می خواهیم در دو ساعت زحمت او را گویندگی کنیم. پس باید جوری گویندگی کنیم که مردم بپذیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">از گویندگان قدیمی کدامیک از نظر شما شاخص بودند؟</span></span><br />
 <br />
همه گویندگان قدیمی تقریبا خوب بودند. اما بعضیها صدای رادیو فونیک داشتند.یعنی صدایشان جذابیت داشت. اثرگذار بود. مثل <span style="font-weight: bold;">اسدالله پیمان</span> - <span style="font-weight: bold;">سجادی </span>- <span style="font-weight: bold;">تقی روحانی</span> . اینها اوج بودند. نظیرشان دیگر نمی آید. یک گوینده خوب حکومتها را عوض می کند. چرا یک بچه سه ساله عاشق <span style="font-weight: bold;">هیتلر </span>می شود؟ هیتلر جادوگر نبود. این بیانش بود که جادو می کرد.آدمهای بزرگ حتی هنرپیشه ها ، هرکدامشان که بیانشان خوب بود موفق تر ظاهر شدند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">توصیفیان</span> -<span style="font-weight: bold;"> ایرج گرگین </span>- <span style="font-weight: bold;">مرتضی اخوت </span>. اینها رادیویی بودند. عظمت داشتند. اعتماد به نفس بالایی داشتند. من در کتابم هم به این موضوع اشاره داشته ام گویندگی دو چیز است 1 - اعتماد به نفس 2 - خدمت. گوینده توپوق هم باید بزند اما اعتماد به نفس هم داشته باشد. نباید اگر یکبار توپوق زد دیگر برود و دور گویندگی را خط بکشد. گوینده خوب باید صدایش با شخصیتش مخلوط شود و یک شخصیت جدید بسازد. تمام اشکال ما این است که گویندگان ما 30 سال راهی را رفته اند که دیگر نمی توانندبرگردند و در همانجا در حال درجا زدن هستند.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472356521.jpg" width="239" height="171" border="0" alt="[تصویر: 14472356521.jpg]" />  <img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472378031.jpg" width="213" height="186" border="0" alt="[تصویر: 14472378031.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">توصیفیان و روحانی (از بهترین گویندگان خبر رادیو و تلویزیون در پیش از انقلاب از نظر صدا و اجرا)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">(پایان قسمت اول )</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #ff3333;">(این مصاحبه بصورت اختصاصی توسط سایت <span style="font-weight: bold;">انجمن سینما کلاسیک</span> انجام پذیرفته است و انعکاس آن در سایر سایتها مشروط بر ذکر لینک منبع بلامانع است.)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">(قسمت اول )</span></span><br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #993333;">دوشنبه 10 آبان 1394</span></span><br />
<br />
در یک بعد ازظهر بارانی به منزل استاد رسیدم. به اتاق کار ایشان راهنمایی شدم.<span style="font-weight: bold;"> اکبر منانی</span>، مردی که سالها با صدایش زندگی کرده بودم در حالی که از عارضه کمر درد خانه نشین شده مشغول حل جدول بود.به گرمی از من استقبال کرد. یک اتاق کوچک با میز و صندلی باضافه دی وی دی پلیر و تلویزیون.<br />
صحبت های استاد به قدری شیرین بود که مصاحبه بیشتر به یک صحبت خودمانی تبدیل شد.دور میز کار استاد نشستیم.<br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">لطفا از بیوگرافی خودتان بگویید و این که چطور شد از اصفهان به تهران آمدید</span></span><br />
<br />
<br />
 <br />
به هر حال تهران در گذشته مرکز همه چیز بود، بخصوص کار های هنری. من خیلی علاقه مند بودم که در آغاز هنرپیشه بشوم. در مدرسه هم مثل همۀ جوان‌ها کارهای نمایش می کردیم برنامه های مذهبی صبح را انجام می دادیم. از آنجا شروع شد.<br />
<br />
بعد هم همین علاقه باعث شد ادامه دهم. آنجا موقعیت نبود. من در خیلی جاها امتحان می‌دادم بعد از دیپلم و قبول هم می شدم. خوشبختانه درس هایم بد نبود ولی خب، عشقم این طرف بود. خیلی دوست داشتم بیایم رادیو. آمدم دوره هنرپیشگی، نشد. حتی دوره کارگردانی دانشگاه را هم مدتی رفتم و اواسط کار به علت کثرت کار رها کردم. بعد اتفاقی شد.<br />
<br />
من یک روز دیدم گوینده  می گیرند در رادیو، رفتیم امتحان دادیم. خیلی ها بودند هزاران نفر بودند که دوتا گوینده یک مرد و یک زن می خواستند و حالا از اتفاق روزگار یا هرچیزی بود نمی دانم من جزو آنها شدم، قبول شدم، یعنی جزو صد نفر اول. البته هفت خوان رستم بود. از آنجا یکی یکی آمدیم جلو تا بالاخره در پایان کار دوتا، من و یک خانم به اسم خانم <span style="font-weight: bold;">امیرمعز</span> بود فکر کنم، ما دونفر قبول شدیم. که البته مدتها، یکی دو سال طول کشید. من پشت در رادیو بودم هر روز تماشا می کردم، تمرین می کردم و خب، کار شروع نمی شد تا این که بالاخره شط باز شد و  به واقع یک شب که اولین بارهم بود داشت اجرا می شد در قبل از انقلاب من وارد این کار شدم بعد ما راه شب را از آنجا شروع کردیم. <br />
<br />
برنامه ای بود به اسم <span style="font-weight: bold;">برنامه 27000 </span> به مردم کمک می کرد. هرکس مشکلی داشت تلفن می زد به  ما و ما توی رادیو کمک می خواستیم حالا چه بیمارستان چه... خلاصه از آنجا شروع شد. یک روز هم یکی دوتا تآتر بازی کردیم با بچه ها در تلویزیون قدیم.  روزی هم بچه ها گفتند جایی دوبله هست. کسی هم نمی دانست دوبله چیست؟ ما هم نمی دانستیم. خلاصه به اتفاق رفتیم وارد یک استودیویی شدیم. سی چهل نفر بودیم. گفتند همه تان بیایید همه‌مان نشستیم. <br />
<br />
خلاصه بگویم بقیه همه رفتند و تنها کسی که توی این حرفه ماند من بودم.  همان زمان شب ها رادیو بودم روزها هم کار دوبله را شروع کردم. از الف ب بسم الله دوبله شروع کردیم و تا اینجا ادامه پیدا کرد. اتفاقی بود، واقعا می توانم بگویم اتفاقی بود. علاقه داشتم ولی نه آنچنان. دوست داشتم بروم رادیو هنر پیشه بشوم ولی آمدم این طرف ضمن این که در آنجا هم امتحان‌هایی دادم، خیلی امتحان دادم و موفق هم بودم ولی شرایط جوری بود که نمی گذاشتند هرکسی برود و هر کسی وارد شود، چون من خیلی تیپ های مختلفی می گفتم، بعضی ها هم ناراحت می شدند . همیشه اینطوری بوده است. <br />
<br />
 رقیب را هیچوقت کسی دوست ندارد بالطبع. بعد استودیویی بود در وصال شیرازی مرحوم <span style="font-weight: bold;">نوذری </span>آنجا را گرفته بود با یک عده ای کارهای تلویزیونی می کردند. ما آنجا هم حاضر شدیم. برای اولین بار کارهای تلویزیونی می کردند ما آنجا آنگاژه شدیم. آنگاژه هم به این صورت بود که ماهیانه پول می گرفتیم با این که خیلی کم بود ولی آنگاژه این خاصیت را داشت که روی کار من اثر داشت چون خیلی آنجا حرف می زدم هر روز سه تا چهار تا سالن حرف می زدم تمام نقش های مختلف اول و دوم و همین باعث شد من در کارم ترقی کنم .همین. اتفاقی بود ما وارد شدیم همین اتفاق تبدیل به عشق و علاقه شد که من 24 ساعت هم تو کار دوبله مشغول فعالیت بودم و شب ها هم که توی رادیو بودم و خواب هم که نداشتم. <br />
<br />
خوابم همین لحظاتی بود که تو ماشین بودم این هم اتفاقی شد من وارد کار گویندگی شدم ولی خیلی تمرین کردم و تحقیق کردم .هر جا هر نکته ای هرکس می گفت تو کتاب می‌نوشتم. البته کتابی ننوشتم، جمع آوری آن چیزهایی بود که از افراد به دست می آوردم. آنها را جمع کردم به صورت یک کتاب جزوه چاپ کردم به اسم «<span style="font-weight: bold;">گویندگی در صدا و سیما</span>». جزوه کوچکی است برای جوان ها، آن ها که میخواهند صدای خوبی داشته باشند، صدای رسایی داشته باشند، البته اگر همت و توانش را داشته باشند، چون خیلی باید تمرین کنند تا به اوج برسند. <br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">چه رابطه ای بین دنیای رادیو و دنیای دوبله هست؟</span></span><br />
<br />
<br />
من اعتقادم این است که گویندگی هیچ فرقی نمی کند. گوینده یعنی این که همه کاری بتواند بکند. گوینده وقتی گوینده است همه جا  بتواند گویندگی کند. رادیو تلویزیون دوبله تآتر. اولین علم دنیا گویندگی است به نظر من، و من متأسفم که الان چرا در دانشگاه‌های ما، مدارس ما این علم را کنار گذاشته اند. الان شما تمام گویندگی هایی را که می بینید، توی قسمت های مختلف می بینید که چقدر ضعیف است. خیلی ها تلویزیون را نگاه نمی کنند. اگر یک گوینده خوب باشد من معتقدم نگاه می کنند، حتی بدترین برنامه هم  که باشد وقتی گوینده خوب باشد،صمیمی باشد، خوب حرف بزند، مطمئناً تماشا می کنند.<br />
<br />
الان بزرگ ترین اشکال ما چه در رادیو چه در تلویزیون گویندگی است. هرکس هر جوری دلش بخواهد گویندگی می کند. گویندگی علم است، صنعت است، هنراست، فن است آن را باید یادگرفت. یادگرفتنش هم خیلی سخت است. البته من اخیرا در یک برنامه پیشنهادی دادم. گفتم گویندگی را باید از بچگی یاد گرفت. این را من اینجا توضیح میدهم برای آن کسانی که می بینند، تا با بچه هایشان، با بچه های کوچکشان از بچگی درست حرف بزنند. نه این که بخواهند شیرینش کنند و فرم دیگری با بچه حرف بزنند. خوب بچه همان را یاد میگیرد. بچه بزرگ میشود، وقتی که بزرگ شد آن حالتها مانده. توی صدایش میماند ولی اگر از بچگی با بچه درست حرف بزنیم، سالم حرف بزنیم، صحیح حرف بزنیم، جملات، کلمات را درست بگوییم بچه یاد می گیرد، عادت می کند ولی شما الان ببینید: <br />
<br />
ورزشکار، قهرمان،سیاسی، غیر سیاسی، دولتی، هرکس حرف می زند شما وقتی گوش کنید، اگر فنی گوش کنید همه اشکال دارند. حد اقل هرکدامشان 10 تا 15 تا حرف را درست نمی توانند ادا کنند. سین شین های شان می زند، جیم نمی توانند بگویند، چ نمی توانند بگویند، و متأسفانه الان گوینده های بزرگ ما هم این اشکال را پیدا کرده اند. خیلی از حروفشان عوض شده. من تمام تلاشم این بوده که این اتفاق نیفتد دلیلش هم این است که با این حساب زبان ما دارد از بین میرود. <br />
<br />
برای اینکه وقتی دال میشود ت، میگوید میکنت، میروت. یا جیم را چ می گویند البته بعضی ها هم لهجه دارند. اما مشکل این است که اینها می خواهند یک جوری بیان را شیرین کنند بعضی کلمات، بعضی حرف ها را عوض می کنند. بعضی ها دیدید سوت می زنند میگویند سین شینش می زند، و این اشکال است، اذیت کن است. روی گوش اثر میگذارد، روی مخاطب اثر بد میگذارد، ولی صدا وقتی طبیعی باشد نه کسی تقلیدش را می تواند بکند نه هیچی. این است که این مشکلات هست و من امیدوارم واگر خدا بخواهد دارم تمام تلاشم را می کنم که اصلا گویندگی در دانشگاه ها تدریس بشود. <br />
اساتید هستند. کسانی که واردند. این کار دارد ازبین می رود و من دلم می سوزد. یک وقتی دوبله ما می دانید در دنیا اول بوده الان آخر هم نیست چون اصلا دوبله ای نیست. این دوبله نیست، روزنامه خوانی است، کتاب خوانی است. <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بزن در رو؟</span></span><br />
 <br />
واقعاً. و تأسف‌بار است. من هم یک آدم تنها هستم و هیچ کاری نمی توانم بکنم، ولی چنین برنامه هایی هم که پیش می آید گاهی واقعاً التماس میکنم که نگذارید این حرفه از بین برود. گفتم حرفه گویندگی اولین حرفۀ دنیا بوده و باتمرین و تلاش هم آدم می تواند خودش را درست کند ولی متأسفانه کمتر کسی پیدا میشود که این تلاش را داشته باشد و این فعالیت را بکند تا بتواند صدا داشته باشد. <br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">جناب منانی صدای شماانعطاف زیادی دارد از بم ترین صدا ها تا زیرترینش. این انعطافی که توی صدای شما هست حاصل چه تمرین هایی بوده؟</span></span><br />
 <br />
خب ببینید من گفتم. یک اشتباهی که شده این است که گویندگی الان با حرف زدن یکی شده. من معتقدم همه حرف می زنند. وقتی اسمش گویندگی شد یک چیز دیگر است. این یک چیز توی ذات آدمهاست، البته تمرین مؤثراست، نمی خواهم بگویم نیست، ولی یک چیزهایی هست که بیشتر توی ذات خود آدم هاست، توی شخصیت خود آدم هاست، ضمن این که تمرین هم لازم دارد.<br />
<br />
 بله من هم خودم صدای خیلی بدی داشتم، اقرار می کنم که واقعا" صدای بسیار ناهنجار و بدی داشتم. خیلی ها همان اول که میخواستم گوینده شوم میگفتند «آقا دوبلور شده می خواهد برود گوینده بشود»، حالا با آن کلماتی که می گفتند. ولی من وقتی رفتم، دیدم که می شود. آدم باید بخواهد. وقتی آدم بخواهد هرچیزی توی زندگی می آید. من توی کتابم مثال زدم که بزرگ ترین ناطق عالم <span style="font-weight: bold;">دموستن </span>بوده، ایشان اصلاً نمی توانسته است حرف بزند، لکنت داشته. می رود خود کشی کند. کنار آب می نشیند، با آب حرف می زند، از غم وغصه هایش می گوید، می بیند آب اذیتش نمی کند، عادت میشود، هر روز می آمده با این دریا حرف می زده. بعد میشود بزرگ ترین خطیب. این می رساند که تمرین خیلی مهم است . <br />
<br />
خیلی های دیگرهم بودند. هنری ، هنرپیشه معروف یکی از آن ها بوده بعد این ها میشوند بزرگ ترین ناطق ها. من یک چیزی برای شما بگویم خیلی جالب است. بزرگ ترین هنرپیشه های فعلی  در آمریکا و اروپا اول  گوینده بوده اند. از گویندگی شروع کردند. ولی خوب یک چیزهایی هم داشتند. ادامه دادند،خودمان هم داشتیم، خیلی ها آمدند گوینده شوند، نشدند. بعد رفتند هنرپیشه شدند، ولی آن مایه را هم نداشتند که در گویندگی بمانند، چون اگر داشتند می ماندند. ولی رفتند هنرپیشه شدند، آنجا موفق هم بودند. <br />
<br />
یکی از آنها  مرحوم <span style="font-weight: bold;">خسروشکیبایی</span>. خیلی های دیگر هم بودند. متأسفانه الان تنها چیزی که مطرح نیست گویندگی است. ولی من می گویم گویندگی مقداری توی ذات آدم باید باشد و تمرین می خواهد. من آدم هایی را که می دیدم، تیپ هایی را که میدیدم تمرین می کردم.  من هنوز در این سن هفتاد و پنج سالگی توی ماشین تمرین می کنم، اگر تمرین نمی کردم الان این صدا را نداشتم . تیپ هایم هم ساختگی هستند. من در مورد همین <span style="font-weight: bold;">گالیور </span>بگویم، توی کتاب هم بهش اشاره کردم که اصلاً این تیپ چرا آمد.<br />
<br />
من بچه بودم یک گدایی می آمد در خانه ما و مادرم خدا رحمتش کند ما را می ترساند. شیطونی می کردیم،می ترساند ما را، می گفت که بابا گدا می آید می بردت ،این می آمد پشت در می گفت « بده در راه خدا »، این جوری می گفت من هم وحشت می کردم، کوچک بودم، این توی ذهن من بود. زمانی که من این <span style="font-weight: bold;">گالیور </span>را دیدم، یادم آمد اوهم عین همین قیافه یک همچین حالتی داشت، ولی خب، بزرگ بود.<br />
 <br />
من این صدا را گذاشتم روی این. اصلاً این هم نبود این تیپ نبود یکی دوبار گفتم «می دونم» بچه ها می خندیدند. هنر این کار اینجاست. من وقتی می دیدم اطرافیانم خوششان می آید از این تکیه کلامی که من می گویم تکرار کردم و بعد دیدم بیرون هم خیلی مؤثر جا افتاده. یا فرض کنید <span style="font-weight: bold;">زبل خان</span> ما اگر این را اسم گذاشتیم رویش این اصلا" صدایی نداشت فیلم های اصلیش فیلمی بود مال اروپای شرقی یک چیزی بود این ور و آن ور می پرید من همین جوری وقتی این می پرید این ور می گفتم «زبل خان این جا» می پرید آن ور می گفتم «زبل خان آنجا» من دیدم بچه ها خوششان می آید، لبخند می زنند، زیرکی کار این هاست، من از همین ها می گرفتم. <br />
<br />
در کار دوبله و نقش آفرینی آدم باید نگاه کند. ساخته شود. خیلی سخت است. الان این طور نیست البته . الان هر کس می نشیند با صدای خودش نقش را می گوید. من در مورد پوآرو چون صحبت تیپ سازی هست بگویم. بجای پوآرو خیلی ها تست دادند حالا نمی خواهم اسم بیاورم خیلی ها هم گفتند ولی نشد . مرحوم <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>که آمد خدا رحمتشان کند اعتقاد خاصی به من داشت همیشه در مورد من می گفت این آکتور گویندگی است. وقتی که این فیلم را دید ، خیلی هم رویش حساسیت داشتند آن زمان. چون قصه مال <span style="font-weight: bold;">آگاتا کریستی</span> بود، هنرمند بزرگی، یک شکسپیرین در آن بازی می کرد. من گفتم باید ببینم، رفتم دنبال این.<br />
<br />
اولین کاری که کردم رفتم دنبال شخصیت <span style="font-weight: bold;">دیوید سوشه </span>دیدم او شش ماه رفته است بین مرز فرانسه و بلژیک و تمرین آن لهجه فرانسه- بلژیکی را کرده است. یا سه ماه تمرین راه رفتن و حرکات را کرده است. یک مقداری با کتاب های<span style="font-weight: bold;"> آگاتا کریستی</span> ور رفتم چندتایی را خواندم. بعد فیلم را دوسه بار گذاشتم دیدم. حالات و رفتار او را گرفتم توی بیان و این تیپ را ساختم. روز اول هم که گفتم خودم راضی نبودم ولی دیدم همه استقبال کردند و می گفتند مثل این که خودش است ! دارد فارسی حرف می زند. شما می دانید که این فیلم را در انگلیس هم دوبله کردند و آنجا خیلی از کسانی که آن را می دیدند اعتراض کرده بودند .<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472360111.jpg" width="463" height="250" border="0" alt="[تصویر: 14472360111.jpg]" /><br />
<br />
یادم هست شبی خانمی در مورد گوینده سریال پرسید گفتند والله گوینده این نقش ایران است. ما هم دوست داشتیم که بیاید و نقش را بگوید ولی نیامد. منظور این هست که بیخودی نبود. تیپ وقتی ساخته می شود که رویش کار شود. حالا یک تیپی ساخته می شود کسی می آید آن را می گوید بعد این تکرار می شود و در ذهن ها باقی می ماند ولی اغلب تیپ سازی ها مال مردم است یعنی توی اجتماع ما همین تیپ ها هستند. ما باید بگردیم پیدا کنیم. و این ها را در حافظه نگه داریم و زمانی که می خواهیم در فیلمی جای نقشی صحبت کنیم از آن ها استفاده کنیم.<br />
<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">چه تیپ هایی را شما صحبت کردید؟</span></span><br />
<br />
<br />
من در یک فیلم سینمایی بجای یک موش حرف زدم. خود بزرگان دوبله آن زمان حیران شده بودند. خیلی از این ها بوده که من داشتم. چند تا نقش بوده که من زیاد گفتم یکی موش بوده. توی صبح جمعه نقش یک بچه با نمک بود به اسم <span style="font-weight: bold;">فلفلی. </span>من در اولین کار انیمیشنم هم بجای بچه با همین صدا حرف می زدم در فیلمی بود به اسم <span style="font-weight: bold;">کیمبا</span>. تا جایی که یادم است اولین کارتونی بود که من صحبت می کردم. بعد ها از روی آن کارهای زیادی ساخته شد مثل <span style="font-weight: bold;">شیر شاه</span>. ولی اولش همین کارتون <span style="font-weight: bold;">کیمبا </span>بود.<br />
<br />
یک آهو بود که من نقش آن را می گفتم و خانم <span style="font-weight: bold;">امیریان </span>که نقش <span style="font-weight: bold;">کیمبا </span>را می گفت. ایشان هم تازه امده بود و بچه بود. این داستان مال خیلی وقت پیش است حدود 40، 50 سال پیش که ما به جای این ها از آنجا شروع کردیم به تیپ گویی. بعد دیگر، تیپ های مختلف، مثلا <span style="font-weight: bold;">عصر حجر</span> بود من بجای <span style="font-weight: bold;">بارنی </span>حرف می زدم. من شخصیت این ها را می دیدم یک خورده با آن ها کار می کردم البته کمک اطرافیان هم بود که مثلا این خوب است یا این جایش را این طوری بگو و همین ها توی ذهن می ماند و تیپ ها ساخته می شد. تیپ سازی یک چیز شخصی است اما تقلید نباید باشد من خودم هم این کار را کرده ام. این اشتباه را داشتم. مثلا بجای <span style="font-weight: bold;">چیچو </span>من خودم گفتم. سعی کردم مثل گوینده اش صحبت کنم چون باید آن طور گفته می شد ولی خودم راضی نبودم.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بجای چه هنر پیشه هایی صحبت کرده اید؟</span></span><br />
<br />
 <br />
تقریبا هیچ هنر پیشه خارجی نبوده که من بجایش حرف نزده باشم . تقریبا بجای همه شان گفته ام هر کسی که فکر کنید. هر نقشی. در داخل هم، نه این که علاقه نداشته باشم، چون من در تلویزیون بودم و آنگاژه بودم یعنی نمی توانستیم بیرون برویم مگر این که مثلاً فرض کنید یک اتفاقاتی می افتاد اوقات بیکاری بود یا یک روز کار نبود یا برنامه خاصی بود تیپ های خاصی بود می رفتم. چند فیلم فارسی هم مربوط به گذشته خودم دوبله کردم مثل شب بیست و نهم و تعدادی سریال بود ولی ما بیشتر در کار تلویزیونی بودیم .<br />
<br />
من به خصوص درقبل از انقلاب تمام نقش های اصلی فیلم ها را می گفتم در نتیجه فرصتی نداشتم که به کار دیگری برسم. فقط گاهی در آن زمان می رفتم آگهی می گفتم که آن را هم فرض کنید موقع ناهار می رفتم یا مثلا دیر وقت شب. بیشتر این طوری بوده است. من این قدر زمان کم داشتم که متأسفانه دانشگاه را هم رهاکردم با این که شاگرد اول بودم با این که بورسیه شاملم می شد. خیلی امتیازات داشتم چون هم درس هایم خوب بود هم بیانم. <br />
<br />
هر استادی که کاری داشت به من مراجعه می کرد. این بود که خیلی موفق بودم ولی متأسفانه به خاطر همین حجم کار که خیلی زیاد بود و من خیلی درگیر بودم یعنی هم می نوشتم هم رادیو می رفتم. قبلا هم گفتم فکر نمی کنم هیچ کس به اندازه من در دنیا کار کرده باشد. من بیست سال شب نخوابیدم. فقط وقتی پشت میکروفون بودم 5 دقیقه، 10 دقیقه که استراحت بود می خوابیدم هرکس که از من پرسیده که چقدر کار کرده ای؟ گفتم من 200 سال کار کردم برای این که من در این مدت 24 ساعت کار کردم از سال 38 الان نزدیک 57 سال است که در این کارم و واقعا 24 ساعت کار کردم. لحظات بیکاری هم اگر توان داشتم چیز هایی یاد داشت می کردم. الان هم هر وقت بشود جدول حل می کنم برای اینکه دچار فراموشی نشوم . همه عشقم هم این است که گویندگی از بین نرود و نسل جوان ماواقعا گوینده های درست بار بیایند.<br />
 <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">تعدادی از نقش هایتان رابرایمان بگویید</span></span><br />
 <br />
در سریال <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی </span>که 17 سال طول کشید و هفته ای 4 قسمت پخش می شدنقش اول را می گفتم. آقای <span style="font-weight: bold;">دکتر هورتون</span>. که هنر پیشه آن <span style="font-weight: bold;">لئونارد مک ری</span> بود که هنر پیشه معروف آن زمان بود. نقش اول <span style="font-weight: bold;">بالاتر از خطر </span>بود<span style="font-weight: bold;"> پیتر گریوز</span> که نقش اصلی سریال بود. در <span style="font-weight: bold;">پیشتازان فضا</span> نقش اصلی، <span style="font-weight: bold;">لئونارد نیموی</span> – که چند وقت پیش فوت کرد -  <span style="font-weight: bold;">آقای اسپایک</span>. اولین آدم آهنی در کهکشان گفتم که برای اولین بار بود هنوز کسی نمی دانست که آدم آهنی چه جوری است؟ <br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472358121.jpg" width="269" height="207" border="0" alt="[تصویر: 14472358121.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">لئونارد نیموی در نقش آقای اسپایک در سریال پیشتازان فضا</span><br />
<br />
سریال <span style="font-weight: bold;">فراری </span>بود من نقش های کلیدی اش  را می گفتم. کلا نقش دکتر زیاد گفتم! سریالی بود به نام <span style="font-weight: bold;">صد سال دوم </span>داستان مردی بود که می رفت زیر برف بعد بیرون می آمد و نوه اش از خودش بزرگتر بود فکر کنم نامش <span style="font-weight: bold;">دکتر مورتون چیلی </span>بود. <span style="font-weight: bold;">دکتر لاولس</span> در <span style="font-weight: bold;">غرب وحشی</span>، <span style="font-weight: bold;">دکتر هورتون </span>در <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span>، سریال <span style="font-weight: bold;">پرستاران</span> نقش اصلی را می گفتم که 4، 5 سال طول کشید. چند وقت پیش هم دعوت کردند که من نرفتم .فیلم هایی که قبل از انقلاب من حرف زدم <span style="font-weight: bold;">بالاتر از خطر</span>، <span style="font-weight: bold;">پیشتازان فضا</span>، <span style="font-weight: bold;">کهکشان</span>، <span style="font-weight: bold;">فراری</span>، <span style="font-weight: bold;">فیلیپر </span>که <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">روزهای زندگی</span> ، <span style="font-weight: bold;">تابستان گرم و طولانی</span> که <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی </span>دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">کیمبا</span>، در دنیای والت دیزنی 12 سال بجای خود<span style="font-weight: bold;"> والت دیزنی </span>حرف زدم و توی کارتون ها و فیلمهایش خیلی نقش های مختلف گفتم.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472369261.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14472369261.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">سریال چاپارل </span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">غرب وحشی وحشی</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">قنبری </span>نقش اصلی را می گفتند، <span style="font-weight: bold;">ماشین زمان</span> یا <span style="font-weight: bold;">مسافران زمان</span> که آن وقت خیلی هم طرفدار داشت، <span style="font-weight: bold;">صد سال دوم </span>که آقای <span style="font-weight: bold;">طهماسب</span> دوبله می کرد که عرض کردم ، <span style="font-weight: bold;">عصر حجر، دختر شاه پریان، جزیره گیلیگان</span> که من و مرحوم <span style="font-weight: bold;">نوذری </span>با هم می گفتیم، <span style="font-weight: bold;">ویرجینیایی</span> بود که مدتی آقای <span style="font-weight: bold;">قنبری </span>دوبله می کرد و بعد خودم دوبله کردم.<span style="font-weight: bold;"> پری میسون</span>، <span style="font-weight: bold;">گرفتار </span>که آقای <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">مرد شش میلیون دلاری</span> نقش های زیادی برای آقای <span style="font-weight: bold;">مانی </span>گفتم، <span style="font-weight: bold;">گریف</span>، <span style="font-weight: bold;">خانواده هایدی</span>، <span style="font-weight: bold;">مک کلود</span>، <span style="font-weight: bold;">دنیای حرکت، بارتا، وودی وود پیکر، سوئیچ، ماکو و اسلحه، هامی و کامی، کوئینسی، داستان دهکده، راهب پرنده، پزشک محله، دارا و ندار، پدر عزیز، داستان پلیس، مامفی، تعقیب، کلمبو، فرستاده، سرزمین عجایب، افسونگر</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">خسرو شاهی</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">دلیران تنگستان</span> که آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور</span> دوبله می کرد، <span style="font-weight: bold;">تونل زمان، جولیا، دنیای وحشی وحشی، لنسر، روح کاپیتان کرک، حادثه جویان، خانه کوچک، زنبور عسل، تنسی تاکسیدو، دکتر گیلبرت، چاپارل، پدر عزیز، سبزیجات، دود اسلحه، پیتون پلیس، دنیا در جنگ، حس ششم، راز بقا، مک میلان و همسر، فرستاده، کارآگاه خصوصی، لئوناردو داوینچی، دکتر بن کیسی، سه کله پوک</span> که الان دوباره خودم مشغول دوبله آن هستم، <span style="font-weight: bold;">کارآگاه راکفورد، وکلای جوان، بی قرار</span>، و خیلی های دیگر.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472366001.jpg" width="255" height="221" border="0" alt="[تصویر: 14472366001.jpg]" /> <img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472367981.jpg" width="220" height="221" border="0" alt="[تصویر: 14472367981.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">سریال بالاتر از خطر - سریال فیلیپر<br />
</span><br />
<br />
این ها کارهایی بوده که در قبل از انقلاب دوبله کردم که من بعضی ها را نقش اصلی گفتم و بعضی ها را هم نقش های فرعی. تعداد فیلم هاییکه من حرف زدم اینقدر زیاد است که من فراموش کردم مثلا<span style="font-weight: bold;"> عمر مختار </span>من یادم نمی آمد که حرف زده ام ولی الان که شما گفتید یادم آمد که حرف زدم کارها اینقدر زیاد بوده که من خیلی هایشان را فراموش کرده ام . سریال <span style="font-weight: bold;">مورس</span>، <span style="font-weight: bold;">شرلوک هلمز</span>های جدید که کار بی بی سی است توی سری خیلی قدیمش هم من <span style="font-weight: bold;">دکتر واتسون</span> را می گفتم.<br />
یکی از کارهایی که دوست دارم در فیلم فارسی « <span style="font-weight: bold;">ملک سلیمان </span>» بوده است. نقش جادوگر را من گفتم که جایزه هم گرفت. توی جشنواره هم مجری گفت این جایزه را باید به گوینده نقش بدهند. من البته راضی نبودم. بعدا هم گفتم نباید این حرف را می زدی سه تا پلان می آید و می رود ولی شما ببین چی هست؟ تمام فیلم آن سه پلان است می گفتند وقتی این شروع به حرف زدن کرد سالن سینما به هم خورد. کارهای این جوری خیلی زیاد بوده اند ولی چون بیشتر تیپ است متوجه نمی شوند<br />
 <br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">از قسمت هایی از سریال پوآرو که در ایران – به هر دلیلی - دوبله نشد خبردارید که دوبله شده یا خیر؟</span></span><br />
 <br />
والله اطلاعی ندارم. فعلا در این شرایط بعید است که دوبله شود.<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">خیلی ها هم بعدا" ساخته شد</span></span><br />
<br />
بله. احتمالا بعدا" مجدد دوبله شودچون خیلی طرفدار دارد.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">نفش هایتان را خودتان انتخاب می کردید یا به اجبار مدیر دوبلاژ بوده است؟</span></span><br />
<br />
<br />
اصولا نقش به خود شخصیت بستگی داردشخصیتی که روی پرده میبینیم. البته کمتر اجرا می شود به ندرت دیدم کسی این کار را بکند. حالا یک کارهایی می شود ولی نه آن طور. دلیلش هم این است که در گذشته ما یک روز فیلم را می دیدیم بعد مدیر دوبلاژ نقش ها را معرفی می کرد. بعد از این که نقش ها معرفی می شد ما شب می آمدیم فکر می کردیم. من خودم اغلب این طوری بودم که من این را چه جوری بگویم چون من این را در ذهنم نگه می داشتم که چه طوری بگویم. <br />
<br />
اگر آدم معمولی بود که معمولی می گفتم ولی اگر یک حالات خاصی داشت مثلا یادم است سریال <span style="font-weight: bold;">24 </span>بود یک سزن آن را من می گفتم یک رئیس جمهور می گفتم . این رئیس جمهور گونه اش بالا آمده بود و صدایش می پیچید. کسی هم توجه نداشت ولی من خودم توی ضبط گونه ام را می گرفتم که حتی یکی از خانم های گوینده پرسید چرا به خودت نیشگون می گیری؟ گفتم شما خودتان باید بدانید. گفت نه یک چیزی هست. گفتم ببین این لپش این جاست. هنر گویندگی در همین است. <br />
<br />
من الان که می گویم این صدا خودش توی دهان می پیچد به خاطر این که این فشاری که می آید دهان حالت اکو پیدا می کند. گوینده خودش باید ذوق داشته باشد. البته این ها مال قدیم است الان هرکسی می گیوید قاتل همان جور است کشیش همان جور است . همه خودشانند. ولی گویندگی در دوبله عبارت از این هست که من او باشم. نه او من. الان متأسفانه او من شده است در حالی که این غلط است من باید او باشم ببینم او چه حالتی دارد؟ چه هیبتی دارد؟ چه شکلی دارد؟ چه اشکالاتی دارد؟ حتی راه رفتن خوابیدن نشستن همه این ها اثر دارد. <br />
<br />
این ها را باید در فیلم ببینید ولی اصلا نمی بینید. توی فیلم هم یکنواخت گفته شد و رفت. در گذشته هم نه همه، تعدادی که علاقه مند بودند این طوری می گفتند خیلی ها هم بودند که بی تفاوت می گفتند ولی اصول این کار این است که ما باید این شخصیت را بسازیم. شخصیت کیست؟ آن کسی که روی پرده است. ما باید ببینیم چطوری است ممکن است پایش مشکل داشته باشد بد راه برود این هیچ وقت نمی تواند مثل یک آدم که سالم است حرف بزند. فرم حرف زدنش طور دیگری است . به این خاطر است که هر شخصیتی یک حالت خاص دارد. گویندگی دوبله اگر می گویند مشکل است این جاهایش مشکل است. وگرنه خیلی ساده است هرکسی می تواند یکبار ببیند بعد خودش  بنشیند و کار کند. این چیز ها هست که به دوبله اهمیت داده که متأسفانه، متأسفانه، متأسفانه اصلا رعایت نمی شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">شما سبک خاصی را درگویندگی مستند به کار می گیرید ویژگی این نوع گویندگی چیست؟ آیا شما لحن سایر گویندگان مستند را می پسندید؟</span></span><br />
<br />
من اصلا به کسی کاری ندارم. من مستند را زنده کردم ولی تأسف می خورم که کسی توجه نکرد. مستند یعنی این که وقتی جایی که ماهی هست حرف می زنید با جایی که کوسه هست حرف می زنید خیلی فرق می کند. ماهی به آدم آرامش می دهد ولی فرض کنید این حس در مورد تمساح وحشت است. ماهی را که می بینیم دلمان می خواهد بخوابیم ولی شما می بینید که همانطور که آن جا حرف می زند همانطور این جا هم می گوید. <br />
<br />
من آمدم زندگی را وارد مستند کردم. کارهای شاخصی بود کار های <span style="font-weight: bold;">دیوید اتن برو</span> بود همه دوستان بجایش گفته بودند چندین بار صدا گذاری شده است. ولی ای کاش نقادی بود که می نشست این ها را می گذاشت و می دید که فرقش چی هست. من خیلی از خودش کمک گرفتم وقتی آنجا هیجان دارد، از مرگ حرف می زند ، مرگ مسلما زندگی نیست مرگ یک حالت دیگر دارد زندگی یک حالت دیگر. من آمدم این چیز ها را رعایت کردم کاری هم به بیرون ندارم حتی توجه خیلی از مردم جلب شد جایزه هم دادند البته جایزه را به کس دیگری دادند حالا نمی خواهم وارد این مقوله شوم من 50 برنامه بجای این حرف زدم برنامه هایش را هم دارم بگذارند و مقایسه کنند. <br />
<br />
ولی مردم عادی خیلی استقبال کردند. تلفن هایی که من داشتم محبتی که مردم داشتند واقعا بی اندازه بود. کسی بود که می گفت بچه من می گوید من  با این صدا می خواهم بخوابم. در حالی که خیلی جاها در مورد مرگ بود. فیلم <span style="font-weight: bold;">کوچ </span>هست . توی آن زندگی هست اگر مرگ هست مرگ را می بینید اگر زندگی است زندگی را می بینید اگر خوبی هست خوبی را می بینید این می شود گویندگی. و الا آن بیچاره ای که 4 سال زحمت کشیده است فیلم را ساخته است ما همین جوری بر و بر می گوییم. الان در تلویزیون همین است . من باید به آن جان بدهم 50 درصدش این است 50 درصدش هم منم. منی که می گویم منظورم گوینده است. خب حالا اگر این 50 درصد را من ندهم بیننده فقط 50 درصدش را می بینید. <br />
<br />
الان گوینده ها فقط صدا را کلفت می کنند. به اضافه این که چقدر اشکال دارد. دارد ماهی نشان می دهد گوینده درباره قورباغه حرف می زند. فقط می خواند همین. چندی پیش یک سریال کار کرده بودم راجع به جهان بود. خیلی جالب هم بود.  راجع به جنگ ها و اتفاقات بزرگ دنیا بود. قبلا یکی آن را گفته بود نپسندیدند من دوباره گفتم. شما حس می کنید واقعا توی جنگ هستید. فقط گوینده است که شما را توی جنگ می برد. من واقعا سنگ تمام گذاشتم با این که خیلی عجله ای بود. الآن اسمش یادم نیست ولی خیلی جذاب بود. چی بود؟ گویندگی داشت کار خودش را انجام می داد. <br />
<br />
خیلی دوست داشتم آن را پیدا می کردم. از آن کارهای شاخصی بوده که انجام داده ام. فکر کنم نامش «<span style="font-weight: bold;">برگ هایی از تاریخ </span>» یا « <span style="font-weight: bold;">قرن بیستم</span>»  بود. مستند های دیگری که حرف زدم <span style="font-weight: bold;">ماهی گیری در غرب، ناخدا کاستو، به سوی2000</span> که بعدها خیلی های دیگر هم خواندند، <span style="font-weight: bold;">اسرار امپراطوری های جهنمی</span>، یک سریال هم بود که مستند بود <span style="font-weight: bold;">عمر شریف</span> بازی کرده بود مال کشور ایتالیا. قرار بود آقای <span style="font-weight: bold;">مقامی </span>بگوید ولی نیامد. در گذشته کسانی که دست اندر کار بودند خیلی هم استقبال کردند. به من لطف کردند و گفتند این یک سبک نو است. ولی متأسفانه یک از اشکالات ما این است که همه دنبال اسم هستند. به اصل کار کار ندارند دنبال اسم هستند . <br />
<br />
الان شما ببینید دوبلور هر جا باشد همه فکر می کنند این شاخ شمشاد است. توی رادیو، تلویزیون همه جه او را می خواهند به این دلیل که دوبلور است در حالی که این طور نیست. توی دوبله هم یک عده ای خوب هستند و یک عده ای هم متأسفانه  اصلا اشتباه توی این حرفه آمده اند. من به جرئت می گویم و نمی ترسم. اشتباه آمده اند توی این کار. بیکار بودند این جا هم آشنایی بوده راهی بوده آمده اند. من می گویم کسی که این کار را بلد است باید بیاید و انجام بدهد. بلد بودن هم کافی نیست باید یاد بگیرد تمرین کند. ببینیم آن استعداد آن هوش را دارد یا نه؟ فقط  کافی است که صدا کلفت باشد می گویند آقا بیاید. همین! خیلی هم داریم الان. هم توی دوبله هم توی رادیو. شما در تلویزیون هم که نگاه می کنید می بینید که این مشکلات متأسفانه هست. اصلا طرف نباید پشت تلویزیون بیاید. دلیلش این است که به گوینده توجه نمی شود. من خودم مسئولیت این کار را داشتم خودم گوینده انتخاب می کردم خیلی از گوینده های خوبی که الان هستند با وجودی که من انتخاب نکردم دست رنج من بوده اند. با این که همان ها هم برایشان عادت شده و خیلی چیز ها را رعایت نمی کنند ولی باز هم نسبت به بقیه بهترند.<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">بیشتر کارهای خارجی رامدیریت کرده اید یا ایرانی؟</span></span><br />
<br />
صد در صد خارجی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">دلیل خاصی داشته؟</span></span><br />
<br />
نه به خاطر این که ما درتلویزیون بودیم. بیشتر کارهای تلویزیون هم خارجی بود. داخلی هم بود ولی خیلی کم بودند. می توانم بگویم بیشتر از هزار فیلم و سریال من کار کرده ام. فرض کنید از دو، سه، چهار قسمت بوده است تا الی غیر النهایه. بیشتر کارهایم مال تلویزیون بود. مگر اتفاقی یک برنامه های خاصی بود یا بیرون دعوت می کردند کاری بود می رفتیم ولی اصولا کار من بیشتر تلویزیون بود. البته فیلم سینمایی هم بوده خیلی هم زیاد بوده ولی بیشتر کارهای تلویزیونی بوده است به خصوص سریال ها. همان فیلم هایی که قبلا بیرون دوبله شده بودند مجددا در تلویزیون هم دوبله شدند که اغلبشان را یا دوبله کردم یا توی آن ها گویندگی کرده ام. <br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">در مورد کتاب " سرگذشت دوبله و صداهای ماندگارش" چطور شد که آن را ادامه ندادید؟</span></span><br />
<br />
داستان این کتاب این طوربود که فکر کنم از سال 43، 44 بود آدم های زیادی بود که می خواستند این کتاب را بنویسند. حتی شروع هم کردند. مثل همین آقای <span style="font-weight: bold;">کاملی </span>مثل آقای <span style="font-weight: bold;">مستان </span>خیلی ها بودند خیلی هایشان هم الان فوت کرده اند. این ها خیلی به دنبال این بودند که کتابی در این مورد بنویسند ولی هیچکدام ادامه ندادند. من در همان زمان ها خیلی زحمت کشیدم ولی می توانم بگم هیچکس با من همکاری نکرد. با این که من یک ورقه نوشتم از همه  خواستم که هر کسی از زندگی خودش، از کارهایی که کرده بنویسد ولی هیچکس اینکار را نکرد. <br />
<br />
من تمام مجلاتی که حتی یک کلمه درمورد دوستان نوشته بود من آن ها را می خریدم. خیلی بابت این قضیه هزینه کردم و این ها را در می آوردم و بریده بریده نگه می داشتم و یک چیزی هم پیدا کردم تولد همکارها بود این ها را با هم قاطی کردم و من فقط شمایی از این ها را نوشته ام. کسانی را هم آورده ام که خیلی ها واقعا حیران می شوند که این ها را از کجا آوردی؟ در مورد کارهای هر کدام از این ها می شود یک کتاب نوشت این را نمی شود انکار کرد ولی من در آن حد که معرفی این که چنین  کسانی بوده اند و یک سری کارهای شاخص شان را آوردم و این قضیه هم مربوط می شود به سالهای 70 به بعد  تا تقریبا 7، 8 سال پیش که چاپ شد. بعد هم این کتاب قرار شد ویراستاری شود درست باشد. من به هوای این که این کارها را ناشر انجام می دهد بودم که متأسفانه نکرد و همین باعث شد که کتاب زیاد دلچسب من نباشد به همین خاطر تحقیق هم رویش نکردم خیلی اشکالات داشت. <br />
<br />
اسم کتاب این نبوده است، اسم کتاب <span style="font-weight: bold;">دنیای بی آفتاب</span> بوده است و من نمی دانم چرا ناشر اسم این کتاب را عوض کرده است. من اسامی گویندگان را تا آن سال داشتم و البته تعدادی هم بعدا اضافه شدند که آنها را هم دارم. البته ناشر رضایت نمی دهد و گرنه تصمیم دارم در چاپ دوم  کمی تغییرات بدهم. کمی اضافات خواهد داشت. عکسها رنگی می شوند . من برای این کتاب زحمت زیادی کشیده ام ، جمله به جمله آنرا از روزنامه ها و مجلات جمع آوری می کردم. حتی از خانم گوینده ای خواهش کردم تا مشخصاتش را بگوید اما نمی گفت وبعد در روزنامه ای که لای آن سبزی پیچیده شده بود مصاحبه ای از او پیدا کردم.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472355161.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14472355161.jpg]" /><br />
<br />
روزنامه را به همان صورت نزدش بردم و نشانش دادم و گفتم من تصمیم دارم شما را ببرم داخل کتاب . به خانه های مردم می روی و مشهور می شوید. با روزنامه ای مصاحبه می کنید که آخرش در آن سبزی می پیچند و من آنرا در آشغالها پیدا کردم. اکنون او آمریکاست. من اینگونه به دنبال جمع آوری اطلاعات برای این کتاب بودم، وگرنه ادعای نویسندگی ندارم. حتی از عنوان تدوین و جمع آوری بجای نویسندگی استفاده نمودم. من چیزهایی که گویندگان می گفتند و من می دیدم بدرد می خورد را یادداشت کردم و شد کتاب گویندگی. بیشتر مطالب را نیز از روزنامه ها جمع آوری کردم . از آنان عکس گرفتم و تا حدی که درتوانم بوده تلاش کردم. زیرا کسی همکاری نمی کرد.<br />
<br />
خودم راضی نیستم اما مشتاقان زیادی دارد. حتی برخی از دوستان برای طرح روی جلد ازشهرستانها برایم طرح فرستادند و به آنها گفتم اگر خدا بخواهد برای چاپ دوم از آنها استفاده می کنم. این کتاب تاریخ دوبله است و افتخارم این است که از پاکستان با من تماس گرفتند و به من گفتند که در دانشگاه می خواهند درباره دوبله ایران بحث کنند و از من اجازه خواستند که از روی کتاب کپی بگیرند و از آن استفاده کنند. و باز افتخار می کنم که از آمریکا کسی با من تماس گرفت و گفت در بزرگترین کتابفروشی آمریکاست و کتاب شما پشت ویترین این کتابفروشی هست. یعنی این کتاب اینقدر در آنجا جذاب است. <br />
<br />
چندی پیش از صدا و سیما یک کتاب به من دادند. من آنرا خواندم و دیدم همان حرفهای من است . من آنها را 25 سال پیش نوشتم و حالا همانها را خانمی درآمریکا نوشته است که برایم جذاب بود و به آنها گفتم من این حرفها را 25 سال پیش نوشتم. الان با کمی جابجا کردن درباره دوبله کتابهای جدیدی نوشته می شود. البته اشکالی ندارد چون من دنبال هیاهو نیستم . در یکی از کتابهای معروف که دو جلد هم چاپ شده است حتی اسمی هم از من برده نشده است. عشق من اینست که کار گویندگی از بین نرود. نسل جوان باید ضمن آشنایی با گویندگی با آن آشتی کند. من پیشنهاد داده ام در دانشگاهها گویندگی بعنوان واحد درسی ارائه گردد. من بسیار پیگیر این موضوع هستم و انشالله این اتفاق خواهد افتاد. مردم باید بدانند که گویندگی چیری نیست که ما می بینیم.<br />
<br />
<span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">ارتباط شما با مدیر دوبلازهایی مانند هوشنگ لطیف پور - مرحوم کسمایی و شرافت چگونه بوده است؟</span></span><br />
<br />
من با مرحوم <span style="font-weight: bold;">کسمایی </span>اصلا کار نکردم. متأسفانه این کار گاهی بصورت باندی هدایت می شود. ایشان با عده خاصی کار میکردند که معمولا دربیرون فعالیت داشتند و در تلویزیون زیاد نبودند. ولی با مرحوم <span style="font-weight: bold;">شرافت </span>چند فیلم کار کردم ایشان به من خیلی اعتقاد داشتند اما با آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>خیلی کار کردم. من هرچه دارم از آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور</span> دارم.ایشان استاد من بودند وقتی هم از ایشان تقدیرشد خودم یک لوح یاد بود برایش بردم و از ایشان تجلیل کردم. زیرا بنظر من مدیر دوبلاژ واقعی <span style="font-weight: bold;">هوشنگ لطیف پور</span> بود. هرچند مرحوم <span style="font-weight: bold;">شرافت </span>هم خوب و با سواد بودند. فرهنگ این کار را داشتند. البته بقیه مدیر دوبلاژها هم خوب بودند اما من با آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>بیشتر کارکردم. آقای <span style="font-weight: bold;">لطیف پور </span>وقتی <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی </span>را کارمیکردند مرا دعوت بکار نمودند و نقش <span style="font-weight: bold;">والت دیرنی</span> را من می گفتم. ایشان با شجاعت تمام نقشهای بزرگی را به من دادند.<br />
<br />
ایشان اولین نقشی را که به من دادند در فیلم <span style="font-weight: bold;">همسایه خوب سام</span> بود که  <span style="font-weight: bold;">جک لمون</span> در آن بازی می کرد. آنجا بود که با نوذری آشنا شدم. از آنجا که ایشان علاقه زیادی به من داشتند بعداز مدتی <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی</span> را رها کردند و به من گفتند آنرا ادامه بده و من سالها مدیر دوبلاژ <span style="font-weight: bold;">والت دیزنی</span> بودم. از نظر من آقای<span style="font-weight: bold;"> لطیف پور </span>اسطوره دوبله هستند.<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14518420101.jpg" width="650" height="487" border="0" alt="[تصویر: 14518420101.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">شما مدتی بکار گویندگی اخبار مشغول بودید. چرا آنرا ادامه ندادید؟</span></span><br />
 <br />
<br />
من بازنشسته شدم و تا زمانیکه بازنشست نشده بودم آنرا ادامه می دادم. خبر خواندن کار ساده ای نیست. ما فقط ظاهر آنرا می بینیم. در خبر باید زندگی جریان داشته باشد. شما وقتی در رادیو یا تلویزیون گویندگی می کنیدباید گفتار شما اثر داشته باشد. الان کدامش اثر دارد؟ هیچی ، چون گویندگی درست نیست. اگر گویندگی درست باشد اثر گذار خواهدبود. حتی بدترین مطلب هم اثر گذار می شود.<br />
<br />
یک مثال می زنم. شما باید مالیات بدهید. در ذات بشر دادن چنین پولهایی سخت است. حالا اگر یک گوینده ای بیاید بگوید مالیات بدهید و آنرا خیلی خوب و با فرمی بگوید که اثر بگذارد شما مالیات را با میل می دهید. گویندگی فقط به شکل و شمایل و تصویر نیست. هفتاد درصد گویندگی به بیان است. بیان باید اثرگذار باشد. باید درست باشد. تقلیدی نباشد. گوینده باید همه حروف را درست بیان کند. باید در بیانش صداقت داشته باشد. اوایل انقلاب که من گویندگی می کردم پیامهای امام را من می خواندم. من با قرآن آشنایی داشتم. وارد بودم . غلط نمی خواندم. الان سوای فارسی ، عربی را هم غلط می خوانند.<br />
<br />
تا زمانیکه بودم اخبار را می خواندم. تا اینکه بازنشست شدم. البته زودتر از موعد بازنشست شدم. دلایلش هم زیاد بود. خیلی فعالیت می کردم . خسته شده بودم. ضمنا" در حال نوشتن کتاب هم بودم. مدیر وقت صدا و سیما اقای <span style="font-weight: bold;">هاشمی </span>بودند. ایشان مدیر روشنی بودند و نمی گذاشتند من بازنشست شوم و می گفتند تو سرمایه اینکار هستی و من هم قول دادم که همکاری خود را ادامه بدهم. همین همکاری باعث شد تا اولین دوره گویندگی را در <span style="font-weight: bold;">زیبا کنار </span>شمال برگزار نمایم. از آن کلاس گویندگان و خبرنگاران زیادی بیرون آمدند. بعضی از آنها مدیر شدند. بعضیها الان بازنشست شده اند و بعضی هم هنوز مشغول بکارند.<br />
<br />
البته الان ماشاالله کلاسهای گویندگی زیادی برگزار می شود. طرف خودش نمی تواند حرف بزند، کلاس گویندگی هم گذاشته است. درست مثل این است که کسی پا ندارد آنوقت کلاس فوتبال هم می گذارد. من بارها هنرجویانی را دیده ام که حتی الفبای فارسی را درست بلد نیستند. 32 حرف الفبا را نمی دانند. ما با این حروف زندگی می کنیم. تمام کار ما این 32 حرف است. گوینده خوب کسی است که این 32 حرف را بتواند درست و کامل بگوید. وقتی کسی حروف را درست بگوید کلمه را درست میگوید. کسی که کلمه را درست بگوید جمله را درست می گوید. دیگرکسی نمی تواند به کار او ایراد بگیرد. آنوقت به گویندگی او گوش می دهیم و به حرفش عمل می کنیم.<br />
<br />
الان 20 کانال تلویزیونی مرتب در حال حرف زدن هستند. اما چه کسی به این حرفها عمل می کند؟ زمانی میتوان به این حرفها عمل کرد که گوینده بیانش درست باشد. یک گوینده خوب بدترین مطالب را می تواند به بهترین نحو بیان کند مشروط بر آنکه باعلم این کار آشنا باشد. متأسفانه بسیاری با علم این کار آشنا نیستند. هنرجو آمده است و می گوید من از صدای خودم بدم می آید و می خواهد گوینده هم بشود. اولین مرحله این کار اینست که گوینده باید خودش از صدای خودش خوشش بیاید.<br />
<br />
گوینده باید بکارش مسلط باشد. حتی آواز بخواند . قرآن بخواند. دهان بلندگوی انسان است. من 2 ساعت و 45 دقیقه به تنهایی و یک نفس خبر خوانده ام. گویندگان فعلی برای چنین منظوری امروز به نفس نفس می افتند. کدامیک از اجراهای امروزی درست است؟ همین <span style="font-weight: bold;">برنامه 90 </span>، فقط بخاطر فوتبال و مسابقاتش وجوایزش جوانان طرفدارش هستند. از اول تا اخرش با اِ و بله می گذارد. ما در قدیم اگر توپوق میزدیم 5 تومن جریمه می شدیم.کار خوبی هم میکردند . همین موضوع باعث میگردید که تمام وجودم دراختیار گویندگی قرار بگیرد. الآن گویندگان بی خیال هستند. کسی هم به توپوق هایشان توجه نمی کند.<br />
<br />
اینها ضعف هستند. الآن رادیوها و تلویزیونها همه جا روشن هستند.اما چه کسی گوش می کند؟ مگر چیزی که در آن منفعتی داشته باشد. دیگر جذابیتی ندارند. مثل فیلمهایی که پخش می شوند. البته موضوع فیلمهای هیجانی فرق دارد. کارگردان یکسال زحمت می کشد و یک فیلم می سازدبعد ما می خواهیم در دو ساعت زحمت او را گویندگی کنیم. پس باید جوری گویندگی کنیم که مردم بپذیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">از گویندگان قدیمی کدامیک از نظر شما شاخص بودند؟</span></span><br />
 <br />
همه گویندگان قدیمی تقریبا خوب بودند. اما بعضیها صدای رادیو فونیک داشتند.یعنی صدایشان جذابیت داشت. اثرگذار بود. مثل <span style="font-weight: bold;">اسدالله پیمان</span> - <span style="font-weight: bold;">سجادی </span>- <span style="font-weight: bold;">تقی روحانی</span> . اینها اوج بودند. نظیرشان دیگر نمی آید. یک گوینده خوب حکومتها را عوض می کند. چرا یک بچه سه ساله عاشق <span style="font-weight: bold;">هیتلر </span>می شود؟ هیتلر جادوگر نبود. این بیانش بود که جادو می کرد.آدمهای بزرگ حتی هنرپیشه ها ، هرکدامشان که بیانشان خوب بود موفق تر ظاهر شدند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">توصیفیان</span> -<span style="font-weight: bold;"> ایرج گرگین </span>- <span style="font-weight: bold;">مرتضی اخوت </span>. اینها رادیویی بودند. عظمت داشتند. اعتماد به نفس بالایی داشتند. من در کتابم هم به این موضوع اشاره داشته ام گویندگی دو چیز است 1 - اعتماد به نفس 2 - خدمت. گوینده توپوق هم باید بزند اما اعتماد به نفس هم داشته باشد. نباید اگر یکبار توپوق زد دیگر برود و دور گویندگی را خط بکشد. گوینده خوب باید صدایش با شخصیتش مخلوط شود و یک شخصیت جدید بسازد. تمام اشکال ما این است که گویندگان ما 30 سال راهی را رفته اند که دیگر نمی توانندبرگردند و در همانجا در حال درجا زدن هستند.<br />
<br />
<img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472356521.jpg" width="239" height="171" border="0" alt="[تصویر: 14472356521.jpg]" />  <img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14472378031.jpg" width="213" height="186" border="0" alt="[تصویر: 14472378031.jpg]" /><br />
<span style="color: #66ccff;">توصیفیان و روحانی (از بهترین گویندگان خبر رادیو و تلویزیون در پیش از انقلاب از نظر صدا و اجرا)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">(پایان قسمت اول )</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سوالات اعضا سایت سینما کلاسیک از مصاحبه شوندگان، پیش از مصاحبه]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87</link>
			<pubDate>Tue, 20 Oct 2015 04:49:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
سوالی دارم که ممنون میشم از اقای منانی بپرسید:<br />
جایی خوانده بودم کارتن <span style="font-weight: bold;">زبل خان </span>در اصل صامت بوده یا شاید هم بی صدا در اختیار سیما قرار گرفته. آیا این موضوع رو تایید میکنند؟ و اینکه نویسنده دیالوگهای این کارتون چه کسی بوده؟<br />
<br />
موضوعی که عرض کردم مسبوق به سابقه هست: هم مرحوم <span style="font-weight: bold;">مرتضی احمدی </span>جایی گفته بودند که <span style="font-weight: bold;">پینوکیو</span> صدا نداشته و دیالوگ نویسی توسط ایشون و دیگر همکارانشون انجام شده. هم استاد<span style="font-weight: bold;"> بهرام زند</span> اخیرا <a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/480234/" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">گفته اند</span></span></a> که<span style="font-weight: bold;"> بچه های مدرسه والت</span> صدا نداشته و همین روال براش انجام شده..<br />
<br />
با تشکر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
سوالی دارم که ممنون میشم از اقای منانی بپرسید:<br />
جایی خوانده بودم کارتن <span style="font-weight: bold;">زبل خان </span>در اصل صامت بوده یا شاید هم بی صدا در اختیار سیما قرار گرفته. آیا این موضوع رو تایید میکنند؟ و اینکه نویسنده دیالوگهای این کارتون چه کسی بوده؟<br />
<br />
موضوعی که عرض کردم مسبوق به سابقه هست: هم مرحوم <span style="font-weight: bold;">مرتضی احمدی </span>جایی گفته بودند که <span style="font-weight: bold;">پینوکیو</span> صدا نداشته و دیالوگ نویسی توسط ایشون و دیگر همکارانشون انجام شده. هم استاد<span style="font-weight: bold;"> بهرام زند</span> اخیرا <a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/480234/" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">گفته اند</span></span></a> که<span style="font-weight: bold;"> بچه های مدرسه والت</span> صدا نداشته و همین روال براش انجام شده..<br />
<br />
با تشکر]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه اختصاصی انجمن سینمای کلاسیک با استاد مسعود فراستی مهر ماه 1394]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-1394</link>
			<pubDate>Sat, 17 Oct 2015 17:13:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-1394</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #ff3333;">توجه : نقل این گفتگو در سایت ها و رسانه ها مشروط بر ذکر نام <span style="font-weight: bold;">سایت انجمن سینما کلاسیک</span> بعنوان منبع این گفتگو  بلامانع است.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">چهارشنبه 22 مهر ماه 1394</div>
<div style="text-align: justify;">کرج - مهرشهر - کافه راندوو</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">د<span style="color: #993333;">ر بعدازظهر یک روز پائیزی گفتگوی گرم و دوستانه ای توسط <span style="font-weight: bold;">انجمن سینماکلاسیک</span> با استاد <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> در خصوص <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span> و نقش دوبله فارسی انجام گرفت . در بدو ورود به <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو </span>دلنوشته ای از استاد بر دیوار کوبیده شده بود که چشم هر بیننده ای  را بخود خیره میکرد :</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925052.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925052.jpg]" /></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">با فراستی گرد یک میز می نشینیم و گفتگو را آغاز می کنیم:<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- تعریف شما از سینمای کلاسیک چیست؟ آیا دوره سینمای کلاسیک تمام شده است یا میتوان انتظار ساخته شدن فیلمی کلاسیک را در هر زمان داشت؟ دو نظریه درخصوص سینمای کلاسیک وجود دارد: نظریه ای که در سال 1985 توسط دیوید بوردول در کتابی بنام سینمای کلاسیک هالیوود مطرح شد که دوره سینمای کلاسیک را از 1917 تا 1960 میدانست (که بعدها به 1927 تا 1963 اصلاح شد) و نظریه دوم که توسط مدیر سایت راجر ایبرت و دیگران ارائه میشود که میگوید فیلمهای بزرگ امروزی عتیقه های فردا محسوب میشوند و سینمای کلاسیک وابسته به زمان نیست.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">سینمای کلاسیک را باید بر مبنای فرم تعریف کنیم یعنی اینکه نوع روایت ، روایت خطی ، علل و معلولی و اساسا شخصیت محور و بشدت داستان پرداز. این مقوله از ابتدای دوران گریفیث را در بر می گیرد تا دهه هفتاد. زیرا ما هنوز در اوایل دهه هفتاد فیلمسازان کلاسیکی داریم که آخرین فیلمهایشان را می سازند. در دهه هفتاد به نظر من سینمای کلاسیک تمام می شود. حالا بوردول می گوید سینمای کلاسیک در دهه 60 تمام می شود اما من یک دهه ارفاق می کنم. چون هنوز فکر می کنم هیچکاک فیلم می سازد. و هنوز برخی از سینما گران خوب کلاسیک هم مشغول فیلمسازی هستند. دیگر هم تکرار نمی شود و بنظر من دوره طلایی سینماست. همه حرفهای اساسی که سینما می توانست بزند به درست ترین و ساده ترین شکل ممکن - ساده که می گویم اصلا منظورم آسان نیست بلکه سادگیِ بعد از پیچیدگی است -  بیان شده است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">سینمای کلاسیک را می توان با موسیقی کلاسیک مقایسه کرد، می توان با ادبیات کلاسیک و یا با نقاشی کلاسیک مقایسه کرد. در واقع همه این کلاسیکها اساسا هنر را می سازند و بیسِ هنرند. کسیکه میخواهد هر مدیوم هنری را انتخاب کند باید پشتوانه آنها چنین کلاسیکهایی باشند ، بدون مقوله کلاسیکها ما راه به جائی نمی بریم.</div>
<div style="text-align: justify;">سینمای مدرن از درون اینها در می آید. من فکر می کنم همین امروز می توان با کلاسیکها زیست کرد. یعنی اینطور نیست که سینمای کلاسیک در دهه شصت یا هفتاد اساسا تمام شده است و زیست و مخاطبش هم مربوط به همان دوره است. سینمای کلاسیک مثل ادبیات و نقاشی و موسیقی کلاسیک هنوز هم می تواند با مخاطب جدی خود تعامل داشته باشد. سینمای کلاسیک در واقع فشرده همه چیزهائیست که ما در هنر به آن احتیاج داریم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شما همه جا از مفهوم و فرم صحبت می کنید ، مفهوم و فرم را در سینمای ایران چگونه می بینید؟  ما در ایران مقوله ای بنام سینمای کلاسیک داشته و یا داریم ؟ آیا با توجه به مولفه هایی که بیان نمودید در سینمای ایران فیلمی داریم که آن مشخصات سینمای کلاسیک را داشته باشد؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">مقایسه سینمای کلاسیک جهان با سینمای ایران بنظر من بی ربط است. سینمای کلاسیک جهان با سینمای ایران فاصله زیادی دارد. از نظر من ما هنوز سینما نداریم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- مثالی میزنیم : شما فیلم ناخدا خورشید را چطور دیدید. این فیلم نمیتواند یک فیلم کلاسیک باشد؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">فیلم خیلی بدی است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- چرا ؟ این فیلم مطابق با همان ادبیات کلاسیک اروپا نوشته و ساخته شده است. فراموش نمیکنیم که  یکی از اصول سینمای کلاسیک اقتباس از ادبیات قرن 19 اروپاست که این فیلم برداشتی آزاد از چنین ادبیاتی است<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">این فیلم از روی قصه همینگوی گرفته شده است ولی فیلم بسیار بدی است ،یعنی در آداپته کردن و تبدیل آن به اینجایی ، مشکلات اساسی دارد، شخصیتها هیچکدام هویت ندارند، شناسنامه ندارند و یکسری عکسند، بعضیها در واقع فاجعه هستند. از اولین شخصیت که در واقع داریوش ارجمند است ، غیر از یکدستی که ندارد اصلا این آدم را نمی شناسیم ، یک ناخدائیست ، یک زن دارد، یکسری کنش دارد اما منش ندارد . وقتی هم که حرکت می کنیم می رسیم به تبعیدگاه آنجا به کل نه فضا معنی دارد نه نصیریان معلوم نیست کیست؟ و نه اویسی.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- فکر نمی کنید در داشتن و نداشتنِ هاوارد هاکس هم شخصیتها چنین هویتی دارند ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ابدا اینطور نیست</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> پس چگونه است که داشتن و نداشتن را کلاسیک میدانید اما ناخداخورشید را خیر؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اصلا ربطی بهم ندارند</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- آیا جز اینست که صرفا شخصیتها و مکان در این دو فیلم به لحاظ بومی سازی توفیر دارند ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">سینما با ادبیات و قصه سنجیده نمی شود ، سینما با خودش سنجیده می شود. هاکس فیلمسازی بلد است اما تقوایی در این فیلم اصلا فیلمسازی بلد نیست. یک کپی بسیار بد ساخته است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925051.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925051.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شخصیت شما در نقد ، ما را به یاد مرحوم دکتر هوشنگ کاووسی می اندازد که همواره صحبت دیگری (خلاف دانشته ها و خواست های دیگر منتقدان) داشت. وی در سال 1339 در یکی از مجلات سینمائی  نوشت : "برای کسانی که در امر خلاقانه سینما فعالیت میکنند دوبله عملی منفور است". وی دوبله را نوعی کلاهبرداری خطاب کرد که در کنگره بال و کنگره پاریس به نوعی تحریم شده بود. منتقد دیگری (پورنگ بهارلو) در همان سال در پاسخ به کاووسی نوشت : این موضوع نسبی است و با روایتی خاص از روبرتو روسه لینی تاکید کرد که "اصالت فیلم تاجائی مهم است که به درک فیلم لطمه نزند ". نظر شما درخصوص دوبله چیست  ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من ترجیح میدهم فیلم را با زبان اصلی و یا زیر نویس ببینم. آنهایی که زبان بلد نیستند فیلم را با زیر نویس ببینند.ولی دوبله را دوست دارم، برای اینکه ما با دوبله خودمان با سینما آشنا شدیم. دوبله برای من جزو معدود جاهائیست که نسبت به آن نوستالژی دارم و نوستالژی ام ، نوستالوژی خوبی است، نوستالوژی عشق به سینماست. دوبله ایران جزو بهترین دوبله هائیست که می توان آنرا با دوبله ایتالیا یا فرانسه مقایسه کرد. ضمن آنکه ما حتی جلوتر بودیم. دوبله کار مهمی کرد در شناساندن سینمای کلاسیک به ایرانیان از این نظر باید از آن بشدت دفاع کرد، بعضی از صدا ها هم که ماندگار شدند. مثلا من وقتی جان وین را می بینم بیاد دوبلورش می افتم. و آن صدائیکه هنوز در گوشمان هست.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">عیبی که دوبله گذشته ما داشت و این عیب تسریع پیدا کرد این بود که خیلی به متن وفادار نبود و برای یک فیلم وسترن آمریکایی حرفهای ایرانی را در دهان کارکترها می گذاشت. رابرت میچم یا جان وین در ال دورادو یا ریووبراوو ، حرفهایی را در دهان کارکتر می گذاشتند که خنده دار بود یعنی ممکن بود که برای لحظاتی در آن سالها تماشاگر در سینما بخندد و لذت هم ببرد ولی اولا مال فیلم نبود ، مثل یا قمر بنی هاشم یا بعضی از شعرها و این موضوع خیلی خیلی به فیلم لطمه جدی زد و الان که می بینیم بیشتر این موضوع نمود دارد. اما این معنی اش این نیست که بخاطر این مسئله دوبله را تخطئه کنیم. دوبله ایران صداهای فوق العاده ای در خود پرورش داده است ، بسیار هم آدمهای فهیم و اغلب با سواد در خود داشته است که سینما را دوست داشتند، کارکتر را می شناختند و فیلم را درک می کردند و بعد از این بود که فیلم را دوبله می کردند. به همین دلیل من نسبت به آنها یک سمپاتی عمیق دارم ، جدای آن انتقادی که عرض کردم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- همانطور که اطلاع دارید در گذشته فیلمهای ایرانی هم دوبله می شدند. اما این روند از اوایل دهه هفتاد تغییر کرد و صداهای هنرپیشه ها در سر صحنه ضبط گردید و فیلمها با صدای سر صحنه به اکران در آمد و دیگر از دوبله فارسی به فارسی خبری نیست. نظر شما در اینخصوص چیست؟</span></span> <br />
</div>
<div style="text-align: justify;">قطعا صدای سر صحنه بهتر است. برای فیلم ایرانی صدای خود بازیگر فیلم را واقعی تر می کند و صدای سر صحنه همه واقعیات و افکتها را در بر دارد و به روح اثر بیشتر نزدیک است. ما می توانیم در واقع صدای یک گوینده را روی شخصیتی مثل همفری بوگارت یا جان وین هضم کنیم ولی صدای کسی را روی بهروز وثوقی یا فردین بنظر من غیر اصولیست و آنرا پس می زنیم.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">بنابراین بهتر است فیلمهای خارجی دوبله شوند. هنوز از فیلمهای خوب خارجی و حتی از کلاسیکهایی که دوبله نشده اند یا حتی دوبله هایی که آسیب دیده یا خیلی آسیب دیده  اند باید دوباره دوبله کرد. خوب حالا خیلی از دوبلورهای بزرگ را نداریم ولی می شود باز دوباره کلاسیکهای خوب را دوباره دوبله کرد و اینبار اشعار و لیچارها را حذف کرد، به متن وفادار بود و صدا گذاشت و لذت برد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- دوبله شاخصی را بیاد می آورید؟ چه در زمینه انیمیشن و چه در زمینه فیلم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">کارتون را بیاد ندارم اما از دوستدار بجای جان وین خیلی خوشم می آید، طهماسب هم خیلی خوب است ، اسماعیلی هم خیلی خوب است  و بعد از اینها خسرو شاهی فوق العاده است بویژه بجای آلن دلون ، اما اسماعیلی در دوبله تک است ، به نظر من دوبله درسو اوزالا فوق العاده است ، چون فیلم را خیلی دوست دارم ، بخصوص شخصیت درسو را بسیار دوست دارم ، من فیلم را به زبان اصلی هم دیده ام ، ممکن است  به فیلم کوروساوا نقد داشته باشم ، اما شخصیت درسو فوق العاده است ، صدای اسماعیلی بنظر من از صدایی که در نسخه انگلیسی روی درسو گذاشته اند بیشتر به کارکتر می خورد و از فیلم جلو می زند. فوق العاده ست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- اسماعیلی از اینوع ابتکارات بسیار داشته است ، بجز درسو می توان به گویندگی بجای پیتر فالک  هم اشاره کرد.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">دقیقا و آن لکنت ریزی که در صدایش بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته آن لکنت خاص که مد نظر شماست مربوط به گویندگیهای وی بجای آنتونی کوئین است. اسماعیلی تیپهای بسیاری خلق کرد از تری توماس بگیرید (که بعدها پزشکیان آنرا در کارتون رابین هود تقلید و در دهان مار گذاشت) تا تیپ ریشار که بعدها در هزاردستان بجای مرحوم جمشید لایق (آمارگیر ابتدای سریال) اجرا کرد</span></span></div>
<br />
تلویزیون اگر اشتباه نکنم در اوایل دهه چهل به ایران آمد. در آن دوره در دبیرستان بودم و بشدت درس می خواندم. بهمین دلیل کارتونهای دوران کودکی را زیاد بخاطر ندارم. البته بعدها برخی از کارتونها را دیدم ، اما نه در آن دوره مانند گالیور و ....<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925053.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925053.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">-از نظر شما دوبله فن است یا هنر؟<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">هنر که قطعا نیست</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟ مگر نه اینست که مفهوم هنر براساس ریشه آن از لغات ترکیبی یونانی و رومی در مفهوم "خوب توانستن" است؟ هر فعلی که انسان به بهترین شکل ممکن و گاه فراتر از انتظار به انجام رساند در واقع در انجام آن هنر دخیل بوده است اما مفهوم فن را میتوان بدون تواناییهای انسانی ( و حتی با یک ماشین یا ربات ) به انجام رساند. در واقع در هنر عشق انسانی شالوده فعل است اما در فن (حتی اگر به بهترین شکل صورت گرفته باشد) چون عشق دخیل نیست فاقد ارزشهای هنری است. بطور مثال چگونه میتوان عشق به دوبله را در کنار مهارت گوینده ای چون رفعت هاشم پور در میخواهم زنده بمانم را فن نامید درحالیکه کار دوبله این فیلم بخاطر گریه این گوینده سر یک صحنه درام سه بار و در سه روز متوقف میشود؟<br />
</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">این تعریف لغوی هنر می باشد که بنظر من خیلی نادقیق است . لغت هنر اصلش یک یک لفظ یونانیست و معنی آنهم ، معنی معینی در خلاقیت دارد. که بعدها هم در تاریخ شامل 7 هنر شده است ، نقاشی ، معماری ، سینما و .....  همه متفق القول به آن گفتند هنر، اینکه می گویند هنر معنایش این نیست که هر کاری در این مدیومها قرار میگیرد هنر است. بعضی از اینکارها ما قبل هنر است و بعضی هم به مرحله هنر می رسد. ما نقاشیهای بدی داریم که اینها هنر نیستند ، یا موسیقی یا سینما و حتی رقص . اینها خوب و بدش ، خوبش به هنر تبدیل می شود ، البته خوب که عرض میکنم مفهومی نمیگویم . فرمی عرض می کنم چون هنر از نظر من یعنی فرم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- فرم یعنی قالب؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه ، مجموعه شکلها و اشکالیست که مفهومی را تولید می کنند ، بدون فرم معنا در کار نیست و معنا هم بدون فرم کارائی ندارد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- از فرم به معنا می رسیم یا از معنا به فرم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ابدا از مفهوم به فرم نمی رسیم . مفهوم وجود ندارد اگر قبل از آن فرم نباشد. در هنر از فرم به محتوا می رسیم، محتوا قبل از فرم نیست و با فرم ساخته می شود ، با توجه به این نکته و هفت هنری که همه بشریت به رسمیت می شناسد ، دوبله در ان جا ندارد، دوبله یک مهارت بشدت خلاقانه می تواند باشد و یک حساسیت خوب به تبدیل چیزی به چیز دیگر ، که مومن به آن چیز می باشد ، اگر مومن نباشد که اصلا نیست. چون خودش به یک اصل دیگری مومن است. آن اصل ساخته شده ، این صدا وجود دارد، دوبله باید چیزی شبیه به آنرا خلق کند.</div>
<div style="text-align: justify;">در بهترین حالت چیزیست که قبلا عرض کردم، آدمهای بزرگی بودند ، عاشق سینما ، عاشق نمایش ، و صداهای خوبی داشتند، توانستند کار مهمی در تاریخ نمایش و سینمای ایران انجام دهند ، اما اینکه بخواهیم اسم انرا بگذاریم هنر ، به آن دلایلی که گفتم ، نه.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس با این تعریفی که شما گفتید بازیگری هنر است اما دوبله هنر نیست.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من نگفتم بازیگری هنر است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- سینما وقتی هنر باشد زیرشاخه های آنهم هنر است. غیر از اینست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه ، نه </div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- وقتی یک مجموعه هنر باشد زیرشاخه هایش نمیتواند هنر باشد؟ مگر نگفتید از جزئیات به کلیات میرسیم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اجزا می توانند هنر نباشد ، مثلا فیلمبرداری می تواند تبدیل به هنر شود</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس دوبله هم می تواند تبدیل به هنر شود.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه دوبله نمیشود</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟مگر دوبله تلاش یک انسان برای رسیدن به یک کار خوب نیست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اگر اینطور باشد کفاشی هم هنر است ، آشپزی هم هنر است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925054.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925054.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شما با آقای حسین معززی نیا رفاقت دارید . ایشان در مجله 24 در آبانماه 1390 مقاله ای منشر کردند بعنوان "دوبله : آری یا نه" و دوبله را بشدت تخطئه کردند . نظر شما در خصوص عقیده ایشان چیست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قطعا معززی نیا هم اگر دوبله را کوبیده بیشتر بخاطر تحریفهایی که در دوبله اتفاق افتاده آن مقاله را نوشته است. و بعید می دانم او دوبله ایکه زمانی در ایران معنا داشت و همچنین در زمان قبل از انقلاب آن دوبله های خوب را یادش رفته باشد. من الان بیاد یکی از همین دوبله های خوب افتادم.فیلمی که زبان اصلیش هم اتفاقا خیلی خوب است اما زبان اصلی آن بخوبی دوبله ما نیست. فیلم چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد. دوتا دوبلور آنجا هستند  ، جلیلوند و کاظمی که صدایشان بشدت به چهره الیزابت تیلور و ریچارد برتن می خورد</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- ما در بررسی این فیلم در سایت خود نوشتیم که این دو نفر (جلیلوند و کاظمی) می توانستند نمایشنامه این فیلم را در ایران به روی صحنه ببرند و از خود فیلم سرتر باشند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">البته نمایشنامه رادیویی آنرا ، برای اینکه چهره شان به آن دو شخصیت نمی خورد. دوبله تیلور و برتن فوق العادست و تا جائیکه من بیاد دارم دوبله به متن بشدت وفادار است . یعنی از ان کارهائیکه ما به آن انتقاد داریم در آن نیست. مکث هایش درست تنظیم شده و بنظر من یکی از بهترین دوبله های تاریخ ایران است. دوست ما (معززی نیا) چون جوان است احتمالا این دوبله ها را نشنیده است و ترجیح میدهد فیلم را به زبان اصلی ببیند و جالب اینکه اغلب کسانیکه دوست دارند فیلم را به زبان اصلی ببینند زبان بلد نیستند! زیر نویسش را می خوانند ، این بیشتر یک ژست است و ژست خوبی هم نیست. اما آنجا که دوبله به متن وفادار نباشد هر انتقادی به آن وارد است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چاپ دوم کتاب اسطوره جان فورد را کی ارائه میکنید؟ <br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">چاپ شده و الان قابل ارائه ست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- بد نیست نظر شما را راجع به چند کارگردان بپرسیم <br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> کوبریک:</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دو تا فیلم خوب دارد یکی راههای افتخار با بازی عالیِ کرک داگلاس و دومی چگونه می توان بمب را دوست داشت که در ایران بنام دکتر استرنج لاو معروف است<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"> - <span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">(استاد دوبله دکتر استرنج لاو چطور بود؟)</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوبله اش خیلی خوب است ، یک کمدی سیاه ضد جنگ و دقیق درست مثل راههای افتخار یک فیلم ضد جنگ و دقیق که حرفش را می فهمد و فرمش هم درست است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- الیور استون؟</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوست ندارم ، فیلمهایش شبیه مخملبافِ قبل از رفتن است. فیلمهایش شعریست ، رادیکال سبک است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- مایکل مان ؟</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوتا فیلم قابل تامل دارد ، بخصوص مخمصه اش قابل اعتناست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- با دوبله مجدد فیلمها موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بسیاری از فیلمهای کلاسیک را می توان دوباره دوبله کرد</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- بنظر شما کدامیک از فیلمهای کلاسیک را می توان دوباره دوبله کرد؟مثالی در ذهن دارید؟<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">همه شان، چون بنظر من فیلمهای هیچکاک اغلبشان دوبله خوبی ندارند و برخی هم لطمه خورده اند. بنظر من دوبله مجدد کلاسیکها کار خوبیست به شرط وفاداری به متن و پیدا کردن صداهائیکه به چهره کارکتر ها نزدیک باشد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- نظر شما درباره ترجمه فیلم چیست؟ ، برخی از فیلمها اصلا در ترجمه موضوعش عوض می شود مانند بعداز ظهر سگی در دوبله دوم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">جاهائیکه ما در دوبله مشکل داریم نود درصد به ترجمه برمی گردد. هیچ تعهد جدی به متن ندارند. هرجا چنین اتفاقی افتاده دوبله هم آسیب دیده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- در واقع ضرر کننده اصلی دوبله است. بدون آنکه نامی از مترجم به میان بیاید. البته فراموش هم نمیکنیم که مدیران دوبلاژ بعضا در ترجمه ها دست برده اند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بله در واقع ترجمه ها اغلب بد هستند اغلب به متن وفادار نیستند</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته این موضوع را هم باید در نظر داشته باشیم که گاهی مجبور به تغییر هستند. گاهی حرفهای رکیکی در فیلم رد و بدل می شود. نظر شما چیست؟ آیا با اینکه حرفهای رکیک عوض می شوند و تغییر پیدا می کند شما موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قطعا باید این را در نظر بگیریم که ما در چه جایی زندگی می کنیم. بعضی از فحشها ممکن است در آن کشور فحش نباشد اما در اینجا فحش شناخته می شود. من خیلی با این موضوع مشکل ندارم اما با تغییر موضوع مانند آنچه در بعداز ظهر سگی اتفاق می افتد مشکل دارم و آنرا فاجعه می دانم. در واقع فیلم را به یک فیلم دیگر تغییر می دهد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> تا چه اندازه با این موضوع که یکنفر در یک فیلم بجای چند شخصیت گویندگی کند موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">در مجموع مخالفم.غیر از مورد اسماعیلی که می تواند اینکار را بکند. اسماعیلی اعجوبه است و کسیکه گوشش به این موضوع مسلط نباشد به راحتی نمی فهمد که همه اینها یکنفرند. اسماعیلی منحصر بفرد است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته بازیگرانی هستند که با این موضوع مخالفند. برای مثال عزت الله انتظامی اعتقاد دارد که گویندگی منوچهر اسماعیلی در هزار دستان بجای وی  به بازی او لطمه زده است. هرچند اکنون که دیگر صدای سر صحنه ابداع گردیده است حتی بسیاری از هنرپیشگان قبل از انقلاب اکنون اعتقاد دارند که اگر در زمان ما هم صدای سر صحنه ابداع شده بود هنر ما بیشتر به چشم می آمد. در حالیکه اغلب دوستداران دوبله معتقدند که بسیاری از نقشهای آنان به مدد صداهای زیبای دوبلورها ماندگار گردیدند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قبول دارم</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- برای مثال بسیاری از ما نمی توانیم با صدای اصلی سعید راد ارتباط برقرار کنیم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بله ، به اعتقاد من هم سعید در واقع چیزی به اسم صدا که پنجاه درصد از هنر یک بازیگر است ندارد و خیلی ها اینطور بودند.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> آیا می دانستید فیلمی مانند بابا شمل اثر مرحوم حاتمی ابتدا دوبله شد و سپس کارکترها از روی دوبله فیلم، بازی کردند؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">جالب است ، نمی دانستم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> یا مصطفی عقاد وقتی فیلم محمد رسول الله را با دوبله ایرانی می بیند می گوید اگر این فیلم با صدای دوبلورهای شما اکران جهانی میگرفت موفق تر بود (به نقل از مجتهدی).<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">فیلم محمد رسول الله بدون اینکه ادعای عجیب غریبی بکند ، عقاد محمد رسول الله ای ساخته است که از محمد رسول الله ای که ما پنجاه سال بعد ساختیم خیلی جلوتر است. و این فیلم ما، فیلم خیلی بدی است. عقاد عجب معجونی ساخته است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">- <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">عشق به دوبله در نهاد پنهان اغلب ایرانیها وجود دارد. با این وجود چرا در جشنواره هایی مانند فجر دوبلورها فراموش می شوند و به انها جوایزی اهدا نمی گردد؟ <br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من هم قبول دارم که مردم ما عاشق دوبله هستند به دو دلیل اول برای اینکه ما ملت کلامی هستیم و بعد از ما ایتالیائیها. اینکه دوبله در وجود همه ما هست دلیل دومش بیشتر بخاطر نقش دوبلور های ماست که صداهایشان در حافظه تاریخی ما مانده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- نظرتان درباره اضافه گوئیهای گویندگانی مانند حمید قنبری روی فیلمهای جری لوئیس و یا ایرج دوستدار روی فیلمهای جان وین چیست؟</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">خیلی بد است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- استاد دو موضوع را باید در نظر گرفت، یکی اصالت فیلم و یکی هم گیشه ، اگر نگاهی به گیشه داشته باشیم ، می بینیم اغلب فیلمهایی که این گویندگان آنها را به اینگونه دوبله کرده اند از فروش بالایی برخوردار بوده است که سهم اصلی آن از دوبله فیلم است ، آیا باید عوام را در اینگونه موارد کنار بگذاریم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">وقتی فیلمی ساخته می شود و ما در اینجا آنرا دوبله می کنیم باید به آن مومن باشیم، اینکه مخاطب از چهارتا لیچار خوشش می آید ، این تبدیل کردن یک فیلم به یک اثر مبتذل است. اینکه مخاطب از این موضوع خوشش می آید این خبط غلطی ست که آقای قنبری داشته است ، حتی آقای دوستدار ، ولی بنظر من قنبری بیشتر از دوستدار این اشتباه را کرده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته گویندگان ما گاهی توجیهاتی برای این عمل خود داشته اند. برای مثال وقتی جان وین با صدای دوستدار بجای یا عیسی مسیح میگوید یا قمر بنی هاشم این گوینده اعتقاد دارد شنیدن اسامی مذهبی از دهان هر انسانی به هرشکل زیباست و توفیری ندارد که بگوئیم یا عیسی مسیح و یا قمر بنی هاشم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">این استدلال غلط است ، این توهین به مردم است ، یعنی مردم اینقدر بی سوادند که بپندارند که جان وین می گوید یا قمر بنی هاشم؟ این درک غلط از مردم است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- تاکنون با گویندگان تعاملی داشته اید؟ در جشنواره ها یا جلسات؟ ما تاکنون ندیده ایم در نقدهای خود از فیلمهای کلاسیک به دوبله فیلم اشاره داشته باشید. چرا؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">یکی از دلایل اصلی آن اینست در دوره ایکه دوبله در ایران دارای رونق بود من در ایران نبودم. منظورم دهه پنجاه ست. و بعد هم فیلمهایی که دیدم اساسا یا دوبله های خرابی داشت یا نیاز به مرمت داشت. گاهی با برخی از گویندگان جلسات مشترک داشتیم. مثلا با بهرام زند جلسه مشترکی درباره سریال 24 داشتم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">-برای نقد یک فیلم ، شما قبل از نقد فیلم را با زبان اصلی می بینید یا با دوبله؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #333333;">من اصلا با دوبله نمی بینم</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- و چرا؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">به این دلیل که برخی از دوبله ها من را عصبی می کند. وسط فیلم ناگهان صدا زبان اصلی می شود. بسیاری از دوبله ها ناقص هستند ، اینکه صداها عوض می شوند آزار دهنده است .بجز بعضی از فیلمها که دوبله کاملی دارند اغلب دی وی دی ها دارای دوبله های ناقصی هستند.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- در مورد کارهای انجمن گویندگان جوان چه نظری دارید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ندیدم ، اگر هم دیده باشم حافظه ام یاری نمی کند.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- با اینکه تلویزیون ما شبکه ای ایجاد کند و در آن فیلمها را با زبان اصلی نمایش دهد موافقید</span></span>؟<br />
</div>
<div style="text-align: justify;">حتما</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- اگر سر ساعت خاصی  فیلمی از این شبکه به زبان اصلی پخش شود و همزمان ، همان فیلم در شبکه ای دیگر اما با دوبله فارسی پخش شود شما کدام شبکه را برای تماشا کردن انتخاب می کنید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اگر دوبله کامل باشد و ترجمه اش درست باشد و به متن وفادار باشد قطعا دوبله</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس دوبله را دوست دارید؟<br />
<br />
</span></span>بله <br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">و یک سوال شخصی: میانه شما با فضای مجازی چطور است؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اصلا خوب نیست</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟ به آن علاقه ندارید یا تخصص استفاده از آنرا ندارید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">از فضای مجازی خوشم نمی آید به همین دلیل بدنبالش هم نرفتم. شبکه مجازی برای من عمدتا وقت تلف کردن است ، کتاب مجله و روزنامه را بیشتر ترجیح می دهم</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- آینده دوبله را با توجه به عدم اکران فیلمهای خارجی ، پیرشدن صدای گویندگان حرفه ای ، گسترش دوبله های ضعیف در شبکه های ماهواره ای و با تمام کاستیهای فعلی چطور می بینید؟<br />
<br />
</span></span>آینده خاصی برای آن متصور نیستم. بازگشت به دوران طلائی دوبله امری محال است<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- و کلام پایانی؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">آخرین حرفم که می خواهم از طریق شما بگویم اینست که دیدن فیلمهای کلاسیک خیلی اساسی و الزامی است ، دوستان هرچه بیشتر از کلاسیک بدانند ، مطلب و نقد بخوانند و دوباره فیلم را ببینند قطعا از سینما بیشتر لذت خواهند برد و هم بیشتر یاد می گیرند. همه چیز از کلاسیکها هم شروع می شوند و هم پایان می پذیرد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925055.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925055.jpg]" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #ff3333;">توجه : نقل این گفتگو در سایت ها و رسانه ها مشروط بر ذکر نام <span style="font-weight: bold;">سایت انجمن سینما کلاسیک</span> بعنوان منبع این گفتگو  بلامانع است.</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">چهارشنبه 22 مهر ماه 1394</div>
<div style="text-align: justify;">کرج - مهرشهر - کافه راندوو</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">د<span style="color: #993333;">ر بعدازظهر یک روز پائیزی گفتگوی گرم و دوستانه ای توسط <span style="font-weight: bold;">انجمن سینماکلاسیک</span> با استاد <span style="font-weight: bold;">مسعود فراستی</span> در خصوص <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span> و نقش دوبله فارسی انجام گرفت . در بدو ورود به <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو </span>دلنوشته ای از استاد بر دیوار کوبیده شده بود که چشم هر بیننده ای  را بخود خیره میکرد :</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925052.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925052.jpg]" /></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">با فراستی گرد یک میز می نشینیم و گفتگو را آغاز می کنیم:<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- تعریف شما از سینمای کلاسیک چیست؟ آیا دوره سینمای کلاسیک تمام شده است یا میتوان انتظار ساخته شدن فیلمی کلاسیک را در هر زمان داشت؟ دو نظریه درخصوص سینمای کلاسیک وجود دارد: نظریه ای که در سال 1985 توسط دیوید بوردول در کتابی بنام سینمای کلاسیک هالیوود مطرح شد که دوره سینمای کلاسیک را از 1917 تا 1960 میدانست (که بعدها به 1927 تا 1963 اصلاح شد) و نظریه دوم که توسط مدیر سایت راجر ایبرت و دیگران ارائه میشود که میگوید فیلمهای بزرگ امروزی عتیقه های فردا محسوب میشوند و سینمای کلاسیک وابسته به زمان نیست.</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">سینمای کلاسیک را باید بر مبنای فرم تعریف کنیم یعنی اینکه نوع روایت ، روایت خطی ، علل و معلولی و اساسا شخصیت محور و بشدت داستان پرداز. این مقوله از ابتدای دوران گریفیث را در بر می گیرد تا دهه هفتاد. زیرا ما هنوز در اوایل دهه هفتاد فیلمسازان کلاسیکی داریم که آخرین فیلمهایشان را می سازند. در دهه هفتاد به نظر من سینمای کلاسیک تمام می شود. حالا بوردول می گوید سینمای کلاسیک در دهه 60 تمام می شود اما من یک دهه ارفاق می کنم. چون هنوز فکر می کنم هیچکاک فیلم می سازد. و هنوز برخی از سینما گران خوب کلاسیک هم مشغول فیلمسازی هستند. دیگر هم تکرار نمی شود و بنظر من دوره طلایی سینماست. همه حرفهای اساسی که سینما می توانست بزند به درست ترین و ساده ترین شکل ممکن - ساده که می گویم اصلا منظورم آسان نیست بلکه سادگیِ بعد از پیچیدگی است -  بیان شده است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">سینمای کلاسیک را می توان با موسیقی کلاسیک مقایسه کرد، می توان با ادبیات کلاسیک و یا با نقاشی کلاسیک مقایسه کرد. در واقع همه این کلاسیکها اساسا هنر را می سازند و بیسِ هنرند. کسیکه میخواهد هر مدیوم هنری را انتخاب کند باید پشتوانه آنها چنین کلاسیکهایی باشند ، بدون مقوله کلاسیکها ما راه به جائی نمی بریم.</div>
<div style="text-align: justify;">سینمای مدرن از درون اینها در می آید. من فکر می کنم همین امروز می توان با کلاسیکها زیست کرد. یعنی اینطور نیست که سینمای کلاسیک در دهه شصت یا هفتاد اساسا تمام شده است و زیست و مخاطبش هم مربوط به همان دوره است. سینمای کلاسیک مثل ادبیات و نقاشی و موسیقی کلاسیک هنوز هم می تواند با مخاطب جدی خود تعامل داشته باشد. سینمای کلاسیک در واقع فشرده همه چیزهائیست که ما در هنر به آن احتیاج داریم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شما همه جا از مفهوم و فرم صحبت می کنید ، مفهوم و فرم را در سینمای ایران چگونه می بینید؟  ما در ایران مقوله ای بنام سینمای کلاسیک داشته و یا داریم ؟ آیا با توجه به مولفه هایی که بیان نمودید در سینمای ایران فیلمی داریم که آن مشخصات سینمای کلاسیک را داشته باشد؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">مقایسه سینمای کلاسیک جهان با سینمای ایران بنظر من بی ربط است. سینمای کلاسیک جهان با سینمای ایران فاصله زیادی دارد. از نظر من ما هنوز سینما نداریم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- مثالی میزنیم : شما فیلم ناخدا خورشید را چطور دیدید. این فیلم نمیتواند یک فیلم کلاسیک باشد؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">فیلم خیلی بدی است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- چرا ؟ این فیلم مطابق با همان ادبیات کلاسیک اروپا نوشته و ساخته شده است. فراموش نمیکنیم که  یکی از اصول سینمای کلاسیک اقتباس از ادبیات قرن 19 اروپاست که این فیلم برداشتی آزاد از چنین ادبیاتی است<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">این فیلم از روی قصه همینگوی گرفته شده است ولی فیلم بسیار بدی است ،یعنی در آداپته کردن و تبدیل آن به اینجایی ، مشکلات اساسی دارد، شخصیتها هیچکدام هویت ندارند، شناسنامه ندارند و یکسری عکسند، بعضیها در واقع فاجعه هستند. از اولین شخصیت که در واقع داریوش ارجمند است ، غیر از یکدستی که ندارد اصلا این آدم را نمی شناسیم ، یک ناخدائیست ، یک زن دارد، یکسری کنش دارد اما منش ندارد . وقتی هم که حرکت می کنیم می رسیم به تبعیدگاه آنجا به کل نه فضا معنی دارد نه نصیریان معلوم نیست کیست؟ و نه اویسی.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- فکر نمی کنید در داشتن و نداشتنِ هاوارد هاکس هم شخصیتها چنین هویتی دارند ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ابدا اینطور نیست</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> پس چگونه است که داشتن و نداشتن را کلاسیک میدانید اما ناخداخورشید را خیر؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اصلا ربطی بهم ندارند</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- آیا جز اینست که صرفا شخصیتها و مکان در این دو فیلم به لحاظ بومی سازی توفیر دارند ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">سینما با ادبیات و قصه سنجیده نمی شود ، سینما با خودش سنجیده می شود. هاکس فیلمسازی بلد است اما تقوایی در این فیلم اصلا فیلمسازی بلد نیست. یک کپی بسیار بد ساخته است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925051.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925051.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شخصیت شما در نقد ، ما را به یاد مرحوم دکتر هوشنگ کاووسی می اندازد که همواره صحبت دیگری (خلاف دانشته ها و خواست های دیگر منتقدان) داشت. وی در سال 1339 در یکی از مجلات سینمائی  نوشت : "برای کسانی که در امر خلاقانه سینما فعالیت میکنند دوبله عملی منفور است". وی دوبله را نوعی کلاهبرداری خطاب کرد که در کنگره بال و کنگره پاریس به نوعی تحریم شده بود. منتقد دیگری (پورنگ بهارلو) در همان سال در پاسخ به کاووسی نوشت : این موضوع نسبی است و با روایتی خاص از روبرتو روسه لینی تاکید کرد که "اصالت فیلم تاجائی مهم است که به درک فیلم لطمه نزند ". نظر شما درخصوص دوبله چیست  ؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من ترجیح میدهم فیلم را با زبان اصلی و یا زیر نویس ببینم. آنهایی که زبان بلد نیستند فیلم را با زیر نویس ببینند.ولی دوبله را دوست دارم، برای اینکه ما با دوبله خودمان با سینما آشنا شدیم. دوبله برای من جزو معدود جاهائیست که نسبت به آن نوستالژی دارم و نوستالژی ام ، نوستالوژی خوبی است، نوستالوژی عشق به سینماست. دوبله ایران جزو بهترین دوبله هائیست که می توان آنرا با دوبله ایتالیا یا فرانسه مقایسه کرد. ضمن آنکه ما حتی جلوتر بودیم. دوبله کار مهمی کرد در شناساندن سینمای کلاسیک به ایرانیان از این نظر باید از آن بشدت دفاع کرد، بعضی از صدا ها هم که ماندگار شدند. مثلا من وقتی جان وین را می بینم بیاد دوبلورش می افتم. و آن صدائیکه هنوز در گوشمان هست.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">عیبی که دوبله گذشته ما داشت و این عیب تسریع پیدا کرد این بود که خیلی به متن وفادار نبود و برای یک فیلم وسترن آمریکایی حرفهای ایرانی را در دهان کارکترها می گذاشت. رابرت میچم یا جان وین در ال دورادو یا ریووبراوو ، حرفهایی را در دهان کارکتر می گذاشتند که خنده دار بود یعنی ممکن بود که برای لحظاتی در آن سالها تماشاگر در سینما بخندد و لذت هم ببرد ولی اولا مال فیلم نبود ، مثل یا قمر بنی هاشم یا بعضی از شعرها و این موضوع خیلی خیلی به فیلم لطمه جدی زد و الان که می بینیم بیشتر این موضوع نمود دارد. اما این معنی اش این نیست که بخاطر این مسئله دوبله را تخطئه کنیم. دوبله ایران صداهای فوق العاده ای در خود پرورش داده است ، بسیار هم آدمهای فهیم و اغلب با سواد در خود داشته است که سینما را دوست داشتند، کارکتر را می شناختند و فیلم را درک می کردند و بعد از این بود که فیلم را دوبله می کردند. به همین دلیل من نسبت به آنها یک سمپاتی عمیق دارم ، جدای آن انتقادی که عرض کردم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- همانطور که اطلاع دارید در گذشته فیلمهای ایرانی هم دوبله می شدند. اما این روند از اوایل دهه هفتاد تغییر کرد و صداهای هنرپیشه ها در سر صحنه ضبط گردید و فیلمها با صدای سر صحنه به اکران در آمد و دیگر از دوبله فارسی به فارسی خبری نیست. نظر شما در اینخصوص چیست؟</span></span> <br />
</div>
<div style="text-align: justify;">قطعا صدای سر صحنه بهتر است. برای فیلم ایرانی صدای خود بازیگر فیلم را واقعی تر می کند و صدای سر صحنه همه واقعیات و افکتها را در بر دارد و به روح اثر بیشتر نزدیک است. ما می توانیم در واقع صدای یک گوینده را روی شخصیتی مثل همفری بوگارت یا جان وین هضم کنیم ولی صدای کسی را روی بهروز وثوقی یا فردین بنظر من غیر اصولیست و آنرا پس می زنیم.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;">بنابراین بهتر است فیلمهای خارجی دوبله شوند. هنوز از فیلمهای خوب خارجی و حتی از کلاسیکهایی که دوبله نشده اند یا حتی دوبله هایی که آسیب دیده یا خیلی آسیب دیده  اند باید دوباره دوبله کرد. خوب حالا خیلی از دوبلورهای بزرگ را نداریم ولی می شود باز دوباره کلاسیکهای خوب را دوباره دوبله کرد و اینبار اشعار و لیچارها را حذف کرد، به متن وفادار بود و صدا گذاشت و لذت برد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- دوبله شاخصی را بیاد می آورید؟ چه در زمینه انیمیشن و چه در زمینه فیلم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">کارتون را بیاد ندارم اما از دوستدار بجای جان وین خیلی خوشم می آید، طهماسب هم خیلی خوب است ، اسماعیلی هم خیلی خوب است  و بعد از اینها خسرو شاهی فوق العاده است بویژه بجای آلن دلون ، اما اسماعیلی در دوبله تک است ، به نظر من دوبله درسو اوزالا فوق العاده است ، چون فیلم را خیلی دوست دارم ، بخصوص شخصیت درسو را بسیار دوست دارم ، من فیلم را به زبان اصلی هم دیده ام ، ممکن است  به فیلم کوروساوا نقد داشته باشم ، اما شخصیت درسو فوق العاده است ، صدای اسماعیلی بنظر من از صدایی که در نسخه انگلیسی روی درسو گذاشته اند بیشتر به کارکتر می خورد و از فیلم جلو می زند. فوق العاده ست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- اسماعیلی از اینوع ابتکارات بسیار داشته است ، بجز درسو می توان به گویندگی بجای پیتر فالک  هم اشاره کرد.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">دقیقا و آن لکنت ریزی که در صدایش بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته آن لکنت خاص که مد نظر شماست مربوط به گویندگیهای وی بجای آنتونی کوئین است. اسماعیلی تیپهای بسیاری خلق کرد از تری توماس بگیرید (که بعدها پزشکیان آنرا در کارتون رابین هود تقلید و در دهان مار گذاشت) تا تیپ ریشار که بعدها در هزاردستان بجای مرحوم جمشید لایق (آمارگیر ابتدای سریال) اجرا کرد</span></span></div>
<br />
تلویزیون اگر اشتباه نکنم در اوایل دهه چهل به ایران آمد. در آن دوره در دبیرستان بودم و بشدت درس می خواندم. بهمین دلیل کارتونهای دوران کودکی را زیاد بخاطر ندارم. البته بعدها برخی از کارتونها را دیدم ، اما نه در آن دوره مانند گالیور و ....<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925053.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925053.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">-از نظر شما دوبله فن است یا هنر؟<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">هنر که قطعا نیست</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟ مگر نه اینست که مفهوم هنر براساس ریشه آن از لغات ترکیبی یونانی و رومی در مفهوم "خوب توانستن" است؟ هر فعلی که انسان به بهترین شکل ممکن و گاه فراتر از انتظار به انجام رساند در واقع در انجام آن هنر دخیل بوده است اما مفهوم فن را میتوان بدون تواناییهای انسانی ( و حتی با یک ماشین یا ربات ) به انجام رساند. در واقع در هنر عشق انسانی شالوده فعل است اما در فن (حتی اگر به بهترین شکل صورت گرفته باشد) چون عشق دخیل نیست فاقد ارزشهای هنری است. بطور مثال چگونه میتوان عشق به دوبله را در کنار مهارت گوینده ای چون رفعت هاشم پور در میخواهم زنده بمانم را فن نامید درحالیکه کار دوبله این فیلم بخاطر گریه این گوینده سر یک صحنه درام سه بار و در سه روز متوقف میشود؟<br />
</span></span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">این تعریف لغوی هنر می باشد که بنظر من خیلی نادقیق است . لغت هنر اصلش یک یک لفظ یونانیست و معنی آنهم ، معنی معینی در خلاقیت دارد. که بعدها هم در تاریخ شامل 7 هنر شده است ، نقاشی ، معماری ، سینما و .....  همه متفق القول به آن گفتند هنر، اینکه می گویند هنر معنایش این نیست که هر کاری در این مدیومها قرار میگیرد هنر است. بعضی از اینکارها ما قبل هنر است و بعضی هم به مرحله هنر می رسد. ما نقاشیهای بدی داریم که اینها هنر نیستند ، یا موسیقی یا سینما و حتی رقص . اینها خوب و بدش ، خوبش به هنر تبدیل می شود ، البته خوب که عرض میکنم مفهومی نمیگویم . فرمی عرض می کنم چون هنر از نظر من یعنی فرم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- فرم یعنی قالب؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه ، مجموعه شکلها و اشکالیست که مفهومی را تولید می کنند ، بدون فرم معنا در کار نیست و معنا هم بدون فرم کارائی ندارد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- از فرم به معنا می رسیم یا از معنا به فرم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ابدا از مفهوم به فرم نمی رسیم . مفهوم وجود ندارد اگر قبل از آن فرم نباشد. در هنر از فرم به محتوا می رسیم، محتوا قبل از فرم نیست و با فرم ساخته می شود ، با توجه به این نکته و هفت هنری که همه بشریت به رسمیت می شناسد ، دوبله در ان جا ندارد، دوبله یک مهارت بشدت خلاقانه می تواند باشد و یک حساسیت خوب به تبدیل چیزی به چیز دیگر ، که مومن به آن چیز می باشد ، اگر مومن نباشد که اصلا نیست. چون خودش به یک اصل دیگری مومن است. آن اصل ساخته شده ، این صدا وجود دارد، دوبله باید چیزی شبیه به آنرا خلق کند.</div>
<div style="text-align: justify;">در بهترین حالت چیزیست که قبلا عرض کردم، آدمهای بزرگی بودند ، عاشق سینما ، عاشق نمایش ، و صداهای خوبی داشتند، توانستند کار مهمی در تاریخ نمایش و سینمای ایران انجام دهند ، اما اینکه بخواهیم اسم انرا بگذاریم هنر ، به آن دلایلی که گفتم ، نه.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس با این تعریفی که شما گفتید بازیگری هنر است اما دوبله هنر نیست.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من نگفتم بازیگری هنر است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- سینما وقتی هنر باشد زیرشاخه های آنهم هنر است. غیر از اینست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه ، نه </div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- وقتی یک مجموعه هنر باشد زیرشاخه هایش نمیتواند هنر باشد؟ مگر نگفتید از جزئیات به کلیات میرسیم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اجزا می توانند هنر نباشد ، مثلا فیلمبرداری می تواند تبدیل به هنر شود</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس دوبله هم می تواند تبدیل به هنر شود.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">نه دوبله نمیشود</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟مگر دوبله تلاش یک انسان برای رسیدن به یک کار خوب نیست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اگر اینطور باشد کفاشی هم هنر است ، آشپزی هم هنر است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925054.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925054.jpg]" /></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- شما با آقای حسین معززی نیا رفاقت دارید . ایشان در مجله 24 در آبانماه 1390 مقاله ای منشر کردند بعنوان "دوبله : آری یا نه" و دوبله را بشدت تخطئه کردند . نظر شما در خصوص عقیده ایشان چیست؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قطعا معززی نیا هم اگر دوبله را کوبیده بیشتر بخاطر تحریفهایی که در دوبله اتفاق افتاده آن مقاله را نوشته است. و بعید می دانم او دوبله ایکه زمانی در ایران معنا داشت و همچنین در زمان قبل از انقلاب آن دوبله های خوب را یادش رفته باشد. من الان بیاد یکی از همین دوبله های خوب افتادم.فیلمی که زبان اصلیش هم اتفاقا خیلی خوب است اما زبان اصلی آن بخوبی دوبله ما نیست. فیلم چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد. دوتا دوبلور آنجا هستند  ، جلیلوند و کاظمی که صدایشان بشدت به چهره الیزابت تیلور و ریچارد برتن می خورد</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- ما در بررسی این فیلم در سایت خود نوشتیم که این دو نفر (جلیلوند و کاظمی) می توانستند نمایشنامه این فیلم را در ایران به روی صحنه ببرند و از خود فیلم سرتر باشند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">البته نمایشنامه رادیویی آنرا ، برای اینکه چهره شان به آن دو شخصیت نمی خورد. دوبله تیلور و برتن فوق العادست و تا جائیکه من بیاد دارم دوبله به متن بشدت وفادار است . یعنی از ان کارهائیکه ما به آن انتقاد داریم در آن نیست. مکث هایش درست تنظیم شده و بنظر من یکی از بهترین دوبله های تاریخ ایران است. دوست ما (معززی نیا) چون جوان است احتمالا این دوبله ها را نشنیده است و ترجیح میدهد فیلم را به زبان اصلی ببیند و جالب اینکه اغلب کسانیکه دوست دارند فیلم را به زبان اصلی ببینند زبان بلد نیستند! زیر نویسش را می خوانند ، این بیشتر یک ژست است و ژست خوبی هم نیست. اما آنجا که دوبله به متن وفادار نباشد هر انتقادی به آن وارد است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چاپ دوم کتاب اسطوره جان فورد را کی ارائه میکنید؟ <br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">چاپ شده و الان قابل ارائه ست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- بد نیست نظر شما را راجع به چند کارگردان بپرسیم <br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> کوبریک:</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دو تا فیلم خوب دارد یکی راههای افتخار با بازی عالیِ کرک داگلاس و دومی چگونه می توان بمب را دوست داشت که در ایران بنام دکتر استرنج لاو معروف است<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"> - <span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">(استاد دوبله دکتر استرنج لاو چطور بود؟)</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوبله اش خیلی خوب است ، یک کمدی سیاه ضد جنگ و دقیق درست مثل راههای افتخار یک فیلم ضد جنگ و دقیق که حرفش را می فهمد و فرمش هم درست است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- الیور استون؟</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوست ندارم ، فیلمهایش شبیه مخملبافِ قبل از رفتن است. فیلمهایش شعریست ، رادیکال سبک است.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- مایکل مان ؟</span></span><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">دوتا فیلم قابل تامل دارد ، بخصوص مخمصه اش قابل اعتناست.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- با دوبله مجدد فیلمها موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بسیاری از فیلمهای کلاسیک را می توان دوباره دوبله کرد</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- بنظر شما کدامیک از فیلمهای کلاسیک را می توان دوباره دوبله کرد؟مثالی در ذهن دارید؟<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">همه شان، چون بنظر من فیلمهای هیچکاک اغلبشان دوبله خوبی ندارند و برخی هم لطمه خورده اند. بنظر من دوبله مجدد کلاسیکها کار خوبیست به شرط وفاداری به متن و پیدا کردن صداهائیکه به چهره کارکتر ها نزدیک باشد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- نظر شما درباره ترجمه فیلم چیست؟ ، برخی از فیلمها اصلا در ترجمه موضوعش عوض می شود مانند بعداز ظهر سگی در دوبله دوم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">جاهائیکه ما در دوبله مشکل داریم نود درصد به ترجمه برمی گردد. هیچ تعهد جدی به متن ندارند. هرجا چنین اتفاقی افتاده دوبله هم آسیب دیده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- در واقع ضرر کننده اصلی دوبله است. بدون آنکه نامی از مترجم به میان بیاید. البته فراموش هم نمیکنیم که مدیران دوبلاژ بعضا در ترجمه ها دست برده اند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بله در واقع ترجمه ها اغلب بد هستند اغلب به متن وفادار نیستند</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته این موضوع را هم باید در نظر داشته باشیم که گاهی مجبور به تغییر هستند. گاهی حرفهای رکیکی در فیلم رد و بدل می شود. نظر شما چیست؟ آیا با اینکه حرفهای رکیک عوض می شوند و تغییر پیدا می کند شما موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قطعا باید این را در نظر بگیریم که ما در چه جایی زندگی می کنیم. بعضی از فحشها ممکن است در آن کشور فحش نباشد اما در اینجا فحش شناخته می شود. من خیلی با این موضوع مشکل ندارم اما با تغییر موضوع مانند آنچه در بعداز ظهر سگی اتفاق می افتد مشکل دارم و آنرا فاجعه می دانم. در واقع فیلم را به یک فیلم دیگر تغییر می دهد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> تا چه اندازه با این موضوع که یکنفر در یک فیلم بجای چند شخصیت گویندگی کند موافقید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">در مجموع مخالفم.غیر از مورد اسماعیلی که می تواند اینکار را بکند. اسماعیلی اعجوبه است و کسیکه گوشش به این موضوع مسلط نباشد به راحتی نمی فهمد که همه اینها یکنفرند. اسماعیلی منحصر بفرد است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته بازیگرانی هستند که با این موضوع مخالفند. برای مثال عزت الله انتظامی اعتقاد دارد که گویندگی منوچهر اسماعیلی در هزار دستان بجای وی  به بازی او لطمه زده است. هرچند اکنون که دیگر صدای سر صحنه ابداع گردیده است حتی بسیاری از هنرپیشگان قبل از انقلاب اکنون اعتقاد دارند که اگر در زمان ما هم صدای سر صحنه ابداع شده بود هنر ما بیشتر به چشم می آمد. در حالیکه اغلب دوستداران دوبله معتقدند که بسیاری از نقشهای آنان به مدد صداهای زیبای دوبلورها ماندگار گردیدند.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">قبول دارم</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- برای مثال بسیاری از ما نمی توانیم با صدای اصلی سعید راد ارتباط برقرار کنیم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">بله ، به اعتقاد من هم سعید در واقع چیزی به اسم صدا که پنجاه درصد از هنر یک بازیگر است ندارد و خیلی ها اینطور بودند.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> آیا می دانستید فیلمی مانند بابا شمل اثر مرحوم حاتمی ابتدا دوبله شد و سپس کارکترها از روی دوبله فیلم، بازی کردند؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">جالب است ، نمی دانستم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">-<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;"> یا مصطفی عقاد وقتی فیلم محمد رسول الله را با دوبله ایرانی می بیند می گوید اگر این فیلم با صدای دوبلورهای شما اکران جهانی میگرفت موفق تر بود (به نقل از مجتهدی).<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">فیلم محمد رسول الله بدون اینکه ادعای عجیب غریبی بکند ، عقاد محمد رسول الله ای ساخته است که از محمد رسول الله ای که ما پنجاه سال بعد ساختیم خیلی جلوتر است. و این فیلم ما، فیلم خیلی بدی است. عقاد عجب معجونی ساخته است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;">- <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">عشق به دوبله در نهاد پنهان اغلب ایرانیها وجود دارد. با این وجود چرا در جشنواره هایی مانند فجر دوبلورها فراموش می شوند و به انها جوایزی اهدا نمی گردد؟ <br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">من هم قبول دارم که مردم ما عاشق دوبله هستند به دو دلیل اول برای اینکه ما ملت کلامی هستیم و بعد از ما ایتالیائیها. اینکه دوبله در وجود همه ما هست دلیل دومش بیشتر بخاطر نقش دوبلور های ماست که صداهایشان در حافظه تاریخی ما مانده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #3333ff;"><span style="font-weight: bold;">- نظرتان درباره اضافه گوئیهای گویندگانی مانند حمید قنبری روی فیلمهای جری لوئیس و یا ایرج دوستدار روی فیلمهای جان وین چیست؟</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">خیلی بد است</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- استاد دو موضوع را باید در نظر گرفت، یکی اصالت فیلم و یکی هم گیشه ، اگر نگاهی به گیشه داشته باشیم ، می بینیم اغلب فیلمهایی که این گویندگان آنها را به اینگونه دوبله کرده اند از فروش بالایی برخوردار بوده است که سهم اصلی آن از دوبله فیلم است ، آیا باید عوام را در اینگونه موارد کنار بگذاریم؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">وقتی فیلمی ساخته می شود و ما در اینجا آنرا دوبله می کنیم باید به آن مومن باشیم، اینکه مخاطب از چهارتا لیچار خوشش می آید ، این تبدیل کردن یک فیلم به یک اثر مبتذل است. اینکه مخاطب از این موضوع خوشش می آید این خبط غلطی ست که آقای قنبری داشته است ، حتی آقای دوستدار ، ولی بنظر من قنبری بیشتر از دوستدار این اشتباه را کرده است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- البته گویندگان ما گاهی توجیهاتی برای این عمل خود داشته اند. برای مثال وقتی جان وین با صدای دوستدار بجای یا عیسی مسیح میگوید یا قمر بنی هاشم این گوینده اعتقاد دارد شنیدن اسامی مذهبی از دهان هر انسانی به هرشکل زیباست و توفیری ندارد که بگوئیم یا عیسی مسیح و یا قمر بنی هاشم.<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">این استدلال غلط است ، این توهین به مردم است ، یعنی مردم اینقدر بی سوادند که بپندارند که جان وین می گوید یا قمر بنی هاشم؟ این درک غلط از مردم است.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- تاکنون با گویندگان تعاملی داشته اید؟ در جشنواره ها یا جلسات؟ ما تاکنون ندیده ایم در نقدهای خود از فیلمهای کلاسیک به دوبله فیلم اشاره داشته باشید. چرا؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">یکی از دلایل اصلی آن اینست در دوره ایکه دوبله در ایران دارای رونق بود من در ایران نبودم. منظورم دهه پنجاه ست. و بعد هم فیلمهایی که دیدم اساسا یا دوبله های خرابی داشت یا نیاز به مرمت داشت. گاهی با برخی از گویندگان جلسات مشترک داشتیم. مثلا با بهرام زند جلسه مشترکی درباره سریال 24 داشتم.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">-برای نقد یک فیلم ، شما قبل از نقد فیلم را با زبان اصلی می بینید یا با دوبله؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #333333;">من اصلا با دوبله نمی بینم</span></div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- و چرا؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">به این دلیل که برخی از دوبله ها من را عصبی می کند. وسط فیلم ناگهان صدا زبان اصلی می شود. بسیاری از دوبله ها ناقص هستند ، اینکه صداها عوض می شوند آزار دهنده است .بجز بعضی از فیلمها که دوبله کاملی دارند اغلب دی وی دی ها دارای دوبله های ناقصی هستند.</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- در مورد کارهای انجمن گویندگان جوان چه نظری دارید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">ندیدم ، اگر هم دیده باشم حافظه ام یاری نمی کند.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- با اینکه تلویزیون ما شبکه ای ایجاد کند و در آن فیلمها را با زبان اصلی نمایش دهد موافقید</span></span>؟<br />
</div>
<div style="text-align: justify;">حتما</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- اگر سر ساعت خاصی  فیلمی از این شبکه به زبان اصلی پخش شود و همزمان ، همان فیلم در شبکه ای دیگر اما با دوبله فارسی پخش شود شما کدام شبکه را برای تماشا کردن انتخاب می کنید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اگر دوبله کامل باشد و ترجمه اش درست باشد و به متن وفادار باشد قطعا دوبله</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- پس دوبله را دوست دارید؟<br />
<br />
</span></span>بله <br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">و یک سوال شخصی: میانه شما با فضای مجازی چطور است؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">اصلا خوب نیست</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- چرا ؟ به آن علاقه ندارید یا تخصص استفاده از آنرا ندارید؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">از فضای مجازی خوشم نمی آید به همین دلیل بدنبالش هم نرفتم. شبکه مجازی برای من عمدتا وقت تلف کردن است ، کتاب مجله و روزنامه را بیشتر ترجیح می دهم</div>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- آینده دوبله را با توجه به عدم اکران فیلمهای خارجی ، پیرشدن صدای گویندگان حرفه ای ، گسترش دوبله های ضعیف در شبکه های ماهواره ای و با تمام کاستیهای فعلی چطور می بینید؟<br />
<br />
</span></span>آینده خاصی برای آن متصور نیستم. بازگشت به دوران طلائی دوبله امری محال است<br />
</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333ff;">- و کلام پایانی؟<br />
<br />
</span></span></div>
<div style="text-align: justify;">آخرین حرفم که می خواهم از طریق شما بگویم اینست که دیدن فیلمهای کلاسیک خیلی اساسی و الزامی است ، دوستان هرچه بیشتر از کلاسیک بدانند ، مطلب و نقد بخوانند و دوباره فیلم را ببینند قطعا از سینما بیشتر لذت خواهند برد و هم بیشتر یاد می گیرند. همه چیز از کلاسیکها هم شروع می شوند و هم پایان می پذیرد.</div>
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14450925055.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14450925055.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حواشی مصاحبه های سینماکلاسیک]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9</link>
			<pubDate>Fri, 16 Oct 2015 07:41:06 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #ccccff;">(عادت ندارم عامیانه و به زبان صحبت بنویسم اما برای احساس یکرنگی سعی میکنم با شیوه تعریف بنویسم)</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">ساعت 3/5 بود که به کرج رسیدم ... از <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>مختصات محلی که باید مصاحبه رو برگزار میکردیم رو گرفته بودم و و وقتی در اتوبان تهران-کرج قصد ورود مختصات رو به جی پی اس ماشین کردم برنامه جی پی اس بالا نیومد. به همین راحتی. و بعد ... زنگ پشت زنگ. ا<span style="font-style: italic;">لان کجائی؟ حالا کجا بیام؟ </span>... از اتوبان به کرج پیچیدم و بعد صدای <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>که کرج نه، بیا مهرشهر ... و جاده ای که منو بجای مهرشهر یکراست برد کمال شهر! من کجا شهرکمال کجا!...</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-style: italic;">آقا من وایسادم جلو کاخ شمس. کجائی؟ </span>این صدای <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>بود که توی گوشم می پیچید و .. من ... که تا بحال نمیدونستم شمس در مهرشهر کاخ و باغ داشته... در اون شلوغی خیابون فقط یک نفر رو دیدم که کنار خیابون وایساده و زل زده به ماشینها.. رد شدم.. و بعد یک لحظه به ذهنم خطور کرد که نکنه خودش بود! زنگ زدم و درهمون حال چشمم از توی آیینه به این مرد تنهای محله بود. وقتی گوشیش رفت سمت گوش فهمیدم خودشه. گفتم <span style="font-style: italic;">خودتی؟ </span>گفت <span style="font-style: italic;">کی؟! </span>گفتم <span style="font-style: italic;">هیچی جلوتو نگاه کن</span>... و بعد آغوش هم بودیم... و حسرت سالها ندیدن و کنار هم نبودن.</div>
<div style="text-align: justify;"> چند کوچه و خیابون رو که رد کردیم به کافه <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رسیدیم. تصور من از کافه ایشان یک رستوران خیلی بزرگ بود اما در نهایت کافه ای دیدم حدود 50 متر (شاید هم کمتر) و میز و صندلیهای فانتزی کوچیک که وقتی هرسه نفر پشت اونها نشستیم. روی دیوارهای کافه پر از تابلوهای نقاشی کلاسیک بود. از <span style="font-weight: bold;">ونگوک </span>بگیرید تا <span style="font-weight: bold;">رامبراند</span>. کتابهائی که خودش نوشته بود هم در یکی دو قفسه کنار کتابها و مجلات سینمائی دیگه گذاشته بود. از <span style="font-weight: bold;">کوروساوا </span>تا <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>و <span style="font-weight: bold;">فورد</span>. فاصله ما به هم خیلی کمتر  از اونی شد که معمولا در یک مصاحبه میشه انتظار داشت. احساس نفَس تو نفَس بودن و نزدیکی بیشتر ، در این زمونه که آدمها اینقدر از هم فاصله دارن هیچوقت چیز بدی نیست. گاهی یادمون میره که ما آدمها با نَفَس هم زنده ایم. </div>
<div style="text-align: justify;">27 سوال آماده کرده بودم. از سینمای کلاسیک شروع میشد و به جزئیات دوبله میرسید... <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>با فراستی خاص از سینمای کلاسیک گفت . از اون چیزی که تخصصش بود . وقتی در بین صحبتها اشاره کرد من در سینمای ایران فیلم کلاسیک یادم نمیاد ذهنم مستقیم رفت روی <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>.  بهترین اقتباس از یک درام قرن 19 ی. فیلمی که هم قصه گو بود ، هم از ادبیات غرب ملهم بود و هم ساختاری منسجم داشت (تمام مشخصه های کلاسیک بودم).  گفتم <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span> نمیتونه کلاسیک باشه؟ گفت : مزخرفه! گفتم چرا <span style="font-weight: bold;">داشتن و نداشتن</span> (<span style="font-weight: bold;">هوارد هاکس</span>) که دقیقا از روی همین داستان ساخته شده از نظر شما مزخرف نیست و کلاسیکه اما <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>ی که بومی سازی شده و یک کارگردان ایرانی ساخته مزخرفه؟! نگاه کرد ... و بعد بهانه دیگه ای ساخت " <span style="font-style: italic;">چون شخصیت پردازی نداره و آدمها پیشینه ندارن و گنگ هستن</span>". خواستم بگم کدومیک از شخصیتهای <span style="font-weight: bold;">داشتن و نداشتن</span> شخصیت پردازی دارن که اینجا نیست؟! پشیمون شدم و چیزی نگفتم...</div>
<div style="text-align: justify;">بحث رو به دوبله رفت ... اطلاعاتش از دوبله کلی بود. میگفت من سالها ایران نبودم. عادت کردم به دیدن فیلم به زبان اصلی. حتی جائی اشاره کرد که دیدن فیلم با زیرنویس بهتر از دوبله س. میخواستیم اینجوری بحث رو ادامه بدیم به جائی نمیرسیدیم. ما اومده بودیم که <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رو با دوبله آشنا کنیم نه اینکه خودمون هم بنشینیم و در مذمت دوبله داد سخن بدیم. </div>
<div style="text-align: justify;">نکته ای به ذهنم رسید که <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رو لای منگنه بگذارم و تاییدش رو برای دوبله بگیریم. یا باید در گیرودار رودربایسی میموند یا مقهور موقعیت و کلام میشد... گفتم فرض کنیم تلویزیون ایران شبکه ای راه اندازی کنه که فیلمها رو به زبان اصلی پخش کنه و بعد یکی از شبکه های عادی ما و این شبکه هردو یک فیلم کلاسیک رو نمایش بدن. اون به زبان اصلی و این به زبان دوبله. هردو کامل و بدون سانسور. شما کانال تلویزیونت روی کدوم شبکه س ؟ سریع گفت روی شبکه ای که داره فیلم دوبله رو نشون میده ... و ... همین برای گرفتن امضای <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>برای ما کافی بود. هول شد و جواب داد یا فکرکرد و گفت برای ما مهم نبود مهم چیزی بود که میخواستیم از ایشان برای سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span> که شالوده ش دوبله س دربیاد. بعد از مصاحبه صداش رو میشنیدم که پشت بارش برای خانمی که اونجا کار میکرد به آرومی تعریف میکرد که:  از من پرسید اگه دوتا شبکه باشه و ...</div>
<div style="text-align: justify;">سوالات کلی دوبله را جواب داد. بروبیکر هم گاهی سوال میکرد. و بعد از <span style="font-weight: bold;">محمد رسول الله</span> صحبت به میان اومد. گفت صدا فقط صدای حمزه. صدای کیه؟ گفتیم ا<span style="font-weight: bold;">سماعیلی</span>. از <span style="font-weight: bold;">دکتر استرانجلاو </span>گفت (که با اسم اصلی صداش میکرد : <span style="font-weight: bold;">چگونه یاد گرفتم بمب را دوست داشته باشم</span>) گفت گوینده ش کیه؟ گفتیم <span style="font-weight: bold;">اسماعیلی </span>و بازهم <span style="font-weight: bold;">اسماعیلی </span>... گفت عجب نابغه ایه این آدم... و بعد گفت کار میکنه؟ گفتیم بله. گفت: اعجوبه ایه این آدم .دعوتش کنید بیاد همینجا هرسه نفری باهاش مصاحبه کنیم. بهش بگید <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>دعوتت کرده ... </div>
<div style="text-align: justify;">گفتیم برنامه های زیادی برای مصاحبه ها داریم و سایت<span style="font-weight: bold;"> ایران کلاسیک</span> این کار رو هم خواهد کرد و چه بسا کافه شما رو بکنیم پاتوق مصاحبه های ا<span style="font-weight: bold;">یران کلاسیک</span> ... و قهقه های معروف <span style="font-weight: bold;">فراستی</span>... </div>
<div style="text-align: justify;">وسط صحبتها شخصا بلند شد و چای آورد...</div>
<div style="text-align: justify;">گفتم شخصیت شما همیشه منو یاد <span style="font-weight: bold;">دکتر کاووسی</span> انداخته. نه گفتن هاتون ، مخالف جریان شناکردنهاتون و بعد ... راستی آقای فراستی میدونستید در فیلم <span style="font-weight: bold;">قیصر </span>(که کاووسی حسابی کوبیدش) <span style="font-weight: bold;">جمشید مشایخی</span> در نقش خان دائی کنار حوض حیاط اشتباهی وضو میگیره؟! گفت چرا؟ گفتم نه دکتر <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>اینو فهمید که در نقدهاش بنویسه و نه شما. گفت چرا؟ گفتم یکی از مسح های پا یا سر رو (دقیقا یادم نیست کدومش) نمیکشه و میذاره میره!... همینطوری هاج و واج موند. گفت یعنی  50 ساله کسی اینو نفهمیده و شما فهمیدی؟ گفتم آره.</div>
<div style="text-align: justify;">از <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>که یاد کردم گفت : قبل از مرگش رفتم ملاقاتش ... گفت: دارم میرم اما خوشحالم که تو هستی... تاکید من روی تشابه این دو نفر (البته فارغ از تحصیلات آکادمیک کاووسی و پست و منصبهای خاصی که وی در سینمای ایران داشت) گاهی فراستی رو به فکر فرو میبرد. حتی وقتی گفتم <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>در یک نقد تلویزیونی <span style="font-weight: bold;">باشو غریبه کوچک</span> و <span style="font-weight: bold;">بیضائی </span>رو له کرد یاد چند دقیقه قبل خودش و <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>ی که ازش اسم بردم افتاد.</div>
<div style="text-align: justify;">صحبتها خیلی طولانی شده بود...</div>
<div style="text-align: justify;">لوح یادبودی تهیه کرده بودم قبل از رفتن با نام سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span>. با نرم افزار کلک و خط زیبای نستعلیق نوشته بودم. نام <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک </span>رو هم با فونت نسخ و ثلث. تقدیم کردیم. <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>عزیز دو عدد فلش آماد کرده بود. با لب تاب و هارد من از یک طرف و <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>از طرف دیگه مشغول انتقال تعدادی فیلم کلاسیک به فلشها شدیم. و در نهایت 10 تا 15 فیلم هم داخل همین حافظه ها از طرف سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک </span>به فراستی تقدیم شد... </div>
<div style="text-align: justify;">وقتی آماده خروج از کافه شدیم به <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>گفتم سالهاست میخوام ازتون بپرسم موی سر و ریشتون رو رنگ میکنید یا رنگ خودشه اما وقتی از نزدیک دیدم که سفیدی قشنگی داره روی این موها میشینه فهمیدم که موی خودتونه ... و ... بازهم با صدای بلند خندید....</div>
<div style="text-align: justify;">
وقتی اومدیم بیرون تازه یادم افتاد یک چیزو بهش نگفتم :</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #cc33ff;">آقای فراستی صداتون خیلی به درد دوبله میخوره</span><br />
<br />
.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="color: #ccccff;">(عادت ندارم عامیانه و به زبان صحبت بنویسم اما برای احساس یکرنگی سعی میکنم با شیوه تعریف بنویسم)</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">ساعت 3/5 بود که به کرج رسیدم ... از <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>مختصات محلی که باید مصاحبه رو برگزار میکردیم رو گرفته بودم و و وقتی در اتوبان تهران-کرج قصد ورود مختصات رو به جی پی اس ماشین کردم برنامه جی پی اس بالا نیومد. به همین راحتی. و بعد ... زنگ پشت زنگ. ا<span style="font-style: italic;">لان کجائی؟ حالا کجا بیام؟ </span>... از اتوبان به کرج پیچیدم و بعد صدای <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>که کرج نه، بیا مهرشهر ... و جاده ای که منو بجای مهرشهر یکراست برد کمال شهر! من کجا شهرکمال کجا!...</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-style: italic;">آقا من وایسادم جلو کاخ شمس. کجائی؟ </span>این صدای <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>بود که توی گوشم می پیچید و .. من ... که تا بحال نمیدونستم شمس در مهرشهر کاخ و باغ داشته... در اون شلوغی خیابون فقط یک نفر رو دیدم که کنار خیابون وایساده و زل زده به ماشینها.. رد شدم.. و بعد یک لحظه به ذهنم خطور کرد که نکنه خودش بود! زنگ زدم و درهمون حال چشمم از توی آیینه به این مرد تنهای محله بود. وقتی گوشیش رفت سمت گوش فهمیدم خودشه. گفتم <span style="font-style: italic;">خودتی؟ </span>گفت <span style="font-style: italic;">کی؟! </span>گفتم <span style="font-style: italic;">هیچی جلوتو نگاه کن</span>... و بعد آغوش هم بودیم... و حسرت سالها ندیدن و کنار هم نبودن.</div>
<div style="text-align: justify;"> چند کوچه و خیابون رو که رد کردیم به کافه <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رسیدیم. تصور من از کافه ایشان یک رستوران خیلی بزرگ بود اما در نهایت کافه ای دیدم حدود 50 متر (شاید هم کمتر) و میز و صندلیهای فانتزی کوچیک که وقتی هرسه نفر پشت اونها نشستیم. روی دیوارهای کافه پر از تابلوهای نقاشی کلاسیک بود. از <span style="font-weight: bold;">ونگوک </span>بگیرید تا <span style="font-weight: bold;">رامبراند</span>. کتابهائی که خودش نوشته بود هم در یکی دو قفسه کنار کتابها و مجلات سینمائی دیگه گذاشته بود. از <span style="font-weight: bold;">کوروساوا </span>تا <span style="font-weight: bold;">هیچکاک </span>و <span style="font-weight: bold;">فورد</span>. فاصله ما به هم خیلی کمتر  از اونی شد که معمولا در یک مصاحبه میشه انتظار داشت. احساس نفَس تو نفَس بودن و نزدیکی بیشتر ، در این زمونه که آدمها اینقدر از هم فاصله دارن هیچوقت چیز بدی نیست. گاهی یادمون میره که ما آدمها با نَفَس هم زنده ایم. </div>
<div style="text-align: justify;">27 سوال آماده کرده بودم. از سینمای کلاسیک شروع میشد و به جزئیات دوبله میرسید... <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>با فراستی خاص از سینمای کلاسیک گفت . از اون چیزی که تخصصش بود . وقتی در بین صحبتها اشاره کرد من در سینمای ایران فیلم کلاسیک یادم نمیاد ذهنم مستقیم رفت روی <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>.  بهترین اقتباس از یک درام قرن 19 ی. فیلمی که هم قصه گو بود ، هم از ادبیات غرب ملهم بود و هم ساختاری منسجم داشت (تمام مشخصه های کلاسیک بودم).  گفتم <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span> نمیتونه کلاسیک باشه؟ گفت : مزخرفه! گفتم چرا <span style="font-weight: bold;">داشتن و نداشتن</span> (<span style="font-weight: bold;">هوارد هاکس</span>) که دقیقا از روی همین داستان ساخته شده از نظر شما مزخرف نیست و کلاسیکه اما <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>ی که بومی سازی شده و یک کارگردان ایرانی ساخته مزخرفه؟! نگاه کرد ... و بعد بهانه دیگه ای ساخت " <span style="font-style: italic;">چون شخصیت پردازی نداره و آدمها پیشینه ندارن و گنگ هستن</span>". خواستم بگم کدومیک از شخصیتهای <span style="font-weight: bold;">داشتن و نداشتن</span> شخصیت پردازی دارن که اینجا نیست؟! پشیمون شدم و چیزی نگفتم...</div>
<div style="text-align: justify;">بحث رو به دوبله رفت ... اطلاعاتش از دوبله کلی بود. میگفت من سالها ایران نبودم. عادت کردم به دیدن فیلم به زبان اصلی. حتی جائی اشاره کرد که دیدن فیلم با زیرنویس بهتر از دوبله س. میخواستیم اینجوری بحث رو ادامه بدیم به جائی نمیرسیدیم. ما اومده بودیم که <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رو با دوبله آشنا کنیم نه اینکه خودمون هم بنشینیم و در مذمت دوبله داد سخن بدیم. </div>
<div style="text-align: justify;">نکته ای به ذهنم رسید که <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>رو لای منگنه بگذارم و تاییدش رو برای دوبله بگیریم. یا باید در گیرودار رودربایسی میموند یا مقهور موقعیت و کلام میشد... گفتم فرض کنیم تلویزیون ایران شبکه ای راه اندازی کنه که فیلمها رو به زبان اصلی پخش کنه و بعد یکی از شبکه های عادی ما و این شبکه هردو یک فیلم کلاسیک رو نمایش بدن. اون به زبان اصلی و این به زبان دوبله. هردو کامل و بدون سانسور. شما کانال تلویزیونت روی کدوم شبکه س ؟ سریع گفت روی شبکه ای که داره فیلم دوبله رو نشون میده ... و ... همین برای گرفتن امضای <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>برای ما کافی بود. هول شد و جواب داد یا فکرکرد و گفت برای ما مهم نبود مهم چیزی بود که میخواستیم از ایشان برای سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span> که شالوده ش دوبله س دربیاد. بعد از مصاحبه صداش رو میشنیدم که پشت بارش برای خانمی که اونجا کار میکرد به آرومی تعریف میکرد که:  از من پرسید اگه دوتا شبکه باشه و ...</div>
<div style="text-align: justify;">سوالات کلی دوبله را جواب داد. بروبیکر هم گاهی سوال میکرد. و بعد از <span style="font-weight: bold;">محمد رسول الله</span> صحبت به میان اومد. گفت صدا فقط صدای حمزه. صدای کیه؟ گفتیم ا<span style="font-weight: bold;">سماعیلی</span>. از <span style="font-weight: bold;">دکتر استرانجلاو </span>گفت (که با اسم اصلی صداش میکرد : <span style="font-weight: bold;">چگونه یاد گرفتم بمب را دوست داشته باشم</span>) گفت گوینده ش کیه؟ گفتیم <span style="font-weight: bold;">اسماعیلی </span>و بازهم <span style="font-weight: bold;">اسماعیلی </span>... گفت عجب نابغه ایه این آدم... و بعد گفت کار میکنه؟ گفتیم بله. گفت: اعجوبه ایه این آدم .دعوتش کنید بیاد همینجا هرسه نفری باهاش مصاحبه کنیم. بهش بگید <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>دعوتت کرده ... </div>
<div style="text-align: justify;">گفتیم برنامه های زیادی برای مصاحبه ها داریم و سایت<span style="font-weight: bold;"> ایران کلاسیک</span> این کار رو هم خواهد کرد و چه بسا کافه شما رو بکنیم پاتوق مصاحبه های ا<span style="font-weight: bold;">یران کلاسیک</span> ... و قهقه های معروف <span style="font-weight: bold;">فراستی</span>... </div>
<div style="text-align: justify;">وسط صحبتها شخصا بلند شد و چای آورد...</div>
<div style="text-align: justify;">گفتم شخصیت شما همیشه منو یاد <span style="font-weight: bold;">دکتر کاووسی</span> انداخته. نه گفتن هاتون ، مخالف جریان شناکردنهاتون و بعد ... راستی آقای فراستی میدونستید در فیلم <span style="font-weight: bold;">قیصر </span>(که کاووسی حسابی کوبیدش) <span style="font-weight: bold;">جمشید مشایخی</span> در نقش خان دائی کنار حوض حیاط اشتباهی وضو میگیره؟! گفت چرا؟ گفتم نه دکتر <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>اینو فهمید که در نقدهاش بنویسه و نه شما. گفت چرا؟ گفتم یکی از مسح های پا یا سر رو (دقیقا یادم نیست کدومش) نمیکشه و میذاره میره!... همینطوری هاج و واج موند. گفت یعنی  50 ساله کسی اینو نفهمیده و شما فهمیدی؟ گفتم آره.</div>
<div style="text-align: justify;">از <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>که یاد کردم گفت : قبل از مرگش رفتم ملاقاتش ... گفت: دارم میرم اما خوشحالم که تو هستی... تاکید من روی تشابه این دو نفر (البته فارغ از تحصیلات آکادمیک کاووسی و پست و منصبهای خاصی که وی در سینمای ایران داشت) گاهی فراستی رو به فکر فرو میبرد. حتی وقتی گفتم <span style="font-weight: bold;">کاووسی </span>در یک نقد تلویزیونی <span style="font-weight: bold;">باشو غریبه کوچک</span> و <span style="font-weight: bold;">بیضائی </span>رو له کرد یاد چند دقیقه قبل خودش و <span style="font-weight: bold;">ناخدا خورشید</span>ی که ازش اسم بردم افتاد.</div>
<div style="text-align: justify;">صحبتها خیلی طولانی شده بود...</div>
<div style="text-align: justify;">لوح یادبودی تهیه کرده بودم قبل از رفتن با نام سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک</span>. با نرم افزار کلک و خط زیبای نستعلیق نوشته بودم. نام <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک </span>رو هم با فونت نسخ و ثلث. تقدیم کردیم. <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>عزیز دو عدد فلش آماد کرده بود. با لب تاب و هارد من از یک طرف و <span style="font-weight: bold;">بروبیکر </span>از طرف دیگه مشغول انتقال تعدادی فیلم کلاسیک به فلشها شدیم. و در نهایت 10 تا 15 فیلم هم داخل همین حافظه ها از طرف سایت <span style="font-weight: bold;">سینماکلاسیک </span>به فراستی تقدیم شد... </div>
<div style="text-align: justify;">وقتی آماده خروج از کافه شدیم به <span style="font-weight: bold;">فراستی </span>گفتم سالهاست میخوام ازتون بپرسم موی سر و ریشتون رو رنگ میکنید یا رنگ خودشه اما وقتی از نزدیک دیدم که سفیدی قشنگی داره روی این موها میشینه فهمیدم که موی خودتونه ... و ... بازهم با صدای بلند خندید....</div>
<div style="text-align: justify;">
وقتی اومدیم بیرون تازه یادم افتاد یک چیزو بهش نگفتم :</div>
<div style="text-align: justify;"><span style="color: #cc33ff;">آقای فراستی صداتون خیلی به درد دوبله میخوره</span><br />
<br />
.</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اخبار مربوط به مصاحبه ها و گفتگوهای اختصاصی سینما کلاسیک با بزرگان دوبله و سینما]]></title>
			<link>https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7</link>
			<pubDate>Thu, 01 Oct 2015 11:55:03 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://cinemaclassic.ir/Thread-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14437001311.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14437001311.jpg]" /></div>
<br />
<br />
روزیکه نام <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> را برای سایت به اتفاق <span style="font-weight: bold;">منصور</span> انتخاب نمودیم فکر نمی کردیم برای عبور و تایید این نام از کمیته و کارگروها ی مختلف بدلیل یدک کشیدن نام سینما باید بیش از 10 روز در انتظار تایید قرار بگیریم. اخذ تعهد های مختلف وظیفه ما را در قبال این نام بیشتر نمود. و این در حالیست که دامنه <span style="font-weight: bold;">ایران دوبله </span>طی پنج دقیقه به تایید رسید و آماده بهره برداری گردید.<br />
اما امروز فکر نمی کردم این نام باعث اخذ اعتبار ما نزد یکی از منتقدان بزرگ و دوست داشتنی سینما گردد. لحظاتی پیش هنگام مراجعت به منزل سری به <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو</span> و صاحب خوش اخلاقش زدم. پیش از این هم <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333cc;">استاد مسعود خان فراستی</span></span> را در کافه اش ملاقات کرده بودم و اما هیچوقت با او در خصوص محفل خود صحبت نکرده بودم.<br />
<br />
با استاد پای یک میز نشستیم و اینبار بجای اینکه او سخن بگوید من سخن گفتم و محفل و دوستان خود را به او معرفی نمودم و از او وقتی گرفتم تا در هفته آینده به اتفاق<span style="font-weight: bold;"> منصور </span>نزدش برویم و یک گفتگوی داغ و دوستانه در خصوص دوبله و نقش دوبله در سینمای کلاسیک با او داشته باشیم.<br />
هر بار که از اشتیاق و علاقه دوستانم در باب دوبله و کارهائیکه تا کنون انجام داده اند صحبت می نمودم استاد لبخندی میزدند. مردد بودم که آیا او درخواست ما می پذیرد یا خیر؟ استاد یک نخ سیگار از پاکت CAMEL مشکی خود بیرون آوردند و روشن کردند و گفتند:  <span style="font-weight: bold;">هستم ،  برای اینکه نام سایتتان سینما کلاسیک است.</span><br />
لبخند رضایت به روی لبان هر دویمان نقش بست و با <span style="font-weight: bold;">منصور </span>هم قول گردیدیم که استاد را راضی کنیم تا ضمن جریان مصاحبه ، او را به جمع خود دعوت نمائیم تا با یک جستار اختصاصی دلنوشته های هفتگی خود را از سینمای کلاسیک با ما به اشتراک بگذارد.<br />
<br />
دوستان عزیز: از آنجا که بارها گفته ام سایت متعلق به خودتان می باشد ، من و <span style="font-weight: bold;">منصور </span>به نیابت از شما و سایت خدمت استاد خواهیم رسید. لذا دوستان می توانند سوالات و موضوعاتی که بنظرشان جالب بنظر می رسد ( چه در باب دوبله یا ترجمه یا سینمای کلاسیک و یا مسائل شخصی استاد) برای بنده یا <span style="font-weight: bold;">منصور</span> پیام خصوصی فرمائید. سوالات پس از برگزاری مصاحبه بنام خود دوستان در سایت درج خواهد گردید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کافه راندوو</span> مکان دنج و آرامی برای دوستان سینما می باشد. استاد روزهای یکشنبه در کافه کلاس سینمای کلاسیک دارند. ظاهرا از این جمعه نیز با تغییر مجدد عوامل برنامه <span style="font-weight: bold;">هفت</span> استاد مجددا در برنامه هفت حضور خواهند داشت. بعدها از <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو </span>و ساکن همیشگی آن در این سایت بیشتر خواهید شنید. شخصیت استاد بسیا بسیار بسیار متفاوت تر از آنچه که شما می پندارید است. بنده نیم ساعت آنجا بودم ، به اندازه یکماه خندیدم. امیدوارم بزودی در اولین میتینگ <span style="font-weight: bold;">سینمای کلاسیک</span> تمام دوستان مجازی خود را در آنجا ببینیم ، آنهم با حضور یکی دیگر از بزرگان که سوپرایز بعدی ما خواهد بود.<br />
پایان هفته خوشی را برایتان آرزو مندم<br />
موفق باشید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://cinemaclassic.ir/up/uploads/14437001311.jpg" border="0" alt="[تصویر: 14437001311.jpg]" /></div>
<br />
<br />
روزیکه نام <span style="font-weight: bold;">سینما کلاسیک</span> را برای سایت به اتفاق <span style="font-weight: bold;">منصور</span> انتخاب نمودیم فکر نمی کردیم برای عبور و تایید این نام از کمیته و کارگروها ی مختلف بدلیل یدک کشیدن نام سینما باید بیش از 10 روز در انتظار تایید قرار بگیریم. اخذ تعهد های مختلف وظیفه ما را در قبال این نام بیشتر نمود. و این در حالیست که دامنه <span style="font-weight: bold;">ایران دوبله </span>طی پنج دقیقه به تایید رسید و آماده بهره برداری گردید.<br />
اما امروز فکر نمی کردم این نام باعث اخذ اعتبار ما نزد یکی از منتقدان بزرگ و دوست داشتنی سینما گردد. لحظاتی پیش هنگام مراجعت به منزل سری به <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو</span> و صاحب خوش اخلاقش زدم. پیش از این هم <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3333cc;">استاد مسعود خان فراستی</span></span> را در کافه اش ملاقات کرده بودم و اما هیچوقت با او در خصوص محفل خود صحبت نکرده بودم.<br />
<br />
با استاد پای یک میز نشستیم و اینبار بجای اینکه او سخن بگوید من سخن گفتم و محفل و دوستان خود را به او معرفی نمودم و از او وقتی گرفتم تا در هفته آینده به اتفاق<span style="font-weight: bold;"> منصور </span>نزدش برویم و یک گفتگوی داغ و دوستانه در خصوص دوبله و نقش دوبله در سینمای کلاسیک با او داشته باشیم.<br />
هر بار که از اشتیاق و علاقه دوستانم در باب دوبله و کارهائیکه تا کنون انجام داده اند صحبت می نمودم استاد لبخندی میزدند. مردد بودم که آیا او درخواست ما می پذیرد یا خیر؟ استاد یک نخ سیگار از پاکت CAMEL مشکی خود بیرون آوردند و روشن کردند و گفتند:  <span style="font-weight: bold;">هستم ،  برای اینکه نام سایتتان سینما کلاسیک است.</span><br />
لبخند رضایت به روی لبان هر دویمان نقش بست و با <span style="font-weight: bold;">منصور </span>هم قول گردیدیم که استاد را راضی کنیم تا ضمن جریان مصاحبه ، او را به جمع خود دعوت نمائیم تا با یک جستار اختصاصی دلنوشته های هفتگی خود را از سینمای کلاسیک با ما به اشتراک بگذارد.<br />
<br />
دوستان عزیز: از آنجا که بارها گفته ام سایت متعلق به خودتان می باشد ، من و <span style="font-weight: bold;">منصور </span>به نیابت از شما و سایت خدمت استاد خواهیم رسید. لذا دوستان می توانند سوالات و موضوعاتی که بنظرشان جالب بنظر می رسد ( چه در باب دوبله یا ترجمه یا سینمای کلاسیک و یا مسائل شخصی استاد) برای بنده یا <span style="font-weight: bold;">منصور</span> پیام خصوصی فرمائید. سوالات پس از برگزاری مصاحبه بنام خود دوستان در سایت درج خواهد گردید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کافه راندوو</span> مکان دنج و آرامی برای دوستان سینما می باشد. استاد روزهای یکشنبه در کافه کلاس سینمای کلاسیک دارند. ظاهرا از این جمعه نیز با تغییر مجدد عوامل برنامه <span style="font-weight: bold;">هفت</span> استاد مجددا در برنامه هفت حضور خواهند داشت. بعدها از <span style="font-weight: bold;">کافه راندوو </span>و ساکن همیشگی آن در این سایت بیشتر خواهید شنید. شخصیت استاد بسیا بسیار بسیار متفاوت تر از آنچه که شما می پندارید است. بنده نیم ساعت آنجا بودم ، به اندازه یکماه خندیدم. امیدوارم بزودی در اولین میتینگ <span style="font-weight: bold;">سینمای کلاسیک</span> تمام دوستان مجازی خود را در آنجا ببینیم ، آنهم با حضور یکی دیگر از بزرگان که سوپرایز بعدی ما خواهد بود.<br />
پایان هفته خوشی را برایتان آرزو مندم<br />
موفق باشید]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>