انجمن سینما کلاسیک
کافه کوچینی - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن سینما کلاسیک (http://cinemaclassic.ir)
+-- انجمن: گیشه سینما (/Forum-%DA%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7)
+--- انجمن: تالار گفتگوهای عمومی (/Forum-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C)
+--- موضوع: کافه کوچینی (/Thread-%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C)

صفحه‌ها: 1 2


RE: کافه کوچینی - اکتورز - ۲-۳-۱۳۹۵ ۰۶:۲۸ عصر

به شکلی اتفاقی متوجه پیام دوستی شدم که گویا شاکی و دلخور از سخنان بنده شکایت به دیگری برده و خواسته من به هرشکل متوجه بشم .
دوست که چه عرض کنم ،خواهر نازنینم سرکار خانم هایدی .
هایدی عزیز ، اگر در کلام من طعنه و کنایه ای بوده و شمارا آزرده خاطر کرده ، از شما و از ژرفای دل و درونم عذرخواهی میکنم .
شما احترامت نزد بنده بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنی حائز اهمیت هست و هرگز به خود اجازه نمیدهم دل خواهر غریبی را برنجانم.
همینجاهم دعوتت میکنم به صرف یک کافی در کافهء دنج کوچینی .


RE: کافه کوچینی - هایدی - ۲-۳-۱۳۹۵ ۰۷:۲۵ عصر

جناب اکتورز گرامی

از اینکه لطف کردید و این مطلب را نوشتید و همچنین لطفتان نسبت به خودم سپاسگزارم.

بنده هم همیشه برای شما احترام قائل بودم و هستم.

مسائل مورد اختلاف هم از نظر بنده حل شده است.

پاینده باشید اکتورز عزیز.


RE: کافه کوچینی - کاربر حذف شده1 - ۷-۱۰-۱۳۹۵ ۰۵:۰۱ عصر

سلام
اگرچه در تقویم ایرانی و سنت ایرانی چیزی به اسم عید کریسمس وجود ندارد اما خیلی دوست داشتم برای کریسمس هدیه ای به اعضای سایت تقدیم کنم. همانطور که قبلا نوشتم دو مصاحبه خیلی جذاب از رابین ویلیامز را دانلود کردم و آنرا ترجمه و با صدای خودم یه جورایی دوبلش کردم و برای جناب بروبیکر فرستادم. از ایشان خواهش کردم که اگر مقدور است از جناب مقامی بخواهند آنرا بخوانند و با صدای ایشان این مصاحبه ها را روی سایت قرار دهند.
اگر هم نشد اشکالی ندارد و اگر دوستان صدای من را می توانند تحمل کنند فایل را همانطوری که ارسال کردم در اختیار اعضا قرار دهند.

 

 


RE: کافه کوچینی - برو بیکر - ۲۳-۱۰-۱۳۹۵ ۰۲:۵۱ صبح

با سلام خدمت دوستان عزیزم
اگر خاطر دوستان عزیز باشد چند ماه پیش که اعلام بازنشستگی نمودم  عرض کردم امور سایت را تا زمانیکه از بین دوستان فرد شایسته ای که مقبول دوستان باشد داوطلب مدیریت نشود اداره میکنم و به وظایف خود عمل نمودم. در همین راستا برای اینکه سینما کلاسیک همچنان پا برجا باشد با چند سایت معتبر جهت واگذری سایت مذاکره نمودم و همچنان الویت بر واگذاری سایت به یکی از اعضای قدیمی بود.

درست در زمانیکه مذاکره با یکی از سایتهای معتبر بصورت جدی پیگیری میشد جناب منصور پیام دادند که حاضرند مالکیت سایت را بپذیرند و قطعا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام بود. لذا مذاکرات را متوقف نمودم و طبق توافقات قبلی جناب منصور هزینه های مورد توافق را پرداخت نمودند و مالکیت سایت را بر عهده گرفتند. پیرو توافقات ، بنده نیز کلیه پسوردهای هاست و ادمین و آپلود سنتر را به همراه توضیحات لازمه برای ایشان ارسال کردم. لذا از این تاریخ به بعد مالکیت سایت بعهده ایشان است. شخصا خرسندم که سایت بین خودمان ماند.

اما طبق قولی که به همه دوستان داده بودم همچنان هستم و حضور دارم و اگر مشکل کاری برایم پیش نیاید شاید بیش از گذشته نیز حضور داشته باشم و کما فی السابق هر کمکی که از دستم بر بیاید مانند گذشته بعنوان یک مدیر بازنشسته برای سربلندی و پویایی سایت انجام خواهم داد. هیچگونه محدودیتی در حال حاضر در سایت برای کاربران وجود ندارد و همانطور که چند ماه پیش هم عرض کردم مادامیکه پیامها و ارسالات اعضا در راستای موضوع سایت باشد انجمن می تواند با قدرت تمام بکار خود ادامه دهد. بعد از این هم قطعا اگر به همین صورت باشد سایت آرامش خود را حفظ خواهد نمود و یقینا میتوانم بگویم در چند ماه اخیر تنها پست غیر مرتبط با موضوعات سایت همین پستی است که بنده در حال ارسال آن هستم. اگر محدودیتی در دسترسیها وجود داشته باشد محدودیتهای فردی برای اعضائیست که نتوانستند شرایط خود را با قوانین سایت وقف دهند.

جعبه پیام سایت محلیست برای اطلاع رسانی  اعضا به یکدیگر برای مطالب مفید. قطعا محدودیتهای فردی به جهت عدم رعایت موضوع فوق است. مطلبی که مفید نباشد بهتر است نگارنده خودش برای خودش بنویسد و خودش هم بتواند بخواند. در خصوص برخی از مسائل هم بنده برای دوستانیکه برایم مهم بودند بصورت خصوصی توضیحات را دادم و بسیار بسیار خوشحالم که پاسخم را گرفتم. تنها چیزیکه باعث میگردد بیش از گذشته در خدمت دوستانم باشم دلگرمی آنان و پیامهای محبت آمیزشان بود. و بقول یکی از دوستانم شنونده باید عاقل باشد.

در هر صورت از تمامی دوستان و اعضای محترم که با متانت تمام در این مدت آرامش سایت را حفظ نمودند سپاسگزارم. قطعا منزلت و شان سایت بالاتر از آنست که بخواهیم آنرا تبدیل به صحن حرفهای کودکانه نمائیم. ما در این محفل گردهم آمده ایم تا در مورد علاقمندی مشترکمان تبادل اطلاعات نمائیم نه آنکه پاسخگوی تشکیک افکار دیگران باشیم.  خوشبختانه  روز به روز منابع اطلاعاتی ما نیز گسترش می یابد و شاید هیچ لذتی برای ما بالاتر از این نیست که داغترین خبرهای اختصاصی موضوع مورد علاقه خود را مستقیما و از منابع معتبر به اطلاع یکدیگر برسانیم. شاید گاهی مشغله های کاری باعث گردد کمتر بنویسیم اما خوشحالم از اینکه بگویم آنان که در اینجا هستند همه با یکدیگر دوست هستند. ممکن است گاهی کدورتی پیش بیاید اما آنچه مسلم است هر یک از ما از خواندن یک پست پر محتوا و جذاب به وجد می آئیم.



 ارادتمند
بروبیکر

پی نویس : فراموش کردم که بگویم در این میان جناب سروان سفره خانه بغلی هم از حول حلیم اقدامی کرد که باز موجب رونق اینجا گردید و مطابق معمول در حالیکه بنده فکر میکردم سر به راه شده است اما همچنان در شله زرد بدنبال گوشت است و با اقدامش انگیزه ما را بیشتر نمود [تصویر: 132.gif]ایشان از روز اول نا خواسته یار دوازدهم سینما کلاسیک بوده و هستند.

 

 

 

 

 


RE: کافه کوچینی - کاربر حذف شده2 - ۴-۱۱-۱۳۹۵ ۱۲:۳۲ صبح

هنوز هم میتوان به دوستیها امیدوار بود !!!!!!

من از هفته پیش این موضوع تویه دلم مونده بود و آخرش طاقت نیاوردم که نگم. هرچند موضوع یه کم خصوصیه اما بد نیست شما هم بدانید:
دنیا چقدر کوچیک شده. خیلی هم کوچیک شده اما تویه کوچکی این دنیا هنوز مردانی وجود دارند که روح و روانش بسیار بزرگتر از اونیه که ما می بینیم. تویه اینترنت و فضای مجازی آشنائیها همشون منجر به این خبرهای ناگوار و دوستیهای فرصت طلبانه ای که در اخبار میخوانیم نمیشه. 
تابستان سال گذشته خواهر زاده ام (که من خیلی دوسش دارم) برای ادامه تحصیل بعد از مدتها دوندگی و وکیل گرفتن و از این حرفها رفت کانادا. روزای سختی رو تویه غربت میگذرونه.  با آشنا شدن با یکی از اعضای این سایت که در کانادا زندگی میکنند  و با هماهنگی قبلی روز پنج شنبه هفته  پیش خواهر زاده ام برای مشورت کردن خدمت ایشون رسید. او هم با روی باز از خواهر زاده من پذیرایی کردند و اونو به منزل خودشون بردند و ساعتها با هم حرف زدند و با هم نشستند فیلم دیدند و با هم آب معدنی و نوشابه هم خوردند. در پایان هم این دوست بزرگوار من  یه نسخه از شیرشاه با 14 صوت دوبله که توسط خودشون مونتاژ شده بود به خواهر زاده من هدیه دادند.
خواهر زادم به من پیغام داد که اونروز تویه این یکسال و نیمی که تو غربت هست بهترین روزش بود و بعنوان یه دایی به خودم افتخار کردم.
اینروزها کمتر کسی چنین کارهایی رو انجام میده. این فضای مجازی و وجود این سایت بود که باعث شد هزاران کیلومتر اونطرفتر برای خواهر زاده من یک روز خوب درست بشه. پس هنوز هم میشود به دوستیها امیدوار بود.
من زیاد در جریان تغییر و تحولات سایت نیستم. اما با توجه با پست قبل جناب بروبیکر میخواستم عرض کنم مهم دوستیهاست. مهم وجود چنین مکانیست که ما میتوانیم از ایده و عقاید هم تجربه کسب کنیم. من هم نوشته های جناب بروبیکر را خوانده ام و نوشته های جناب منصور را  . آگاهی من از خواندن نوشته های اعضای این سایت افزایش پیدا کرد. جناب منصور از علاقمندان به دوبله هستند . بنابراین تا زمانیکه چنین محفلی  را در اینجا پایدار نگهدارند  سعی میکنم دین خود را از این بابت ادا نمایم. اینگونه مسائل معمولا در تمام محافل پیش می آید اما خوشبختانه سایت کاربران آگاه و عاقلی دارد و از این منظر بنظرم نسبت به سایر مکانهای مشابه متمایز بنظر میرسد.